
آسفالت فرهنگ در نیاوران
ستونهای خانه در حال لرزیدن بود، صاحبخانه در فکر الصاق لوستر برای روشنایی بیشتر بود

ستونهای خانه در حال لرزیدن بود، صاحبخانه در فکر الصاق لوستر برای روشنایی بیشتر بود

سالی که پائیز آبانیاش بوی خون داد و کسی نفهمید چه تعداد جان، پای چه آرمانی، توسط چه کسانی، از دست رفت. منافق یا سرباز گمنام؟ چه کسی کشت؟!!

او انقدر زنده ماند تا صدایش به گوش جامعه برسد و تعدادی او را از عمق زندان بشنوند، به حق بودن عقیده و تفکرش را تاریخ اثبات کند.

من می خواستم نقاشی بکشم از کادر بیرون بزنم
لعنت به تو خانم قربانی، دیوارِ دلسوز

کاش می توانستم بفهمم که آنروزها در آن سرِ کچل چه می گذشت. آیا می دانست علم چیست و عمل کجاست؟ تخصص چیست و دانایی کجاست؟

روایت ماجرای رومینا سیزده ساله، دخترک بی نوای تالشی، نشان مان خواهد داد که داس تنها دست کربلایی رضا اشرفی، پدرِ رومینا نبود.و قاتل، اینجا، حتی یک یا چند انسانِ جاندار نیست.

باید برای این زندگی در این حیات وحش، همه خصلتهای وحشیام را ببرم، شهر حیوان مرا میخواند
درب حیاط را بستم

مناغلب درگیر فهمیام که به عمل نمیرسد و گاهی درگیر با عملیام که به خلق نمیرسد
تمام امروز را غمگین این وضعیت بودم

علم، زیبایی، ثروت، شهرت قدرت، از چهره تا سلاح هر کدام اینروزها ابزاری برای تحقیر و تضعیف و استعمار و استحمار شده اند
فقط به این دلیل که در اختیار کسانی قرار دارند که بهره ای از اخلاق و فضیلت نبرده اند

مرسی که چنان آرام هستی که کسی یادش نیست که تو هم همین حوالی هستی

در تحلیل خود به این نتیجه رسیدم پیروزی خاتمی در انتخابات بیش از آنکه به تغییرات کلانی در نظام سیاسی منجر شود، عملاً من جناح مسلط راست را از زیر فشار بین المللی و داخلی خارج می کند

هیچ سالی به اندازه امسال ما به ادب، اخلاق، معرفت،به یکدیگر، به بودن های ساده، به هدیه ی یک لبخند محتاج نبوده ایم
ما فقط خودمان را داریم.
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.