
مخالف خوانی، انقلاب و فردا
اره، همین اعتقاد شماست که کار و به اینجا رسونده. واقعا دلتون واسه مردم نمی سوزه؟

اره، همین اعتقاد شماست که کار و به اینجا رسونده. واقعا دلتون واسه مردم نمی سوزه؟

علم تاریخ دانشی است ناظر به دو تقید و تلاش، نخست گردآوری و ضبط هر نوع معرفتی به جای مانده از گذشته اجتماعی انسان (تاریخ نقلی) و دوم تلاش و کوشش روشمند برای تعلیل و ریشه یابی ابعاد مختلف حیات اجتماعی انسان در بستر زمان

امروز با خودم فکر میکردم که چه عجیب و خوب است که هیچ اصولی و اعتقادی ندارم. انگار بعد از سالها تلاش، دارم بر سر هر دو راهی جداگانه فکر میکنم.

آنگاه که خفقان بر جامعه مستولی شد و دیگری کنشی صورت نپذیرفت دیگر واکنشی طبیعتا وجود نخواهد داشت و آزادی واکنش گران هم خود به خود محلی از اعراب نخواهد داشت

آقا اجازه … یک نماد از فرهنگ پرسش ستیز جامعه ایران است، اینجا در ملأ عام و در خلوت باید پرسیدن را بدون اجازه و لکنت فرهنگ سازی کرد. تا هر فردی این امکان را بیابد که در عین گمنامی، کاری جهانی و تاریخی کند.

مورخ هنگام بحث درباره مسائلی که به خودش به عنوان انسانی در عرصه عمل مربوط میشود یا حتی منعکس کننده علایق و منافع اوست، ممکن نیست بدون پیش داوری بماند.

او با شوخی جهان جدی و سرد جدا جدای آدمها را کمی گرم میکرد و میکند، او با شوخی یخ جهان را میشکست
و میشکند و مردمی را در برابر غم و جدیت به صف میکرد

مسئله عینیت تاریخی، مهمترین و نیز دشوارترین مبحث در فلسفه انتقادی تاریخ است. مورخان تا چه اندازه میتوانند به حق مدعی اعتبار صدق عینی نتایج گردند.

برای گذر از اَبَر اسلوب دیگر سالاری و عدم ارزشمندی خود، نظام تربیتی و آموزشی میبایست از ساختار الگوسازی دست بردارد. باید خود معنای ارزشمندتری از دیگری باشد. از عکس ابتدای صفحه کتابهای اول دبستان باید شروع کرد،

عینیت را به معنی واقع گرایی نیز تعبیر کرده اند. از این منظر عینیت اصطلاحی است که یکی از معانی آن دلالت بر برداشت عینی واقعیت دارد.

دال جیم میگوید: ما در انتخاب رأس هرم مشکل داریم، ما همیشه برای بدترین ویژگی اخلاقیمان بهترین گزینه را برداشتیم.

بهتر بود به جای جشنواره فجر نام سیرک بزرگ کشوری فجر را بر گزینند بر آنچه از پیش نوشته و خوانده شده. سیرکی که میتوان برای تماشایش فاتحانه بر مسند قدرت تکیه زد
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.