
آزادی منهای تمام آنچه می اندیشیدم
آنها راه خود را پیدا کرده بودند، می خواستند در ورای جدل پست و هشتگ و استوری با حاکمیت، زندگی کنند
لایف استایل زندگی شان اعتراضی نبود، آنها راه خود را پیدا کرده بودند

آنها راه خود را پیدا کرده بودند، می خواستند در ورای جدل پست و هشتگ و استوری با حاکمیت، زندگی کنند
لایف استایل زندگی شان اعتراضی نبود، آنها راه خود را پیدا کرده بودند



جامعه ایران در بطن خود سه منبع خرافه و انحراف دارد

این نشنیدۀ هر ایست این
این در موطنش نازیست این

جامعه مدرن به وحدتی میرسد که متفاوت از وحدت در جامعه سنتی است. در جامعه سنتی وحدت یعنی تشابه همگان و همه یکجور بودن است.

آدمی باید خودش باشد و طبیعی رشد کند و هیچ رسالتی هم بر دوشش نباشد
شصت، هفتاد، هشتاد سال طبیعی عمر کند و بعد هم زوال و مرگ
به همین سادگی

من حاضر نیستم جانم را برای کسی و چیزی فدا کنم چون این جان تنها دارایی من است و من قدرش را میدانم

محمدرضا شاه در چنین روزی از ایران فرار کرد، به عنوان ممرضا خوب کرد واقعا، درست هم فهمید که اینجا دیگه جای زندگی نیست، اما به عنوان شاه، کارش اشتباه بود.

اینکه اطرافیانتان را به تخم و تخمکتان نمیگیرید، نمیشود اعطای آزادیها
شما حال و منفعتی برای در بند کشیدنشان ندارید

ما که هر کداممان میتوانستیم برای موطنمان کاری کنیم و نگذاشتند، ما که آتشنشان صلح بودیم و از شعلههای «مرگ برها» زندگی را برگزیدهایم

ابوالفرس دامن لباس خود را بالا زد و آلت خود را به او نشان داد و گفت:
بیا مرا هم تازیانه بزن که آلت زنا را با خود دارم…..»
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.