
تاریخ و مورخ بیطرف | حسین مفتخری
مورخ هنگام بحث درباره مسائلی که به خودش به عنوان انسانی در عرصه عمل مربوط میشود یا حتی منعکس کننده علایق و منافع اوست، ممکن نیست بدون پیش داوری بماند.

مورخ هنگام بحث درباره مسائلی که به خودش به عنوان انسانی در عرصه عمل مربوط میشود یا حتی منعکس کننده علایق و منافع اوست، ممکن نیست بدون پیش داوری بماند.

مسئله عینیت تاریخی، مهمترین و نیز دشوارترین مبحث در فلسفه انتقادی تاریخ است. مورخان تا چه اندازه میتوانند به حق مدعی اعتبار صدق عینی نتایج گردند.

عینیت را به معنی واقع گرایی نیز تعبیر کرده اند. از این منظر عینیت اصطلاحی است که یکی از معانی آن دلالت بر برداشت عینی واقعیت دارد.

از نظرکالینگوود، وظیفه مورّخ این است که افکار فاعلان و عاملان تاریخی را در ذهن خود «بازاندیشی» و «بازآفرینی کند

من تاریخ را در حیث هستی شناختی آن فرایند شدن آدمی و صیرورت انسان میدانم. البته این انسان، یک انسان مجرد و متافیزیکی نیست؛ بلکه انسانی است که عمیقاً درگیر هم کنشی با دیگران است

بعضی تاریخ نگاری را معادل علم تاریخ دانسته و در تعریف آن آوردهاند، تاریخ نگاری هــم تـاریـخ تحلیلی و هم تاریخ شرح حالی را در بر میگیرد.

ویکو تاریخ را به جایی رسانید که به مقصود راستین خود که مکمل حقایق جاوید است وقوف یابد به این ترتیب، فلسفه سرشار از تاریخ شد

فلسفه تاریخ جز جویش طرحی منطقی و خردمندانه برای جهان چیزی نیست. همان گونه که اسطوره یا افسانه، همان جهان بینی و طرح منطقی فرهنگهای کهن و آغازین برای تبیین رویدادهای گیتی و زندگی اجتماعی آنهاست

اگر ملتی، در موقعیتی قرار گرفت که خود را در دنیا به نمایش گذاشت و حوادثی به وجود آورد که آن حوادث نه تنها در داخل خود ملت، بلکه در همسایگان و در جهان موثر واقع شد، تاریخنگاری – تقریباً – از همین موقع در میان آن ملت آغاز میشود

فلسفه تاریخ تلاشی است در جستجوی وحدت و معنا و ساختهای تاریخ و محرک آدمی در این تلاش پرسش همیشه فلسفه است

انگیزه تاریخ جوهری تمایل به جبران یا ممانعت از گسترش و شیوع هراسانگیز تصادف و ناکامی در زندگی افراد از طریق نشان دادن نقش مهم آنها در تکوین جریانی گستردهتر و رضایت بخشتر.

او اعتقاد دارد، علم و ادراک مفهومی ایجابی هستند که در اثر آن افزایشی در عالم حاصل میشود. او همچنین علم و ادراک را به معنای صرف نسبت و اضافه میداند
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.