
سانسور یا مدون کردن بیان رمزی؟
درباره محدودیتها/سانسور، ناگزیری، چالش ها و عوارض

نویسنده: سمیرا پورک
واقعیت این است که در همه دورانهای تاریخ بشری، ممنوعیتها جدای از کارکردشان (نهی عمل منفی) ترغیب کننده و محرک برای قدم برداشتن به سوی فعل منکر بودهاند.
بباید قدری به عقب برگردیم، به آنجا که چگونه افراد پایبند قانون میشوند. حقیقت این است که تشکیل یک جامعه یا واقعیت اجتماعی به معنی وضع قوانین و دستورالعمل¬های ویژه در راستای اهداف آن جامعه است و بدون شک این دستورات فردیت و هویت اعضای ان جامعه را تحت تاثیر قرار می¬دهد. حالا چرا کدها و قوانین اهمیت پیدا میکنند؟ از آنجایی که فرد برای به رسمیت شناخته شدن هویت و سوژگی¬اش نیازمند پذیرفته شدن در دنیای بیرونش است، از تبعات وضع قوانین در جوامع این است که ممنوعیت¬ها و محدودیت¬ها را تعیین می¬کنند و در راستای آن حدود آزادی افراد مشخص می¬شود. سانسور هم در همین نقطه رخ میدهد اعمال انسان در یک جامعه طبق قوانین از پیش تعیین شده ارزیابی میشود و طبق آنها حد و مرزهای آزادی مشخص شده و عبور از آنها پایه¬ی شکل¬گیری امر کنترل و یا سانسور می¬شود. از دلایل مهم بودن سانسور این است که که فرد در صورت عدم تطبیق خود با نظم آن سوژگی¬اش را در موضع تهدید قرار می¬دهد و به عبارت دیگر پذیرفته شدن او در این نظام به عنوان یک فرد به خطر می-افتد.
با در نظر گرفتن آنچه در رابطه با عملکرد محدودیت¬ها و مرز¬ها بیان شد، در ادامه متن به واکنش¬های اجتناب ناپذیر به سانسور و تاثیر آن در روند پیشرفت فرهنگی و اجتماعی جامعه خواهیم پرداخت.
انحراف از ممنوعیت
وقتی محدودیتی از طریق سانسور اعمال می¬شود، به مرور نوعی کشش به سوی امر ممنوع شده ایجاد و در نهایت به صورت افراطی واکنش علیه امر سانسور متولد عمل ممنوع است. تخطی از نظام و سلسله قوانین که نتیجه¬ی عواقب منحرف و ناخواسته¬ی سانسور محسوب می¬شود بیانگر مقاوت ناخودآگاه ذهن بشر است.
اسلاوی ژیژک در کتاب هنر امر متعالی مبتذل به این امر اشاره می¬کند که فرد به دنبال اثبات هویتش نیاز به تطبیق خود با قوانین از پیش وضع شده دارد و در عین حال برای اثبات وجود این قوانین نیاز است آنها را دور بزند و از واقعیت خارج شود تا با انحراف از واقعیت، به درک آن واقعیت دست یابد و به آن باز گردد. آنچه ژیژک به آن اشاره می¬کند نیاز ناخودآگاه ذهن فرد به خارج شدن از نظام قوانین و جستجوی واقعیت است که در نهایت او را به همان سیستم یا نظام باز می¬گرداند و در غیر این صورت فردیت یا سوژگی¬اش در موضع تهدید قرار می¬گیرد.

بازگشت ممنوعیت
زیگموند فروید به عبارت بازگشت واپس¬زده¬ها می¬پردازد و اذعان دارد که هر آنچه در ذهن فرد مسدود و به سوی ناخودآگاه رانده می¬شود، در تاریک¬خانه¬ی ذهن مخفی می¬ماند و روزی به همان شکل و یا صورت دیگری (شدیدتری) به عرصه¬ی خودآگاه بازخواهد گشت.
فروید در کتاب توتم و تابو اشاره می¬کند که:
نهی،نیرو و خاصیت چسبندگی خود را به ویژه از روابط موجود بین خود و طرف مقابل کسب می¬کند یعنی از روابط با میل ارضا نشده¬ای که نهان مانده است و این خصوصیت ناشی از یک ضرورت درونی است که ضمیر آگاه نمی¬تواند در آن نفوذ کند. انتقال پذیری و استعداد گسترش نهی، نشان دهنده¬ی مسیر تحولی است که میل باطنی نهان می¬پیماید و شرایط روانی ضمیر ناآگاه به ویژه سبب تقویت آن می¬شود. میل برای آنکه بتواند از منعی که بر سر راهش قرارگرفته بگریزد، پیوسته جابجا می¬شود و می¬کوشد چیزهای دیگری را_ اعمال یا اشیایی که قابلیت جانشینی دارند_ جانشین امر ممنوع گرداند.
سانسور و جبران واپس زدهها
عمل سانسور به صورت ویژه¬ای واپس زدن امر ممنوع محسوب می¬شود که در این حالت در برابر امر ممنوع مقاومت ایجاد شده و سوژه تمایل به کناره گیری از حرکتش در کدها و قوانین از پیش تعیین شده می¬یابد و در نهایت بیرون از مرزهای واقعیت اجتماعی به دنبال جبران واپس زده ها خواهد بود.
در این بین جبران واپس زده¬ها فرد را به دنیای فرای قانون¬ها و دستورالعمل¬های از پیش تعیین شده می-کشاند تا در آن دنیای فانتزی قانون¬شکنی کند.
بنابراین هجوم واپس زده¬ها به خودآگاه و تلاششان برای معنا یافتن در دنیای فرد آنها را به واقعیت اجتماعی می¬کشاند حتی به قیمت به خطر افتادن هویت و سوژگی او. به این صورت انحراف از نظم و قوانین تعیین شده به نوعی تخطی از خواستگاه سیستم یا نظام در پذیرش محدودیت¬ها بشمار می¬آید که فرد با گذر از آن صراحتا خواستار عبور از مرزهاست و در نهایت برای حفظ فردیتش به پذیرش محدودیت¬ها و قوانین تن می-دهد حال آنکه این نیاز به بازگشت و عبور از حد و مرزها همیشه با او خواهد ماند.
میل و سائق و تهدید فردیت در واقعیت اجتماعی
میل و سائق(علت درونی انگیزش فرد) دو مفهوم در ارتباط با سوژه¬ی ناخودآگاه می¬باشد که میل به یکی شدن با دیگری _که اینجا منظور نظام و سیستم دارای قوانین و مرزها است را زا میان میبرد.
سائق همان نیازی است که سوژه را از این مسیر ماندن در نظام قوانین نمادین خارج می¬کند تا به دنبال ابژه-ای دیگر جهت تطبیق میل¬های خود با آن ابژه باشد.
به این صورت سائق برای سوژه ابژه¬ میل را فراهم می¬کند تا سوژه آن را جایگزین میل یکی شدن با قوانین سیستم کند.
اگر قوانین موجود در یک فرهنگ و اجتماع را، سیستمی که دیگری آن را تعریف کرده است در نظر بگیریم، سوژه با خروج از زنجیره¬ی دال¬های پیش¬فرض وارد دنیایی از فانتزی برای جبران مدلول مورد نظرش می-شود. حال آنکه سانسور یا مخفی کردن ابژه¬ها، سوژه را به عبور از حد و مرزهای تعیین شده سوق می¬دهد و فردیتش را در واقعیت اجتماعی به خطر می¬اندازد.
آنچه در این جستار مطرح شد نمونه ای از ایده های مرتبط با کارکرد ناخودآگاه ذهن در رویارویی با ممنوعیت¬ها و سانسور بود که به بررسی علت مقاوت افراد به صورت ناخودآگاه به امور نهی شده و نتیجه¬ی سرکوب پرداخته شد. کنترل، محدودیت و سانسور بدون در نظر گرفتن کارکرد ذهن ناخودآگاه عواقب جبران ناپذیری در انگیزه¬ و تمایل افراد برای ماندن در جامعه دارد. در چنین جوامعی افراد به صورت افراطی و به اجبار ظاهری محافظ را جایگزین واقعیت درونی خود می¬کنند تا بصورت انتزاعی از هویت خود محافظت کنند و مدام نگران آشکار شدن این محافظ یا سپر جعلی خواهند بود.
منابع:
ژیژک، اسلاوی. هنر امر متعالی مبتذل. ترجمه¬ی مازیار اسلامی. نشر نی، ۱۳۹۸٫
فروید، زیگموند، توتم و تابو. ترجمه¬ی محمدعلی خنجی. موسسه انتشارات نگاه، ۱۳۹۷٫
فینک، بروس. سوژه¬ی لکانی میان زبان و ژوئیسانس. ترجمه¬ی علی حسن¬زاده. نشر بان،۱۳۹۷٫