غیر از آنها که حقیرند
از انسانهای معمولی
تا اهالی آزادی
هیچکس دیکتاتورها را دوست ندارد
نداشته
و نخواهد داشت
آنها بد هستند
اما واقعیت عجیبی در جریان تاریخ وجود داشته است که منحصر به فردترین قطعات موسیقی شاید محصول دورههای حکومت یک دیکتاتور است
و منحصر به فردترین کتابها و نقاشیها و …
دیکتاتورها در انسان جنگی را به راه میاندازند که در آن جنگ منحصر به فردترین نسخه آدمی در میآید
جایی که انسان در محدودیت نفس کشیدن در یک تنگنا خلق میکند
و من هیچ نسخهای از خودم را به قدر اجاجت با یک دیکتاتور دوست ندارم
جایی که میشود با یک بند کفش هم جنگید، نه برای جامعه، نه برای دیگری، بلکه برای آزادی
آنچه در بالا میآید را در ستایش سی سال لجاجت بر اشتباهی که دوستش دارم نوشتم
لجاجت با دیکتاتور کوچکی به نام آقای سلیمی، به نمایندگی از تمام دیکتاتورهای عالم

آزادی با بند کفش
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی
بازمانده از گذشته
در طول قرنها تمام مفاهیم بشری، که حکم دست و پا زدنها و بال زدنهای بیهوده بودهاند، فرو ریخته و تنها اصلی که باقی مانده است آزادی است.
با همه دشواریها، و پسندها و ناپسندهای معمول، واژگان و معانی و فرم و صورت افعال بشری خود را از انقیاد حکمها و حریمها و حرمتها رها کردهاند. نظم، عشق، دین ، ایثار، مادر ، رشد، احترام، ازدواج ، اصالت ، زیبایی، نور و هزاران مفهوم اخلاقی بشری چنان مرزهایشان جا به جا شده است که دیگر به صورت قطعی نمیتوان آنها را بخشی از دایره اخلاق و فضیلت بر شمرد. بشر سمفونی پرواز آزاد را خارج از تعریف مثبت و منفیِ مفاهیم مینوازد، و نتیجه گاهی آزاردهنده و گاه روح بخش است اما هر چه هست در دایره آزادیست.