١
اولین برداشت از ماجرای مادر قمی و طلبه آمر به معروف در این است که نوعی از دینداری در ایران به پدیدهای عفونی تبدیل شده است. امروز هر لحظه و در هر نقطه شهر که نشانهای از این نوع دینداری وجود دارد. احتمال عفونی شدن ذهن، ارتباط و زبان و عمل انسانها وجود دارد.
٢
این دینداری عفونی چیست؟ این دینداری حاصل آمیزش قدرت و سیاست با نهاد روحانیت است. این دین عفونی جامعه ضعیف و غیر متعقل میخواهد. جامعهٔ عوام و خرافاتی و شبه علم زده، تا در آن پرسه بزند، با عفونتهای اجتماعی و تاریخی ممزوج شود و همه چیز را آلوده کند. و صد البته که جامعه ایران، به دلیل ریشههای خاص جغرافیایی و تاریخی و فرهنگی خود، مستعد دریافت چنین عفونتی بوده و هست.
٣
عفونی شدن دینداری پدیدهای تاریخی و جهانی است و مختص ایرانیان نیست. اروپاییها هم قبل از رنسانس تجربه عفونی شدن دینداری را تجربه کردهاند. #مسیحیت عفونی در آن دوران با تفتیش عقاید، تحجر و مقابله با آزادی و اختیار، به جان مردم افتاده بود و تمام همین اروپای متمدن امروز را آلوده فساد کرده بود.
۴
برای مثال در فرایند تفتیش عقاید مردم بیگناه بسیاری در دادگاهها متهم به ارتداد، شرک و جادوگری و برای اعترافگیری شکنجه میشدند. مردم بینوایی که تاب شکنجهها را نداشتند، اعتراف به اَعمالِ کرده و ناکرده خود میکردند و محکوم به مجازاتهای گوناگون و اعدام میشدند و اگر اعتراف نمیکردند سرنوشتی داشتند که قابل توصیف نیست، اما به دلیل تجربه زیسته مشابه جامعه ایران در سالهای اخیر، قابل حدس است!
۵
شکنجه مادر قمی با فیلمبرداری مخفیانه، شبیه دادگاهی شدن ماهور احمدی به خاطر نداشتن حجاب پای تابوت پدر، یا چیزی شبیه تلاش برای سانسور فیلم برادران لیلا بود. پدیدهای تکرار شونده مثل اخراج اساتید دانشگاهها یا مرگ دختر کرد میهمان پایتخت، مهسا امینی.
۶
در همه این وقایع، دستگاه تفتیش عقیده یا همان طبقه حامل این نوع دینداری خاص، با نوعی از عفونت تهاجمی، به بدنه جامعه حمله و آنرا را دچار اختلال میکند. بیمارستان، زیر تابوت پدر، بازار ماهیفروشان رشت و پاساژ و پارک و دانشگاه، فرقی ندارد. عفونت به هر کجا سرایت کند، آن نقطه را دچار اختلال میکند و یک تنش عذاب آور را بر بدنه جامعه تحمیل میکند.
٧
البته که مانند اروپای قرون وسطی عیان شدن عفونت، در اوج منفی بودن کنشهایی مثبتی را رقم میزند. چرک حاصل از دینداری عفونی صدها سال زیر پوست جامعه ایران وجود داشت و امروز به لطف بیداری جامعه زنان و گسترش تبادل تجربههای زیستی و اجتماعی از طریق تکنولوژیهای ارتباطی به وضوح قابل مشاهده شده است
از این وجه، جامعه فرصت ریشهیابی آنرا پیدا کرده است و کنشهایی چون پاسخ اعتراضی بدنه جامعه به این عفونت که حکایت از بیداری و بینایی جامعه دارد.
٨
در طول حیات این نوع از دینداری در تاریخ حیات اجتماعی ایرانیان، زنان جامعه بیش از هر بخش دیگری، در معرض عفونت قرارداشتند.
جامعه زنان، با مفاهیمی چون #غیرت، #حیا، #مادری و پاکدامنی و سلیطه گری سالها زمینه و بافت مطلوب عفونت در بدنه جامعه ایرانی شد و حالا و بعد از سالها، همین بخش از جامعه یعنی زنان ایرانی به چنان استقامت و مقاومتی رسیدهاند که نه تنها خود را در برابر دین عفونی واکسینه کردهاند، بلکه همچون یک دستگاه ایمنی پویا، بدنه جامعه ایران را آماده دفع عفونتهای مختلف به خصوص این عفونت خاص کردهاند.
٩
نقطه کماکان سیاه مواجهه جامعه ایران با این شکل دینداری عفونی، شاید انفعال جامعه مردان و بسنده کردن به موقعیت همراهی کردن با زنان است.
مبانی مرد سالاری و منفعت مرد سالاری که متکی بر دینداری سنتی است، به نظر مانع از این شده است که مردان در این مسیر، همراه زنان باشند.
نهاد دین معقول و دینداران عاقل، در فرآیند مبارزه زنان با دینداری عفونی اینروزها منفعل شدهاند، این انفعال و همراهی نگردن با مردم کار را به جایی خواهد رساند که جامعه ایران در آینده نزدیک، تفکیکی بین دینداری عفونی و دینداری معقول قائل نشود و به کلی بساط دین را جمع کند
١٠
و مضحک و تأسفآور و شاید امیدآفرین در این میان، سقوط اعتبار، آبرو و مرجعیت و جایگاه روحانیت است.
آژان شدن یا مقامی پستتر از یک آژان؛ جایگاه خفیف جاسوسی برای طلبه حوزه علمیه، تحقیر زیر فریادهای یک زن و رها کردن عبا، که نماد روحانیت است، حقیقتی را فریاد میزند که جامعه ایرانی سالها منتظر آن بود. یعنی پایان کارکرد نمادهای دینی و زوالِ وجاهت و اعتبار و قدرت متولیان دین در ایران.
به هر حال، آنچه امروز جریان دارد، مبارزهای سخت، تلخ و فرساینده است و آنچه در انتظار جامعه ایران است، رهایی از این نوع دینداری عفونی است که شاید آغازی بر توسعه و پیشرفت ایران و همزمان شروع زیست جهانی ایرانیان باشد

