کجایید ای ایرانیان آریایی

کجایید ای ایرانیان آریایی
ایرانی آریایی ایران امروز

کجایید ای ایرانیان آریایی از یک ترس می‌آید. اینروزها می ترسم با خودم فکر می کنم که دارم کجای تاریخ زندگی می کنم؟ آیا من زنده ام؟ و بر بستر زمان جاری‌ام؟ اینها چه کسانی هستند که با من هموطن‌اند؟ انگار اینجا همه چیز متوقف شده  هر چه بیشتر تاریخ می خوانم منزوی‌تر می شوم. کجایید ای ایرانیان آریایی از یک تنهایی می‌آید. هیچ جایی ندارم که بروم.

گم و گنگ و محو

سینما مبتذل است، تئاتر مبتذل است، خیابان سخیف شده و پارک فروپاشیده و ارتباطات انسانی بوی گند پول می‎دهد! تاریخ سینما سینما در ایران یعنی دوربین محمدرضا اصلانی و بیضایی و فرمان آرا و جعفر پناهی و مخملباف و ناصر تقوایی یعنی سالنی برای اندیشیدن و تعمق، دیدن امین حیایی و تنابنده و گلزار در سالنی پر از تماشاگر لب حوضی سخت است
کتابفروشی‌ها پر است از کتاب‌های انگیزشی و روانشناسی زرد؛ خبری از نویسندگانی که می‌نوشتند و نمی‌بافند، نیست! خبری از کتابهای شفیعی کدکنی و شهرنوش پارسی پور و سعیدی سیرجانی نیست. کمی قبرستان است اینجا هر چند قبرها پنهان شده‌اند، استبداد زمین را هم سانسور می‌کند. به دنبال خاک آدم‌هایی که می شناسم‌شان می گردم و خبری نیست!! قبر شاه عباس و بازرگان و محمد شاه و فرزاد کمانگیر و ناصرالدین شاه و … کجاست؟

ما کجا و اینجا کجا

اینروزها آدم‌هایی می‌بینم که تا به حال تاریخ مختصاتشان را برایم تعریف نکرده است. در تاریخ خبری از این همه دلال و رشوه خوار و دزد بیت المال نبود. خبری از این همه ریا و جهل نبود.کجاست آخوند ملا؟ کجاست کشاورز کشاورز زاده با اصل و نسب؟ کجاست سیاستمداری مثل قوام و مشیرالدوله و مصدق و هویدا کجا هستند؟ من از زاینده رود و هامون شنیده بودم و حالا تمام جغرافیای آبی که من میبینم دریاچه چیتگر است. هموطنان من یهودی و مسیحی و زرتشتی و مسلمان بودند. چه کسی خبر از اینها دارد؟ من اینجا هر که را که می‌بینم مقید به هیچ مکتب و مذهب و انسانیتی نیست.

واقعیت چه می‌گوید و تاریخ چه می‌گوید

در تاریخ، من هموطن تختی بودم! در تاریخ خبری از ورزشکار شرف فروش نبود، برای من هنرمند دلکش و بنان بود! اصلا روح تاریخ از جنس تتلو خبر نداشت! نمی دانم شاید ما واقعا انقلاب تاریخی کرده ایم و در آغاز افرینش هستیم و اینجا لحظه آغاز تاریخ است.
هر چه هست از اصالت و هویت!!! خبری نیست. و این به اصلاح آدمها و فیلم ها و دریاچه ها و …گیج و سردرگم و پوچ!!! در پیرامون جان و تن ما موس موس می کنند. و من شعر کجایید ای ایرانیان آریایی می‌خوانم و از آنها می ترسم.

ایرانیان آریایی

 


کجایید ای ایرانیان آریایی

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *