حقارت سایه و عظمت سیاهی

حقارت سایه و عظمت سیاهی
حقارت سایه و عظمت سیاهی

در غیاب یک شر با شکوه

خوب است آدمی در زندگی‌ فردی و اجتماعی‌اش با یک شر و سیاهی با عظمت مواجه باشد. خوب است آدمی در زندگی‌ فردی و اجتماعی‌اش با یک شر و سیاهی با عظمت مواجه باشد. و به چالش کشیده شود؛ تا با یک نیروی رو به زوال و حقیر روبرو باشد؛ که حتی ادب جنگیدن را ندارد.
بسیاری از مبارزان آزادی، حق و حقیقت اگر می‌توانستند از جبهه شر و سیاهی یک نفر یا گروه را انتخاب کنند تا با آن‌ مبارزه کنند، مثلا یکی از فرعون‌ها را انتخاب می‌کردند که خودِ بدی بودند. آنها چنان دشمن سختی برای انسانیت بودند که مرزهای ظلم را در تاریخ جا به جا کردند. فراعنه با هیبت و جبروت‌شان سه هزار سال سرزمین مصر را غرق سیاهی ساختند. درحالیکه نه اهل فریب و تظاهر بودند، نه دین و مکتبی را به گروگان گرفته بودند و با آن اخاذی می‌کردند.

که حقیقت را روتوش نمی‌کند

فراعنه نسبت به خیلی‌ از جریانات سرکوبگر تاریخ، دشمن قابل احترامتری برای انسانیت بودند، چرا که بدون روتوشِ حقیقت، زور می‌گفتند و شر بودند و آزادی را می‌کشتند، ادعای خدایی می‌کردند و در عمل هم خداوندگار تاریکی بودند. سیاهی و باطل هم باید چیزی در چنته داشته باشد تا بشود پا به میدان مبارزه با آن گذاشت. رویارویی حق و باطل، نور و تاریکی زمانی رویارویی است که یک سمت شوکت نور باشد و یک سمت شوکت سیاهی، تنها در این حالت است که مبارزه شأن می‌یابد. ظلمتی که دروغ می‌گوید و سیاهی‌اش را فریاد نمی‌زند، تنها یک سایه رو به پایان است و باطلی است که باطلی کردن را بلد نیست. چنین جریان حقیری خودش با خودش دشمنی می‌کند و در واقع با خودش می‌جنگد و‌ خودش را نابود می‌کند و شاید به همین علت است که تمام حقیقت روبروی یک لکه زودگذر و تاریکِ تاریخ صف نمی‌کشد

 


 

حقارت سایه و عظمت سیاهی

درباره جبهه شر و سیاهی

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *