از هزینه صلح تا درآمدِ جنگ

جنگ و صلح سولون
از هزینه صلح تا درآمدِ جنگ

تاریخ، اسطوره و صلح

هورای از اساطیر یونانی اند، که نگهبانان آسمان بودند و فصل‌های سه گانه سال از آنهاست: تالو (بهار)، کارپو (پائیز و برداشت محصول)، آوکسو (تابستان، افزایش)
هزیود شاعر یونانی که سراینده مشهورترین منظومه «تبارنامه خدایان» بود و دانشمندان امروزی از او به‌عنوان منبع اصلی اساطیر یونانی یاد می‌کنند؛ این سه فصل را، با عنوان ایرنه (صلح)، ائونومیا (نظم و قانون) و دیکه (عدالت) نامگذاری کرد که هر سه از عناوین اصلی اخلاق بشری هستند.
این نامگذاری هزیود را می‌توان اینگونه تحلیل کرد که در نگاه او، صلح یکی از مهمترین فصول زندگی انسان است و بدون آن بخش مهمی از زندگی فردی و اجتماعی دچار نقص خواهد بود.

صلح چه هست و چه نیست

در همین نگاه، اگر از مفهوم‌ صلح فرد با خود بگذریم، این واژه را می‌توان در همنشینی مفاهیمی چون همدلی و درک متقابل، دوستی اجتماعی و مهرورزی تعریف کرد. مفاهیمی که با پایان یافتن جنگ و خصومت، زمانی پرده از چهره می‌گشایند.
در نهاد ارتباطات بشر، جنگ یک متغیر ثابت است که همواره در جریان بوده است. جنگ  جزئی از زیست اجتماعی انسان بوده حتی زمانیکه در ظاهر هویدا نبوده است، از این رو هیچگاه بشر با صلح به دنبال این فعل ناشدنی نبوده است بلکه صلح را برای به تأخیر انداختن جنگ و مناقشه به کار انداخته است.
صلح، جنگِ با جنگ نیست، صلح، نابودی و نیستی جنگ هم نیست، آرمان جهانی صلح‌ طلبان، تنها پایان جنگ‌ها و به تأخیر انداختن جنگی دیگر در جهان است. چرا که به عقیده ایشان، جنگ،‌ فرایندی است که روح و جان بشر را فرسوده می‌کند و عموما از طریق واکنش‌ها‌ رخ می‌دهد. در نگاه آنها، استمرار فرهنگ جنگ، اقدامی در جهت کاهش طول عمر صلح است.

تهدیدات صلح

عمده‌ترین دلیل در معرض تهدید قرار گرفتن صلح در دنیای امروز، وجود کسانی است که قادر به حیات در زمانه صلح نیستند.
جریاناتی که با ناتوانی ذهنی خود، در برابر مفاهیمی چون رشد اندیشه، رفاه و امنیت و‌ توسعه به تخاصم ورزی می‌کنند. چرا که در زمانه صلح نه آنها چیزی برای عرضه به جوامع دارند و نه جوامع نیازی به وجود آنها دارند. جریان جنگ‌افروز تاریخ، پس از پایان یک جنگ (در مواقع صلحی که یا آنرا به جبر پذیرفته یا تحمیل کرده‌اند) ابتدا با ساختن دشمن فرضی، بخش تباه و فاقد آگاهی جامعه را در پی تخاصمی بسیج می‌کنند و اهدافی را برای آنها ترسیم می‌کنند و محیط را برای شرارت این عده فراهم می‌کنند و جنگی را به راه می‌اندازند. از این رو در جوامعی که اندیشه جنگ‌افروزی وجود دارد، در مواقع و مواضع صلح، جنگ پیشین تقدس یافته و جنگی نو در درون عده‌ای در حال شکل‌گیری است.

راهبران صلح

در مقابل چنین جریاناتی، راهبران مصلح قرار دارند، راهبرانی که به رشد اندیشه، رفاه و امنیت و‌ توسعه جامعه می‌اندیشند و اساسا رسالت وجودی خود را تأمین نیازهای اساسی فرد فرد جامعه میدانند و برای آن تلاش می‌کنند.
برای تحقق آرمان صلح پایدار بشری البته تنها یک راهبر مصلح کفایت نخواهد کرد، فرهنگ مسالمت‌ جویی، تساهل و تسامح و وجود قانون و قانونمداری در نمود بیرونی جامعه و در و پیش‌ فرضهای فرد فرد جامعه ضروری است. اینها اولین و مهمترین ابزار بشر برای پایداری صلح هستند که همه‌گی محصول تجربیات شیرین تاریخ به شمار می‌روند.

سولون و صلح

صلح در تمام طول تاریخ، امری پر هزینه برای راهبران و فعالان سیاسی و اجتماعی بوده است. ارسطو در کتاب اصول حکومت آتن از «سولون» یکی از بزرگترین رهبران مصلح تاریخ، یاد می‌کند که کوشید تا در برابر سیاست‌ها و اخلاقیات آتن قدیم قانون‌گذاری مبتنی بر صلح داشته باشد و هزینه این اقدام خلاف عرف تاریخ را هم پرداخت
قوانین اصلاحی سولون چنان بر منافع جمعی، امنیت، رفاه و سلامت و رشد اجتماعی آتن استوار شد که برخی منشور او را سنگ زیر بنای دموکراسی در جهان برشمرده‌اند که تا به امروز هنوز هیچ ساختار سیاسی به کارآمدی آن برای احقاق حقوق حقه فرد و جامعه نیامده است.
بسیاری از اصلاحات سولون در چرخه واکنش به جنگ و مقدس سازی جنگ اندکی پس از او از میان رفت ولی نقش او در پایه‌ریزی مردمسالاری و صلح بر پایه آن منبع الهام آرمان‌ داران صلح در طول تاریخ است.
خوانش آنچه سولون برای صلح انجام داد، می‌تواند منبعی برای الهام و فهم مصلحان امروز باشد که در جهانی که هر روز با بهانه پر رنگی برای جنگ و خونریزی مواجه است، تدبیر امور را در اختیار بنیادگرایان و قاریان روایت‌های فاشیستی از دین قرار ندهند، از هزینه‌های صلح آگاه باشند و چگونگی تحقق آن را در برنامه‌ای منطقی دنبال کنند

سولون چه کرد؟

سولون در جریان یک مناقشه اجتماعی طولانی به حکومت آتن می‌رسد، در حالیکه منبع جنگ را می‌شناسد و در مطلع یکی از اشعارش می‌نویسد: «من این بد بختی ها را میدانم و هنگامیکه می‌بینم سرزمین نیاکانم قربانی هوسها و مطامع این و آن شده است قلبم در سینه آکنده از اندوه می‌شود»
این و آنی که سولون از آنها یاد می‌کند دو سر تفرقه و مناقشه هستند که در هر جنگی وجود دارند، در یونان باستان، اشراف طمع‌ ورز و مستضعفان قانون گریز دو سرِ جنگ داخلی بودند که مخاطبان سولون در تلاشهای صلح‌ طلبانه او از جمله قوانین اصلاحی‌اش هستند.
همانطور که در سطور قبل بیان شد، تلاش برای صلح در تمامی تاریخ و‌ در میان انبوه جنگ‌ افروزان، اقدامی هزینه‌ زا به شمار می‌‌رفته‌  است و ارسطو از واژه انتحار برای تلاش سولون برای صلح پایدار در آتن یاد می‌کند. سولون درباره هزینه‌های صلح طلبی می‌نویسد: «اگر بجای من آدمی شریر و ناپاک بکار آمده بود هرگز نمی توانست مردم را اداره کند و از پای نمی نشست تا آنکه شیر را تکان دهد و کره خود را گرفته باشد. اما من مانند حائل و سپری میان دو سپاه قائم و استوار بماندم و از تجاوز طرفین جلوگیری کردم… از این رو من آنچه در قوه داشتم به فعل در آوردم ، و ایستادگی میان دو جناح ، چنان مرا مضطر ساخته، که گوئی گرگی در میان دسته ای سگ محصور مانده به این سوی و آن سوی متوجه است.»
هیچ کس نماینده خدا روی زمین نیست. هیچ کس مشروعیتش را از آسمان نمی‌گیرد و در جهانی که تمامی افراد چنین گزاره‌هایی را باور داشته باشند، احتمال وقوع جنگ کم و کشته و قاتل جنگ عناوین پرطمطراق ماورائی ندارند

صلح و مطلق‌گرایی

تلاش برای صلح مستلزم برداشت نسبی از حق و‌ باطل در جهان است، جنگ‌ افروزان و ‌محورهای شرارت تعریف مطلقی از حق و باطل ارائه می‌دهند تا شعله خشم و خصومت را در میان مردمان روشن کنند و در مقابل این جریان، صلح‌ افروزان برداشت نسبی از این دو مقوله دارند.

سولون در یکی از متون حماسی خود گوید: «من به ملت آنقدر اختیار دادم که در خور و مستحق آن بود ، نه از این استحقاق چیزی کاستم و نه بدان چیزی افزودم کسانی را که قدرت آنان ثروتشان را حفظ می‌کرد و همین ثروت آنان را در معرض حسد و کینه خلق قرار می‌داد از اسراف و زیاده روی بازداشتم. و خود درمیان دو صف چون سپری ایستادم و خائنین را از تجاوز و تعدی بطرف مقابل بازداشتم»

صلح و خشم دو سوی جنگ

و این یکی از سنگین‌ترین هزینه‌های صلح دوستی و صلح طلبی است، جایی که فرد از هر دو سمت مورد هجوم قرار می‌گیرد و فردی که قصد دارد در این عرصه کنش ورزی کند، باید به چنین چالشی واقف باشد
در منظومه ذهنی راهبران صلح، آزادی هم مفهومی نسبی است و بدون‌ نزدیک شدن به مرزهای استبداد و‌ خففان مفهوم آزادی را هم لجام گسیخته نمی‌پذیرند و با قانون‌ مورد وثوق اکثریت آنرا نسبی تعریف می‌کنند  تا منبعی برای مناقشه نباشد سولون درباره شیوه سیاست و سلوک با عامه به اعتدال میگوید: «این مردم عوام اگر زمام آنها را خارج از اندازه رها نکنند و هم اگر با آنان بیش از حد خشونت روا ندارند، رهبران خود را بخوبی پیروی خواهند کرد، اما ثروت بی پایان وقتی به مردمی تعلق پیدا کند که به حد کافی به رشد و دانائیی نرسیده و در خور آن نیستند، موجب شدت و خشونت می‌شود.»

عوامل صلح

مصلح و قانونگذار شهیر یونان باستان، سولون، عدالت اجتماعی و اقتصادی را منبعی برای صلح بر می‌شمارد وقتی در میانه اشراف و‌ مستضعفان می‌ایستد و‌ قانون تقسیم اراضی را اجرا می‌کند با هجمه‌ای مواجه می‌شود که بخشی از همان انتحار سیاسی است که ارسطو از آن یاد می‌کند. او در اینباره می‌گوید: «آرزویی طلائی در خاطر اینان است و هر کدام انتظار دارند که از راه غارت و چپاول و آشفتگی اوضاع ثروتی بیکران بدست آورند … اینک که آرزوی آنان خام مانده است خشمناک و کینه توز چون دشمنان در من می‌نگرند. آنچه من کرده ام … البته بی علت نبود. بنظر من خوش آیند نبود که با شدت و استبداد برای تحقق هدفها عمل کنم و یا اینکه اخبار و اشرار را در بهره برداری از سرزمین حاصلخیز و مقدس وطن از یک نظر بنگر.»
خلاصه  کلام، عدالت اجتماعی و اقتصادی حاصل شده از اصلاحات سولون را می‌توان در این جمله او به وضوح دید که درباره آن می‌نویسد: «من حدی برای خواهشها و تمایلات و هم چنین نکبتهای مردم نهادم ، آیا درباره هدفی که مردم را برای رسیدن بآن به مکاری و اتحاد دعوت کردم.»

صلح و وابستگی

صلح سولون به معنای وابستگی نیست. بسیاری از جنگ افروزان که در تنش و تشنج زندگی می‌کنند، صلح را به معنای وابستگی می‌بییند اما سولون و اقدامات اصلاحی‌اش این تعبیر انحرافی را رد می‌کند.
این خاکدان تیره و سرزمینی را که از هر سو چنگ گسترده و روزی برده و بنده دیگران بود و اکنون آزاد و آزاده است، زندگی ذیل جوامع جنگ پرست و غرق تقابل، به انحاء مختلف به مهاجرت می‌انجامد، در یونان باستان اهالی آتن به بردگی گرفته می‌شدند و در دنیای امروز مهاجرت نخبگان و مهاجرت به طور عام شکلی از آثار جنگ و جنگ پرستی است، صلح و اجرای قانون اصلاحات ارضی سولون فروش برده که موجب مهاجرت اهالی آتن شده بود را از میان برد، به شهادت می طلبم بسیاری از مردمان آنرا که روزی به جور و ظلم
و بحق و ناحق فروخته شده بودند به موطن خود سرزمین آتن که میعاد خدایان است، بازگرداندم مردمانی که در نتیجه دوری از وطن زبان مادری را فراموش کرده و در هر ناحیه ای پراکنده شده، من همه آنان را به قدرت قوانین خود به میهن بازگرداندم.
چه ، حرمت رعایت قانون را با قدرت و حکومت همراه ساختم و هر وعده که دادم بدان و فا نمودم صلح به تنهایی قادر به استمرار حیات در جامعه نیست، قانون و قانونمداری می‌تواند ضامن صلح پایدار باشد، سولون برای تحکیم صلح اجتماعی در آتن دست قانونگذاری مبتنی بر منافع مردم زد.

صلح و قانون

دوام آوردن قوانین سولون بهترین دلیل برای شناخت کیفیت قوانینی بود که او وضع کرد. با وجود هزاران تغییر سیاسی و اجتماعی که در آتن به وقوع پیوست، و با وجود استبدادها و انقلابهایی که در آن ناحیه درگرفت، پس از پنج قرن، سیسرون خطیب، سیاست‌مدار و فیلسوف معروف جمهوری روم  ادعا کند که قوانین سولون هنوز در آتن پابرجا مانده است. در هر حال، کار سولون، از نظر قضایی، نشان پایان سلطه احکام بی اساس، متناقض، و آغاز سلطه قوانین مدون دایمی بود. چون از او سوال شد که حکومت چه موقعی استوار میشود، پاسخ داد: ((موقعی که مردم از فرمانروایان اطاعت کنند و فرمانروایان هم از قانون.))

صلح و جامعه ایرانی

مهاجرت، افسردگی، احساس بی آیندهگی و تنش‌های اجتماعی  بر سر مسائل قومیتی و آب و افزایش نمودِ خشم فردی و جمعی در خیابانها و از همه مهمتر نارضایتی جمعی از شکل مدیریتی کشور، همه و همه نشان دهنده این است که جامعه ایران هم امروز نیازمند صلح است، باید از فصل جنگ درونی گذشت و با نظم و قانون و همچنین عدالت به استقبال حیات نو در جامعه جهانی رفت.
تقدس جنگ‌ها عمر صلح را کوتاه می‌کند و خطر جدی برای استمرار حیات این آرمان بشری ایجاد می‌کند. شاید حفظ روحیه جنگی در پادگان نظامی امری بدیهی باشد اما تزریق واژه‌های جنگی از دشمن تا دفاع و سنگر و عملیات و غیره به عرصه فرهنگ، خود نوعی منادی جنگ بودن و جنگجو ساختن مردمانی است که طبیعتاً برای رشد و کمال خود، نیازهای مهمتری از جنگیدن دارند
اگرچه امروز جنگی در جامعه به ظاهر در میان نیست، اما بارقه‌هایی از مناقشات چند جانبه میان مردم با مردم، مردم با حاکمیت، حاکمیت با جامعه جهانی و نخبگان با توده مردم و اقلیت‌ها با اکثریت و شهروندان ایرانی با جامعه مهاجرین و … به گوش می‌رسد. برای حل این مسائل جامعه ایرانی فارغ از هر رویداد سیاسی نیازمند قانون اصلاحی است. یعنی شیوه‌ای از مدیریت کشور که نه تنها مسئله زا نیست، بلکه مسائل و تعارض‌های بنیادین را هم حل و فصل می‌کند و کشور را روی ریل پیشرفت قرار می‌دهد
در مسیر تغییر ریل از تقدس جنگ به آرمان طلبی صلح، تغییرات نیز باید با حفظ روحیه صلح‌ طلبی صورت بپذیرد، اگر جنگ محصول واکنشی به یک مناقشه باشد، باید در مسیر تغییرات اجتماعی و سیاسی از واکنش به مناقشات خاصی که بوی جنگ می‌دهند پرهیز کرد.

جامعه ایران و نیاز به مصلح

در شرایط بغرنجی که دورنمایی از فروپاشی اجتماعی قابل مشاهده است، حضور کنش‌ ورزان مصلح بیش از پیش ضرورت می‌یابد. امروز تمام جریانات و گروههای اجتماعی در موقعیتی قرار دارند که باید منادی صلح باشند. هزینه صلح طلبی در فضای فعلی بیش از بنیادگرایی انقلابی و براندازی است و سولون‌وار باید در این میان ایستاد تا از کیان و موجودیت ایران تاریخی محافظت کرد. هر گرنه اشتباه در پیچ تاریخی فعلی، صلح را چنان در ایران به خطر می‌اندازد که شاید سالهای طولانی برای دستیابی به آن باید معاصران و آیندگان در انتظار بنشینند.

صلح و جنگ
صلح و جنگ و جامعه ایران

صلح درونی و صلح بیرونی

صلح درون اجتماعی و تلاش برای صلح با دنیا گامهای مهمی است که در این مسیر باید توأمان برداشته شود.
چالش دوگانه صلح با پذیرش آزادی فردی و اجتماعی در درون کشور، فراهم آوردن امنیت و امکان سکونت تمام ایرانیان در داخل کشور و حرکت در مسیر صلح جهانی با دور ماندن از مناقشات سایر کشورها با یکدیگر بخشی از اقدامات لازم برای استمرار صلح در کشور است.
صلح امروز مقصدی نیست که جامعه ایران به آن دست یافته باشد.
صلح یک مسیر انسانی و اجتماعی است که باید در آن گام برداشت، در واقع گام برداشتن در این مسیر غایت فعالیتهای بشر دوستانه در طول تاریخ از سولون تا گاندی و ماندلا و غیره بوده است و امروز اگر تعداد مصلحان بشری به اندازه تعداد انگشتان دو دست نمی‌رسد یکی به دلیل همین سختی گام برداشتن در مسیر صلح است. جایی که در آن جنگ، دانشگاه نیست و ارتقاء اندیشه و توسعه سیاسی و اقتصادی و رفاه اجتماعی و مفاهیمی از این دست از پی نوع دوستی و هم‌افزایی اجتماعی ایجاد خواهد شد.
اگر جنگ به تعبیر جنگ افروزان از مرز و خاک و هویتهای متفرق بشری محافظت می‌کند، وظیفه حفاظت از جان انسان و وجود انسان و ارتباطات مبتنی بر انسانیت بر عهده صلح است و بشر برای فردای خود بیش از مرز و هویت متفرق، نیازمند انسانیت و هماهنگی و هم‌افزایی نوعِ بشر است.

 

 


 

از هزینه صلح تا درآمدِ جنگ

درباره آداب و قواعد صلح طلبی از گذر اندیشه سولون، مصلح یونانی

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

منتشر شده در هفته نامه صدا شنبه ۱۵ عصر شماره ۱۶۳

 

یک پاسخ به “از هزینه صلح تا درآمدِ جنگ”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *