نسبت انسان و زمان

نسبت انسان و زمان

انسان در بند زمان یا زمان در اختیار انسان

نسبت انسان به طور معمول با زمان به دو گونه است

اول

تعدادی از انسانها فاحشه زمان هستند و زمان چنان از این‌ها کام می گیرد که گویی وجود بعضی نباتات هم از اینها سودمندتر است.
فاحشه های زمان اراده زیستن ندارند و زندگی‌شان عجیب معادل فعل اتلاف است. هر زمانی ولو در خواب یا در حین رانندگی، تلفن همراهشان زنگ بخورد، پاسخ می دهند. واقعیت چنان برای شان حوصله سر بر است که مدام فیلم می‌بینند و شاید ده بار مختارنامه را دیده باشند. بر سر هر کاری باشند با درخواست یک دوست آن فعالیت را رها می‌کنند و به آن دوست و برنامه او برای زمان خود مشغول می شوند و کلا همیشه هیچ کاری ندارند و آماده و در دسترس هستند.

دوم

و دسته دوم کسانی هستند که زمان، در بند آنهاست. آنها که می دانند شب و روز در کیفیت زمان یکسان است و شب را تسخیر می‌کنند. آدمها برای با آنها بودن باید زمان خود را تنظیم کنند. تلفن همراه و شبکه اجتماعی و … در خدمت آنهاست. در جمع فامیل هستند اما نه به اندازه ای که تکرار شوند. کار می کنند اما تنها هشت ساعت در روز. این دسته آرزوهای دور ندارند و زمان را برای فردا حرام نمی‌کنند. اینها گام به گام به فردا نزدیک می‌شوند و به آرزوها می‌رسند.. لحظه‌ای در حسرت نیستند چرا که حسرت معلول فاحشگی انسان برای زمان است. گام های اینها آرام است و پیوسته و اینها ثانیه‌ها را در اختیار می گیرند و برای آن برنامه دارند.
اگر دسته اول در ۵۰ سالگی بازنشسته می شود و کاری برای ادامه زندگی ندارد و دختر و پسر را شوهر و زن داده و کربلا و مکه و تایلند و کنسرت ترکیه را رفته‌اند، اینها تا دم مرگ کار دارند. هزار کتاب نخوانده و هزار جای ندیده دارند. اولویت شان اقتصاد نیست و با فکر پول نمی‌خوابند بلکه با کار اقتصادی زندگی می کنند
مشاغلشان هم به همین خاطر فقط بوی پول نمی‌دهد. کارهایی که می‌کنند، بوی اندیشه و هنر و صنعت و تولید و شادی غیر تکراری می دهد و نود و نه درصدشان کارمند نیستند. چه کارمند اداره، چه کارمند انسان و چه کارمند زمان. اینها زمان را به خدمت خود در می‌آورند و در خدمت می‌گیرند و هر ساعت از آن بهره و لذت می برند.

راستی که زیانکارترین مردم در تجارت و پشیمان‌ترین آنها در تلاش کسی است که پیکرش را در پی آرزوهایش بفرساید و مقدرات با او مساعدت نکند پس از دنیا با حسرت خارج شود و …

 


نسبت انسان و زمان

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *