من موافق این همه داد و فریاد و لعنت و نفرین و فحش و اعتراض به کشتار سگ ها با اسید هستم با یک اما که بماند برای شعر آخر نوشته ام.
حقیقتاً من در این میان نمی فهمم چه کسی به چه کسی این لعن و نفرین و اعتراض و فحش و … را نثار می کند.
درباره چه کسی حرف میزنیم؟
من نمی فهمم این اعتراضات هشتاد ملیونی خطاب به چه کسانی است؟
مگر نه این است همین ما پاسداران دروغین حقوق حیوانات، پدر حیوانات خانگی مان را در اورده ایم؟
به محیط بان بدبخت شلیک می کنیم
جنگل هایمان را با ته سیگار به آتش می کشیم
کنار رودخانه پوشک بچه هایمان را رها می کنیم؟
مگر نه این است همین مای شهروند واپس مانده دهکده جهانی، چند روز بعد در محرم خیابان را سطل زباله می کنیم؟
مگر نه این است که همین ما معترضان به حقوق کودکان، فرزندان خردسالمان از ترس اخم و ضرب و شتم ما، ناخن می جوند، و ملت کودکان کار و ازدواج اجباری کودکانیم؟
این من و تو نیستیم که در خیابان به آمبولانس راه نمی دهیم؟
و مستاجر بدبختمان را با کرایه و رهن نجومی سلاخی می کنیم؟
من و ما
این من و تو نیستیم؟
این من و تو که با دغدغه ریاکارانه فساد ستیزی سر به آسمان می ساییم همانها نیستیم که نصف درامدمان از رشوه و دلالی و کلاهبرداری و گرانفروشی و کم فروشی است؟
من و تو که خود را ارسطو عاقل تر و منطقی تر می دانیم، همین ما نیستیم که مشتری دعا نویسها رمالها و فالنویس هاییم؟
ما همان ادمهایی نیستیم که پدر و مادرمان را در خانه سالمندان رها می کنیم و سال تا سال یادشان نمی کنیم؟
من و تو که از حقوق زن حرف می زنیم، ما همانها نیستیم که در طول روز صد فحش به خواهر و مادر و عمه یکدیگر می دهیم؟
از قومیتها حرف نمی زنیم و نصف جوک هایمان سرشار از تمسخر ترک و لر نیست؟
سخت است نوشتن این سطر اما می نویسم تا بدانند و یادم بماند که بسیاری از این “ما”ی پای همین صفحه را می شناسم که مصداق تام و تمام این نقاب هایی است که روی همین سطرها کشیدم
کودک آزار و حیوان آزار و طبیعت آزار و …
خود من …
من …
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
…
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند
رفقا در میان این جار و جنجال مجازی و ریاکارانه، یک “ما” گمشده است
مخاطب این لعن و نفرین و اعتراض و فحاشی همین ما هستیم، همین ما ایرانیان؛ لطفا خودتان و خودمان را به کوچه علی چپ نزنید و نزنیم

اینجا یک ما گمشده است
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی