بنزین و ما خران بی پالان

من از روز ۲۴ آبان ۱۳۹۸ حرف می‌زنم. سمت شما الان سال چند است؟ ساعت چند است؟ اینجا بنزین گران شده و احتمالا روزهای سختی در پیش است. البته افزایش قیمت بنزین خیلی مهم نیست چرا که ما اصولا جایی نداریم برویم
یک دور دور بود که آن هم به باسن لق مان … می نشینیم

مهم نیست

افزایش قیمت بنزین مهم نیست چرا که سنت مهمان و فامیل راه دور خیلی وقت است پایان یافته و رویای هتل و متل هم خیلی وقت تر است که تمام شده
گران شدن قیمت بنزین مهم نیست چرا که پیش از این قیمت تایر و روغن و قطعه، ما را یکجا نشین کرده بود و البته که همین یکجا نشینی هم با قیمت مسکن به سان نشستن روی میخ بود
افزایش قیمت بنزین مهم نیست چرا که هنوز می توانیم بمیریم،
واژه اش می شود “یکجا بمیری” !!؟!!… البته اگر برای قیمت قبر پس اندازی باشد

ما چه کسانی هستیم؟

اما مهم هست که بدانیم ما در چشم حاکمیت الاغ هایی سرگردانیم که باری روی تن بی پالانمان می گذارد و کمی یونجه همچون طرح حمایت از خانوار تا ده روز آینده در آخورمان (حساب بانکی) می ریزد
مهم است که بدانیم حاکمیت هم مثل خود ما کلاش است، دزد است، عوضی است و دروغ می گوید و …
در یک هفته بزرگترین لاف عالم را می زند و از کشف بزرگترین میدان نفتی جهان سخن می گوید و در همان هفته قیمت بنزین را بالا می برد
من از استثمار حرف نمی زنم که مرا و ما را پیش چشممان تاراج کند من از استحمار می گویم
که چپاولمان می کنند و با لبخندی ژکوند، شصت لیتر بنزین برای نشخوارمان می پاشند و شندرقاز در حسابمان و البته اداره پست را جمعه برای معطلاتمان باز می گذارند
حقیقت این است که ما در اسارت سیاستی هستیم که حیات خویش را بر دروغ و دورویی با شهروندان خود بنا کرده است و شعار هرچه باشد، باد هواست
بنزین گران شد، اما نرخ اعتماد اجتماعی و انسانیت به پائین‌ترین حد خویش سقوط خواهد کرد. ما بیش از پیش با احساس ناامنی و تنهایی، شب‌ها به رختخواب خود خواهیم خزید تا در عدم از ترس استحمار اسوده باشیم … شاید

کشته شدگان آبان پر بنزین

بنزین و ما خران بی پالان

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *