اینها را میشناسید؟
شما فاطمه علی اصغر را میشناسید؟
کسی که با گزارش اش عاملین سیل مرگبار شیراز در ابتدای سال ٩٨ را معرفی کرد

شکوفه حبیب زاده را چطور؟
کسی که گزارش اطاقهای وی آی پی زندان اوین را تهیه منتشر کرد که نشان میداد چه کیف و حالی می کنند دردانه های فاسد و مرز بی عدالتی تا کجاست

الهه محمدی که گزارشی از محل سکونت سیاستمداران نوشت و به جامعه تکثیر کاخ سعد آباد و نیاوران را نشان داد، او را چطور؟ میشناسید
او را میشناسید؟ می دانید که بعد از این گزارش چه بر سرش آمد؟

اینها را چطور؟
محمدباقر زاده را که هیچ جا حتی تصویرش هم نیست اما تیزی قلمش چرت خیلی ها را پراند
او کسی است که گزارش سهمیه های خاص کنکور به خصوص در رشته پزشکی را منتشر کرد و باعث لغو برخی از این رانتهای سهمیه ای شد

و اما حبیب عباسی …
او کسی است که در خبرگزاری شفقنا اولین بار خبر درگذشت یکی از هموطنانمان بر اثر کرونا و ورود کرونا را با جسارت دو شب مانده به انتخابات اعلام کرد
دریغا که نام او را این روزها هیچ کس نمی داند
شما می دانید که نشر چنین خبری چه تبعاتی برای یک خبرنگار دارد
و می دانید که انتشار همین خبر جان چند ملیون ایرانی را از شر این ویروس نجات داد؟

خبرنگار …
خبرنگاران آزاده نه این بی صفتان مزدور رسانه ملی، دشمنان دیکتاتوری و بی تدبیری و ناکارآمدی اند، در نظامهای سیاسی که مردم محرم اسرار نیستند و نباید که بدانند و خبردار باشند این خبرنگار است که به سان چشم های جامعه در لای و لوی وقایع پشت پرده می گردد و مردم را از بلایا و ناکارآمدی ها و استثمارها و بی عدالتی ها آگاه میسازد و از همین روست که مورد غضب حاکمیت قرار می گیرد
شما می دانید که درآمد یک خبرنگار در مهمترین خبرگزاری های کشور زیر ده رزملیون تومان است؟
و این سخت گیری مالی تنها یکی از ابزارهای حاکمیت برای تحت فشار قرار دادن و از میدان به در کردن خبرنگاران است؟
شما می دانید که خانواده خبرنگاران تحت چه فشار استرسی روزگار می گذرانند؟
بعید است که بدانید
به شخصه اعتقاد دارم که جامعه ایران برای رهایی از معضلات خود نیازمند توجه به دو قشر است
اول معلم که بنیانگذار آموزش توده مردم است و دوم خبرنگار که وظیفه آگاه سازی و مطالبه گری جامعه را بر عهده دارد
بدون این دو ما جامعه ای در مقابل داریم که نه شیوه زیستن در دنیای مدرن را آموزش دیده است و نه مطالبه گر حقوق خود از حاکمیت است
در باب حقوق خبرنگاران
سهمیه های خاص کنکور بالاخره یک روز قطع میشود، محل سکونت سیاستمداران را بعضی فهمیدند و بعضی نفهمیدند، آنها که فهمیدند، فهمیدند که فریب خوردند، کرونا یک روز آمد و یک روز هم رفت، آن هم با هزینه ی جان هزاران نفر که اگر شاید دقیقه یا ساعتی زودتر خبر حضورش را می شنیدند جان خود را چنین ارزان از دست نمی دادند
و این خبر را باید خبرنگارانی می رساندند که راهشان به راهروی بیمارستان و وزارت خانه و هر چهار دیواری تصمیم سازی بسته و کمیتشان لنگ چندهزار تومان است و جانشان در خطر برخورد حاکمیت است
این گمنامان را نمیشناسید، بشناسید. قدرشان را بدانید و لابلای آرزوها و مطالباتتان از حاکمیت به قدر لباس و ماسک پرستاران، به قدر حقوق کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه و آزادی پوشش زنان و حقوق حیوانات و حامیان محیط زیست و …آزادی قلم و تریبون خبرنگاران را هم آرزو و مطالبه کنید