برای تواناتر شدن
اکثر انسانها در تمام طول زندگی در پی کسب توانایی با یک یا چند مهارت خاص هستند. سیاست و تلاش برای کسب قدرت، تحصیل و علم آموزی، ورزش و تلاش برای نیرومندی، کار و تلاش برای ثروتمند شدن، آرایش و تلاش برای زیباتر شدن بخشی از تلاشهای انسان برای تواناتر شدن است. بدون پیوست فضیلت توانایی بیشتر انسانها اما بیش از ناتوانیشان برای جامعه خطرناک است
توانایی برای؟
بیشتر انسانها توانایی خود در یک حوزه خاص را در نسبت با دیگران تعریف میکنند. انسانها توانا میشوند تا بر دیگری غلبه کنند نه اینکه آن توانایی را در خدمت اخلاق و فضیلت دربیاورند و این مصیبت اصلی بشر امروز است.
توانایی هر فرد میبایست در خدمت ارتقا آرامش و پیشرفت و سعادت خود فرد و جامعه و به طور کلی ارتقا اخلاق در ارتباط میان فرد و جامعه باشد. با این نگاه، دانشگاهها، آموزشگاهها، بنگاههای اقتصادی، باشگاههای ورزشی، سالنهای آرایشی و مکانهایی از این دست هر کدام محلی برای توانایی انسانهایی هستند که در بهترین حالت، مشخص نیست قصد دارند پس از توانا شدن با این توانایی چه کنند. هر تواناییای یک ابزار است و انسان توانا ابزاری در اختیار دارد که غالبا بهرهبرداری از آنها را در برابر دیگران تعریف میکند در حالیکه از فضیلت در این میان بی بهره است
فضیلت
فضیلت چیست؟ یک الگوی فکری و رفتاری است که بر استانداردهای اخلاقی رفیع استوار است و اغلب انسانها نه این استانداردهای اخلاقی رفیع را میشناسند و نه مایل به شناختن آنها هستند، چرا که فضیلت توانایی انسان را مدیریت، کنترل و مهار میکند، به عنوان مثال، فردی که حقوق میخواند، اگر بخواهد اخلاق مدارانه و فاضلانه به دنبال حقوق محرومان باشد، مهارت و توانایی خود را در خدمت شناخت روزنههای قانون گریزی در میآورد تا از این طریق کسب منفعت کند، و یا این مهارت را به صورت مشاوره در اختیار فرد سودجویی میگذارد تا به وسیله آن از مالیات بگریزد و معاف شود.
درست است که حاکمیتها و قانونگذارها باید منافذ عبور از قانون را ببندند اما آنها هم یا به دلیل کم کاری و عدم شایستگی و یا به دلیل در نظر گرفتن منفعت خود و شرکاری خود این منافذ را باز میگذارند. به هر ترتیب انسان دارای توانایی و فاقد اخلاق، به زبان نمیآورد اما به خود میگوید من این همه تلاش نکردم که به این نقطه برسم و این توانایی را با اخلاق مهار کنم. او علم آموخته تا اظهار فضل کند، او نیرمند شده تا شکست دهد، او ثروتمند شده تا بالاتر از دیگران باشد، او قدرتمند شده تا دیگران را تحت سلطه خود داشته باشد.
کارکرد فضیلت
کارکرد اخلاق و فضیلت اما با یک نه به خود آغاز میشود، اگر انسان با یک نه، حدودی برای عمل خود مشخص کند و گستره عمل خود را محدود به حقوق حقه خود و دیگران سازد، آنگاه است که میتواند افسار تواناییها و مهارتهای خود را در دست گیرد و آن را در مسیر منافع مشروع اخلاقی قرار دهد
نمونه چنین نههایی به صورت ساده و ملموس در میان پهلوانان ورزشی قابل مشاهده است، هنگامی که غلامرضا تختی در رقابتی ورزشی که توجیه هم دارد از پای آسیب دیده رقیب خود زیر نمیگیرد، یک نه اخلاقی به خود گفته است و زمام مهارت خود در زیر گیری را بر اساس یک فضیلت اخلاقی در دست گرفته و آن را محدود میکند. در زندگی روزمره هم هر غلبهای بدون در نظر گرفتن فضایل اخلاقی، ارزش محسوب نمیشود و برای زیست اجتماعی یک جامعه خطرناک است
بر اساس همین ملاک ارزیابی گستره عمل اهالی قدرت را میتوان مورد سنجش قرار داد، سیاستمدار، صاحب منصب یا رهبر سیاسی که افسار توانایی خود را در اختیار نداشته باشد، توانمندی او برای جامعهای که او در آن مسئولیت دارد خطرناک است. برای اثبات این گزاره که توانایی برای اغلب انسانها یک ابزار خطرناک است که قدرت کنترل و مهار آنرا ندارند همین بس است که بشر قانون را آفرید تا دایره توانایی فرد را کنترل کند
و هنوز توانایی شرارت
علم، زیبایی، ثروت، شهرت قدرت، از چهره تا سلاح هر کدام اینروزها ابزاری برای تحقیر و تضعیف و استعمار و استحمار شده اند
فقط به این دلیل که در اختیار کسانی قرار دارند که بهرهای از فضیلت نبرده اند و حقی برای دیگری قائل نیستند
و ظلم از همین نقطه آغاز میشود. از ایجاد حسرت یک زندگی معمولی تامرگ آزادی برای روزنامه نگار زندانی

توانایی شرارت
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی