البته که اولویت می تواند با خیلی های دیگر باشد، اما خُب اینروزها عصر موفقیت است، عصر پرستو هاست و هدف، وسیله را توجیه می کند پس نگاهی به زندگی کریستین کیلر خالی از لطف شاید نباشد.

خانم کریستین مارگارت کیلر هفتاد و هشت سال پیش به جهانی آمد که درگیر جنگ بود. روح و روان کریستین از همان ابتدا در کش و قوس آسیب و کینه از مردها بود، در جریان جنگ جهانی پدرش، او و مادرش را ترک کرد و باز نگشت و در غیاب پدر، مورد تجاوز معشوقِ مادرش و دوستانش قرار گرفت
در کودکی باردار شد و پس از آن شرایط دشوار رقاصهای ماهر شد و از همین روزها تصمیم به انتقام از مردها را گرفت و هیچ کس نمی داند که به جان و آبرو و زندگی چند مرد تجاوز کرد
او در حوالی بیست سالگی با دکتر وارد آشنا شد که یک پزشک استخوان ثروتمند بود که برای سیاستمداران و ثروتمندان مجالس آشنایی با زنان زیبا روستایی را میداد.
یک موقعیت ویژه
کیلر در خانه دکتر وارد دست به ساختن معروفترین مثلث عشقی تاریخ زد. که در آن از یک سو وزیر جنگ انگلستان قرار داشت و از سویی دیگر یک دیپلمات/جاسوس شوروی قرار می گرفت.

پروفسور جان پروفومو(عکس بالا)، وزیر دفاع انگلستان، مرد محترم و خانوادهداری بود که گاهی به خانه دکتر وارد در بهترین نقطه لندن میرفت.
و سروان ایوانف(عکس پایین)، معاون وابسته نظامی شوروی در لندن هم با عنوان رفیق دکتر وارد و عاشق کریستین کیلر، به آن خانه رفت و آمد داشت

کریستین کیلر که پیش از آشنایی با وزیر جنگ با ایوانف وارد ارتباط شده بود با دریافت پول وارد ارتباط با پرفورمو شد و اسناد محرمانه کیف او را در هنگام مستی به ایوانف می داد و او هم با دوربینهای پیشرفته از تمام آن اسناد عکس میگرفت و به این ترتیب از تمام اسناد محرمانه انگلستان کپی تهیه میکرد.

پایان ماجرا
این ماجرا ادامه داشت تا اینکه مأمور پلیس اسکاتلندیارد گزارش میدهد که وزیر جنگ هفتهای یک بار به خانه دکتر وارد میآید و این حضور همزمان است با ورود کریستین کیلر و افسر روس. گزارش به اداره MI۵ یا اداره امنیت داخلی میرسد. و طی یورشی به خانه دکتر وارد همه دستگیر می شوند. دکتر وارد خودکشی میکند.
برای کیلرِ پرستو با مرگ دکتر وارد دیوار حاشا بلند بود طی نمایشی خارق العاده خود را تنها یک روسپی معرفی می کند که به او پول داده اند که آنجا باشد. او با کتمان قضیه کیف گفت.فقط وقتی که وزیر میخوابید، برای اینکه کیف جای امنی باشد، آن را به دکتر وارد میدادم.
در نهایت در همان سال یعنی ١٩۶١ پلیس کریستین کیلر را شش ماه زندان و مقداری جریمه نقدی کرد که بعدها کیلر به خوبی آن را جبران کرد
در اثر این واقعه و عملکرد کیلرِ پرستو، کابینه یک نخست وزیر خوشنام، هارولد مک میلان، سقوط کرد و ایوانف و ۴۰ نفر از کارکنان شوروی در لندن اخراج شدند.
یک فرایند سخت
با همه اینها اگر هنوز این سوال در ذهنتان نیامده که کیلر چرا به چنین جریمه اندکی محکوم شد قدری ساده اندیشید
چرا که ایوانف هم در سویی دیگر مثل وزیر جنگ ابزاری در دست کیلر بود. او به کیلر علاقه مند شده بود و به او پیشنهاد ازدواج داده بود، کیلرِ پرستو که جاسوسی دو طرفه بود و از جاسوسههای «اینتلیجنس سرویس» به شمار می رفت، این پیشنهاد را ظاهراً به دلیل دوگانگی ملیت، رد کرد ولی صرفاً برای کسب اطلاعات از تشکیلات جاسوسی روسها ارتباط خود را با ایوانف حفظ کرد.
کیلر پیشنهاد ایوانف را بگونهای پاسخ می داد که او مطمئن شود که وی شدیداً به او علاقمند است و فقط مسأله ملیت مانع ازدواج رسمی آنان است و این مسأله هیچگاه مانع ارتباط دائمی آنان نخواهد شد. بدین ترتیب تماس مستمر«کریستن کیلر» و «ایوانف» با یکدیگر ادامه یافت تا هم سرویسهای اطلاعاتی روسیه و انگلستان به اهداف خود دست یا فتند و هم کریستین کیلر با این مانور جنسی_عشقی خود را از یک فاحشه روستایی با نوشتن خاطراتش به زنی ثروتمند با شمایلی هنری تبدیل کرد، و نامش را در صدر فهرست موفق ترین پرستو های تاریخ قرار داد
بازنده اصلی ماجرا هم ایوانف و جان پروفومو عاشق بودند و البته دولت هارولد مک میلان که در دوران جنگ سرد و نبرد سیستم های اطلاعاتی سقوط دولتها با دلایلی در این سطح خیلی غیر معمول نبود

از مسکو تا لندن بر بال پرستو
مهدی رزاقی طالقانی