پشت پی کون

فکت١

وقتی وانت کنار خیابان از فرط بار اضافی قسمت انتهایی آن مماس با آسفالت شده و نشست کرده بود. پیرمرد گفت: وانت و ببین، قشنگ کون انداخته
مرد کناری که حدوداً پنجاه و پنج سالش بود گفت: حاج آقا این چه ادبیاتیه؟ زشته!!
پیرمرد گفت: کون زشته؟
مرد میانسال پاسخ داد بله زشته
پیرمرد گفت: پسرجان من این و اولین بار از ننه م شنیدم که وقتی گاری اسب ما را پدرم بار زیاد زده بود و به اسب فشار می آمد به پدرم گفت
این یک کنایه ست
مرد میانسال که نام مادر پیر مرد را شنید چیزی نگفت.

مقدمه

لابد برای مرد حدوداً پنجاه و پنج ساله این کلمه کون هم چنان مقدس بود که نباید درباره اش چون و چرا کرد
مکالمه تمام شد و من با خودم فکر کردم که آیا واقعا کلمات می توانند خط قرمز باشند و آیا کاربرد کلمات را باید در یک عرف، سنت یا ایدئولوژی دید و سپس آنها را استفاده کرد یا نه؟
از خیر پاسخ به این سوال فعلا گذشتم. اما سعی کردم پی رنگ واژه کون را در فرزندان ِ پدرانی که هم سن و سال این مرد بودند جستجو کنم. یعنی ببینم که ممنوعیت این واژه، منجر به چه افکار و رفتار و نگرشی در فرزندان چنین والدینی شده است؟

فرضیه

برای تقریباً تمام فرزندان خانواده ایرانی و به تبع خانواده پدرانی با این نگرش، واژه کون نه یک عضو از بدن که یک اندام جنسی است
احتمالاً در دایره لغات فحاشی آنها هم قرار می گیرد و همین دو کاربرد دقیقاً نقطه عکس آنچیزی است که پدران آنها برای کاربرد این کلمه خط قرمز گذاشتند
انحرافات جنسی در متولدین دهه پنجاه و شصت در ایران از شاید میانگین تمام دنیا بالاتر است و این دقیقاً با ورود رویکرد حذف کلمات جنسی مثل همین کون از ادبیات ایرانی همزمان است
در ادبیات ایرانی البته برای حتی کلماتی که حتی مستقیماً به اندام جنسی مربوط می شود خط قرمزی نیست و نمونه آن در شعر مولانا که درباره مؤذن بد صدا و اسلام گریزی است می خوانیم که
‎گر جماع اینست بردند این خران
‎بر کس ما می‌ریند این شوهران
با این مقدمه میخواهم این فرضیه را طرح کنم که:

این حد از جنسی زدگی در جامعه ایرانی که نمونه آن را به وفور در تفکر حاکمیت هم نهفته شده و در خیابان و مهمانی و شبکه اجتماعی قابل مشاهده است، آیا یکی از دلایلش، حذف کلمات ساده ای مثل آنچه در بالا ذکر شد از ادبیات رسمی نیست؟
اگر مفاهیم جنسی تا این حد از روی ادبیات حذف نمی شد آیا ما شاهد کوچ جنسی زدگی به پشت هر رفتار جامعه ایرانی بودیم؟
اینها تنها یک فرضیه است و برای اثبات نیاز به استدلال و آمار علمی دارد. یک فکت دیگر برای نتایج فاجعه بار خط قرمز ساختن کلمات جنسی بدهم و تمام.

فکت ٢

در گفت و گویی با یک پیر زن روستایی که مادر نه پسر بود و تمامی این پسرها ازدواج موفقی داشتند پرسیدم که شما چطور متوجه سن و خواست ازدواج فرزندانتان می شدید؟
او در پاسخ گفت، در پسرهای بزرگتر کار ساده بود، آنها با شوخی و جدی می گفتند که میخواهند ازدواج کنند و یا من خودم از آنها میپرسیدم و با پاسخ مثبت آنها من اقدام می کردم
اما در فرزندان کوچکتر که در مدرسه آموخته بودند زشت است با مادر راجع به این مسئله صحبت کنید کار دشوار شد و من گاه که انها را در جال جماع با گاو و خر یا خود ارضایی می دیدم متوجه سن و اقتضا و خواست آنها برای ازدواج می شدم
از او پرسیدم از دیدن فرزندان در این وضعیت ناراحت می شدید
ابروهایش را بالا انداخت و گفت: از کار معلم ها بیشتر ناراحت شدم. اگر با من صحبت می کردند به اینجا نمی رسید و حالا که رسید خیلی مهم نبود من درک کردم

فرضیه

به نظر میرسد اقداماتی مثل حذف لغات دو پهلو از ادبیات جنسی و یا خلاف حیا و ادب بودن صحبت درباره نیازها و غیره امر جنسی را از دسترس خارج می کند و از دسترس خارج شدن امر جنسی، به جنسیت زدگی در پستوهای ذهنی و فکری می انجامد که نتیجه اش می شود همین وضعیت جامعه که میبینیم و می دانیم و نیازی به ارائه مصداق برای آن نیست.
یعنی ما باسن را از ضرب المثل ماشین، کون انداخته گرفتیم. و از دسترس خارجش کردیم و ممنوعه اش کردیم و با این کار واژه جنسی از آن ساختیم و با این نگاه، چندین چند ملیون انسان تربیت کردیم که مردانش زنان را یک باسن متحرک میبینند و زنانش قوس کمر می گیرند تا باسن شان برجسته جلوه کند تا مورد پسند قرار گیرند

پانویس:

تمام آنچه ذکر شد یک فرضیه است که می توتند تمام یا قسمتی از آن اشتباه باشد


پشت پی کون
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

5 پاسخ به “پشت پی کون”

  1. سلام آقای طالقانی
    قدر دانم..این نوشته به اندازه‌ی یک کلاس درس بود.
    واقعأ احتیاج است که آدمی بخواند و پی ببرد در جامعه اش چقدر عقب گرد هست خیلی چیزها..
    من دبیر ادبیات هستم و از نوشته های شما خیلی کاربردی می آموزم.
    از نوشته های سایت و پست های اینستاگرام تان ممنونم.
    امیدوارم خوانده شوند این نوشته‌های این‌جا، و خیلی خوب هست در پست ها هم اشاره کنید به خواندنش و دعوتش..
    مخصوصأ این نوشته پشت پی کون..
    زنده باشید قدر دانم.

    1. عرض ادب و احترام دارم
      شما بزرگوارید و توجه و حضورتون مایه مباهات
      برای موضوع حضور مخاطب‌های اینستاگرام در اینجا هم چشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *