ما پیداییم

از میان خطوط پر رنگی که روی‌مان می‌کشند ما هنوز پیداییم
این واپس ماندگان آمدند و یک خط روی آزادی‌مان کشیدند تا به خیالشان در بند شویم اما بند‌هاشان و میله‌هاشان و دیوارهاشان سست بود
کشتن آزادی هم عرضه می‌خواست که نداشتند
فقیرمان کردند و یک خط روی استقلال‌مان کشیدند اما فقر شکم کجا و غنای عزت و اصالت کجا، ما ایستادیم و زنده ماندیم

این شوخی‌های بی نمک تاریخ آمدند و روی علم خط کشیدند تا جاهل بمانیم و شبه علم ضد انسانی‌شان را بیاموزیم اما ما علم را از ریشه‌هایمان آموختیم، کلمه و خط و متن، اصالت و خانواده و وجودمان بود و ما پای آن نشستیم و چگونه ماندن را آموختیم


این دشمنان ایمان یک خط روی خدا کشیدند ‌و‌ خدای خط خطی را نشانمان دادند تا آن را بپرستیم اما خدای ما الهه ایمان بود، الهه امید بود الهه نور بود که با هر سه نه پرستش که خدایی کردیم
این بی‌ریشه‌ها آمدند و گذشته و هویت‌مان را خط خطی کردند تا از روز نحس ورودشان آغاز شویم، آغاز شود، هر چه هست و نیست. اما ما هویتمان را از زدودن سیاهی داشتیم و تاریخ را با زدودن ظلمتشان نوشتیم
کارنامه مغشوش گران حقیقت و واقعیت به همین‌ها محدود نبود
سالها یک خط روی زن کشیدند و جایش نوشتند زائو جایش نوشتند کلفت جایش نوشتند مادر اما برای ما زن‌ پیدا بود
زن، زن بود زن، زندگی بود زن، آزادی بود و تا ابد همین‌ها می‌ماند
ما از میان خطوط سیاه کمرنگشان پیداییم

یک پاسخ به “ما پیداییم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *