
خیابان
در خیابان راه میرفتم یکی گفت:
آقا موهاتون / ابروهایم را دادم بالا ؟ / گفت شانه نشده و رفت
رفتم جلوتر و مادری گفت: پسرم / نگفتم: هان / گفت کفشهات / کفشهایم را نگاه کردم / گفت لنگه به لنگه ست
باز به جلو رفتم / یکی بوق زد گفت: اینجا وسط خیابونه / ایستادم … نگاه کردم
باز رفتم
صدای همهمه بود بوق بود خنده بود داد بود / من چه میشنیدم؟
آقاااا آقاااان آ قانون / قاه قاه قاه قاهنون / بوق ق ق بوقا قا قا نون نوق آنون
بازداشت
دو نفر آمدند و زیر کتفهایم را گرفتند / مرا میبردند اما پاهایم روی هوا بر میگشت / مرا رساندند
پاسگا پاسقا پاسقان پاسقانون / تاریک بود اما روز بود
امشب بود اما فردا بود / چند روز بیدار ماندم شب نمیشد
یک روز گفتند فردا نوبت دادگا دادقا دادقان دادقانون است / قاضی قاضیق قانیق قانوق قانون گفت شما مجرمی / یکی گفت بگو جرمم چیست
نگفتم / گفت میپذیری؟ / گفتم نه / یکی گفت:
این دیوان دیوانه دیفان دیقانه دیقانونه ست
چه میشنوم؟/ اینجا کجاست؟ / خیابان خیاقان خیاقانون
نه / دادقانون / کجاست؟
حکم شانه
روزهاست همه چیز قاف دارد و الف دارد و نون دارد و واو
بلند خواندند:
درخصوص اتهام آقای میم ….. فرزند ع ۳۳ساله اهل ومقیم دنیا دائر بر بی معنایی واژگان و اخلال در معنای واژه و قانون به شکایت شاکیان وگزارش انتظامی و اسناد ضمیمه شده به پرونده وگواهی عدم تمایل به پذیرش واژگان و اقرار به پذیرش یا رد اتهام به استناد ماده ۱ قانون همزیستی انسانی و پذیرش اصول زندگی اجتماعی وی را به تحمل یک سال حبس و ۱۰۰۰ ساعت یادگیری واژگان به معنایی که مردم میشناسند محکوم می نماید . رای صادره حضوری بوده وظرف مدت۲۰روز قابل تجدیدنظردر دادگاههای تجدیدنظر است .
کلاس یادگیری … یادقیری، یادقانی یادقانون:
شانه
بگو
بگو شانه
تو باید موهایت را شانه بزنی، مثل همه
بگو
شااااانه