هفت فکت هفته (٢٨)

هفت فکت هفته

شنبه ۴ آذر ١۴٠٢

بعد از ۲ سال می‌خواهم باز هفت فکت هفته را بنویسم

باید کوتاه بنویسم، کوتاه کوتاه کوتاه

این واژه را خیلی شنیده‌ام، کم حرف بزن و بلند حرف نزن و به همین لحظه فکر کن و عمر دو روزه و کمتر بخواب و چرا اینقدر پول کتاب می‌دی و شام نخور، موهاتو کوتاه کن… می‌دونی هزار عبارت دیگر مثل این هست که یک کلمه رو می‌خواد بگه، همین کوتاه رو
اصلا خیالت و راحت کنم، این مملکت آدم کوتاه دوست داره، اصلا ذاتش اینه، شنبه که گذشت، منم از فردا کوتاه می‌نویسم

بک‌شنبه ۵ آذر ۱۴۰۲

چه شب بلندی، چه پاییزی، سالهای قبل، پاییز فصلی بود که شب‌هایش لاجرم به فکر کردن درباره درد‌های ذاتی زندگی می‌گذشت، حالا اینقدر درد در همه سال هست که پاییز فقط وضعیت را بدتر می‌کند، پاییز جان تقصیر تو نیست، من حالم بد است ما حالمان بد است

دوشنبه ۶ آذر ۱۴۰۲

امروز سالگرد سعیدی سیرجانی بود، منتقد بود، به استبداد معترض بود، به اختتاق و … بعد از دستگیری گفتند همجنس‌ باز بود تا از چشم جامعه بیافتد و بعدها هم او را کشتند،، روزگار گذشت و همجنس بازی در چشم انسانها، دیگر جرم نیست اما استبداد و ستاندن  آزادی هنوز جرم است، کشتن انسانها و استبداد تنها جرمی است که تا همیشه جرم می‌ماند

سه‌شنبه ۷ آذر ۱۴۰۲

شیر خشک به  کودکان افغانستانی نمی‌دهند، همانها که برای کودک فلسطینی نگرانند.
اگر این را نمی‌نوشتم و فقط بخشی از کتاب #ترس و لرز را می‌نوشتم که دارم می‌خوانم، حالم از خودم و کتاب به هم می‌خورد.
حالا  آملی نپتومب فرانسوی چه نوشته بود؟ نوشته بود که «معمولا افرادی که به حرفه های پست مشغولند. چیزی برای خود خلق می کنند که نیچه آن را “دنیای پنهانی” نامیده است. نوعی بهشت زمینی یا آسمانی که در باور آن می کوشند تا شرایط نکبت بار زندگی برایشان قابل تحمل شود؛ هرچه کارشان پست تر بهشت ذهنیشان زیباتر، باور کن: هیچ چیز خوبی در بیرون از دستشویی ها و کاسه توالت های طبقه چهل و چهارم وجود ندارد همه چیز همین جا و حالاست.‌»
به ماجرای شیر خشک مرتبط بود، نه؟

چهارشنبه ۸ آذر ۱۴۰۲

خرید از اقتصاد ایران حذف شده و این واژه‌ها جایگزینش شده‌اند، رفو کردن، تعمیر کردن، بازسازی کردن، تعپیض کردن و فروختن … و مجموع اینها می‌شود ثبات اقتصادی و اگر به این ثبات اقتصادی، زر زدن مداوم و آلودگی هوا و حجاب‌بان کاشتن در مترو و دستگیری توماج صالحی در خیابان دستگیر کردن را اضافه کنید، می‌شود اداره کشور …

پنج‌شنبه ۹ آذر ۱۴۰۲

هفت فکت هفته شد هفت غر هفته، امشب فیلم Unclenching the Fists (بازکردن مشت‌ها) از سینمای روسیه را دیدم، داستان دختری است که قصد دارد از جامعه‌ای که زندان سنت‌ها و باورهای غلط است فرار کند. در هفته‌ای که یکی از اعضا خانواده‌ام از ایران رفتند و عرصه زندان وطن، تنگ و تنگ‌تر می‌شود دیدن این درام روسی سخت بود، چه بر ما ایرانیان این سالها می‌گذرد که پاییز زیبا برایمان غم مصاعف و تماشای فیلم، دشوار و نفس کشیدن، سخت است.

جمعه ۱۰ آذر ۱۴۰۲

آقاجان کار  مذهب درآوردن اشتباهات است و بعد نمره دادن.
آدم‌های مذهبی این عصری که ما دیدیم هم نه تنها این وظیفه درآوردن اشتباهات و نمره دادن را بر عهده گرفتند، بلکه خود را موظف به مجازات هم کردند
حکومت مذهبی هم البته به مجازات قانع نبود … (بقیه‌ش و خودت می‌دونی)

هفت فکت هفته(28)

 


هفت فکت هفته(٢٨)

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *