شناخت فلسفه تحلیلی یا انتقادیِ تاریخ

فلسفه تحلیلی تاریخ

شناختنامه

فلسفه تحلیلی یا انتقادیِ تاریخ به مثابه یک معرفت درجه دوم

فلسفه تاریخ را در این معنا باید بر اساس تمثیل فلسفه ریاضیات یا فلسفه علم به عنوان یکی بررسی درجه دوم از یک رشته درجه اول درک و فهم نمود.

فیلسوف تحلیلی تاریخ مورخ است؟

فلاسفه ریاضیات و فلاسفه علوم به این شکل درگیر ریاضیات با علوم نیستند بلکه دغدغه آنان بررسی فرآیندها و مفاهیمی نظیر برهان ،قضیه اثبات، تبیین و دیگر مقولاتی است که ریاضیدانان و دانشمندان با آنها سر و کار دارند. به همین نهج، فیلسوف تحلیلی تاریخ نیر مورخ نیست مگر به طور استثنا یا تصادفی

موضوعات مورد مطالعه فیلسوف تحلیلی تاریخ

آثار مورخان بویژه مفاهیم موجود در این آثار نظیر براهین، شواهد، مستندات، عینیات و تبیینهای موجود در این آثار، موضوع یا موضوعات اصلی مورد مطالعه فیلسوف تحلیلی تاریخ به شمار میروند. اصطلاح «تحلیلی» بیانگر نوعی تداوم استمرار و پیوستگی با تأکیدات عموماً تحلیلی، منطقی و تجربی است که بر فلسفه آکادمیک دنیای انگلیسی زبان سیطره دارند با حداقل تا سالهای میانه قرن حاضر بر آن سیطره داشتند.
مع ذلک نکته اینجاست که این قبیل فلاسفه تحلیلی پیشتاز تاریخ نظیر کروچه و کالینگوود از نظر جهت‌گیریها و مواضع فلسفی خود ایده آلیست بودند.

مرز میان فیلسوفی تاریخ و مورخی

علائق فیلسوف تاریخ متفاوت از علائق و دغدغه های مورخ است ولی نتایج و جمع بندیها یا دستاوردهای فیلسوف تاریخ به مرحله ای می رسد که حتماً بایستی در برابر کاریست‌های مورخان مورد آزمون قرار گیرد.
در واقع، فیلسوف تاریخ به توصیف و تشریح صرف آنچه مورخان انجام می‌دهند نمی پردازد؛ وی به چیزهایی که از طریق روشها و ابزاری چون شواهد مدارک براهین تبیین و ارزیابی میسر و ممکن می گردند همان اندازه توجه نشان می‌دهد که به آنچه مورخان عمدتاً در عمل فراهم می سازند.
مع ذلک بایستی تلاش کند تا درک و دریافت معقولی از انواع نوشتارهای تاریخی به دست آورد و از روند پیشرفت در موضوع اصلی مورد مطالعه که به نظر کارورزان آن حائز اهمیتند نیز آگاهی دقیقی کسب کند

شیوه کار فیلسوف تحلیلی تاریخ

۱-

وقتی برای مورخی مایه ننگ به شمار آید که خود را راضی کند تا صرفاً به تولید روایتهای سیاسی سنتی اکتفا نماید، به همین قیاس برای فیلسوف تاریخ نیز تنگ خواهد بود که تمامی هم و غم خود را به بررسی و ارزیابی این قبیل روایتها محدود کند.

۲-

فیلسوف تاریخ نمی تواند از زیر بار مسؤولیت خطیر “کنار آمدن با تحلیلهای تاریخی به مثابه مقوله ای مستقل از روایت تاریخی،” “در نظر گرفتن وجوه اقتصادی و اجتماعی «کلیت تاریخ”، “توجه به مرزبندی احتمالاً رو به زوال بین تاریخ و علوم اجتماعی”، “رعایت «کلیومتریک» اتخاذ روشهای کمی مبتنی بر دادم‌های آماری و اطلاعات اقتصادی در تجزیه و تحلیل جریانهای تاریخی” و … شانه خالی کند.

۳-

فیلسوف تاریخ همچنین باید نسبت به تحریف یافته‌ها و دستاوردهای خود در اثر تمرکز بی مورد با تأکید بی جهت بر جریانهای تاریخی یک دوره خاص هشیار باشد؛ مثلاً تأکید بیش از حد بر دوره مدرن که درباره آن مدارک شواهد و مطالب مستند بسیار فراوان و به حد وفور یافت می شود و یا در مقابل آن نادیده گرفتن برخی از دوره های قرون میانه یا باستان، که مطالب نوشتاری و کتبی درباره آنها بسیار اندک است.

۴-

همگامی و همراهی فیلسوف تاریخ با مراحل و روند پیشرفت در موضوع اصلی مورد مطالعه وی چندان کم اهمیت تر و احتمالاً چندان سهل تر از همگامی فلاسفه ریاضیات و فلاسفه علوم با موضوعات اصلی مورد مطالعه آنان نیست.

Analytical philosophy of history
Analytical philosophy of history

بایدهای فلسفه تحلیلی تاریخ

کشف و آشکار ساختن شباهتها و تفاوتهای بین تاریخ و علوم طبیعی و اجتماعی و ادبیات

فلسفه تحلیلی تاریخ بایستی جریانی تطبیقی و مقایسه ای باشد در پی کشف و آشکار ساختن شباهتها و تفاوتهای بین تاریخ و علوم طبیعی و اجتماعی باشد؛ و حتی، گرچه این مورد امروزه کمتر معمول است بایستی در صدد کشف و نشان دادن شباهتها و تفاوتهای موجود بین تاریخ و ادبیات برآید از قرار، تاریخ در مظان آن است که به لحاظ شدت و قوت تعمیم بخشی و قاطعیت با صراحت و گستردگی دامنه تبیینی، به مراتب نسبت به اکثر شاخه‌های علوم در مرحله پایین تری قرار دارد. گرچه جای امیدواری است که از نظر تعهد و پایبندی به حقیقت نسبت به افسانه و تخیل در مرحله بالایی قرار دارد.

تجدید نظر و بازیابی در نتایج و دستآوردهای خود

از آنجا که فیلسوف باید با عنایت به پیشرفتهای مختلف در روند تاریخ همواره مترصد تجدید نظر و بازبینی در نتایج و دستاوردهای خود باشد، لذا با توجه به تغییر نوع درک و دریافت خود از دیگر موضوعات همواره بایستی این تجدید نظر و بازبینی را در آنها اعمال نماید این نکته بویژه در ارتباط با علوم اجتماعی حائز اهمیت است. اختلاف نظرهای موجود درباره رابطه بین تاریخ و علوم اجتماعی آنچنان است که به طور یکسان بیانگر تفاوتهای موجود در مورد علوم اجتماعی و تاریخ است.

 


شناخت فلسفه تحلیلی یا انتقادیِ تاریخ

نویسنده:
آر. اف اتکینسون

* رونالد فیلد اتکینسون (۱۹۲۸ – ۱۷ آوریل ۲۰۰۵) فیلسوف بریتانیایی و استاد فلسفه در دانشگاه اکستر و دانشگاه یورک بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *