
خوابزدگی تأملی در بحرانهای ایران
پرسش نهایی این است:
چه کسی میتواند جامعه ایران را از خوابزدگی بیدار کند؟
و آیا بیدار شدن ممکن است، وقتی حتی چراغها خاموش شدهاند؟

پرسش نهایی این است:
چه کسی میتواند جامعه ایران را از خوابزدگی بیدار کند؟
و آیا بیدار شدن ممکن است، وقتی حتی چراغها خاموش شدهاند؟

از پیرزن فقیر تا پاکبان خسته پای سفره شب دایی مهمان اند و جالب است که هیچ کس بی حساب از سفره بر نمی خیزد.

رابطه یک طرفه که به درد نمیخورد نه به درد تو و نه به درد من هر دو ما محتاج یک بخشش دو طرفهایم …

کتاب با نگاهی به شَمَن آغاز میشود. آنکه سودای فتح ایران را دارد، بهنوعی از باور یا آیین خاص مجهز است و با این آغاز، مخاطب، ناخودآگاه احساساتی شبیه احساسات ایرانیان در آستانه حمله اعراب را تجربه میکند

و من هیچ نسخهای از خودم را به قدر اجاجت با یک دیکتاتور دوست ندارم
جایی که میشود با یک بند کفش هم جنگید، نه برای جامعه، نه برای دیگری، بلکه برای آزادی

من مطمئنم که روح بسیاری از آنها که دیده بودمشان، و حقیقت بسیاری از رویدادها که شاهدشان بودم، میگویند نگذار که ما بمیریم
نمیخواهم این موضوع را با یک نفر مطرح کنم، او میگوید بسیاری از انسانها و وقایع هرزهاند، باید بمیرند تا حافظه بشر پاک بماند

جهان عاری از جنگ حاصل نمیشود مگر در صورتی که انسان در درون خود مقدسات اعتباری، سرسپردگی و اعتماد کامل را بشکند و این جز با آگاهی و خاکستری دیدن میسر نمیشود.

کاکتوس نمیتوانست حرف بزند و وضعیتش را توصیف کند اما خب او هم احتمالا در جایگاه مطلوبش نیست. در یک گلدان تنگ، تنهاست و پاجوشهایش را مدام هَرَس میکنند

از او پرسیدم که من ه مخاطب چگونه باور کنم که ایمان پشت آثار شما، ایمانِ مومنان این روزها نیست؟

در کودکی و همین حالا از میان همه کلمات بیشتر دوست داشتم و دارم شبیه کلمه “چرا” باشم.

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است
کمترین تصویری از یک زندگانی
آب نان آواز

یک گفتگو در دنیای پر از آلودگی صوتی و تصویری اینفلوئنسرها که صدا به صدا نمیرسد و گوشها گروگان اکسپلور شدهاند، در دنیای حرفهای بیمعنا
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.