
جدایی و ادب جدایی
ادب جدایی یعنی ردّی سبک بر دل دیگری گذاشتن، نه زخمی عمیق. و برای کسی که رها میشود، یعنی سیاه نکردن گذشته و احترام گذاشتن به انتخابهایی که محصول زمانهای دیگر بودهاند.

ادب جدایی یعنی ردّی سبک بر دل دیگری گذاشتن، نه زخمی عمیق. و برای کسی که رها میشود، یعنی سیاه نکردن گذشته و احترام گذاشتن به انتخابهایی که محصول زمانهای دیگر بودهاند.


زنده ای؟ معلوم نیست؟(با خنده) نمی دونم. دوست داری بمیری؟ حالا؟ نه پس کی؟ وقتی کتابم چاپ شد و چند تا سفر رفتم شما چی؟

آنها نمیگویند که بعد از آمدن رنج، یکی میماند که او را نمیشناسی و یکی میرود که با او خاطره داری

از چالش پیری رها خواهم شد و با پرشی بلند، بدون طی کردن پیری به مرگ خواهم رسید

از آقای خودم میپرسم چه میشود که در گاگارین روسی پیشرفت علمی و جهل و جنگ کنار هم قرار میگیرد؟

کتاب با نگاهی به شَمَن آغاز میشود. آنکه سودای فتح ایران را دارد، بهنوعی از باور یا آیین خاص مجهز است و با این آغاز، مخاطب، ناخودآگاه احساساتی شبیه احساسات ایرانیان در آستانه حمله اعراب را تجربه میکند

جهان عاری از جنگ حاصل نمیشود مگر در صورتی که انسان در درون خود مقدسات اعتباری، سرسپردگی و اعتماد کامل را بشکند و این جز با آگاهی و خاکستری دیدن میسر نمیشود.


مرگ بهترین عکاس و قبرستان های قدیمی حاوی منحصر به فردترین تصاویر عالماند کدام عکاس می توانست حاجی میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس جدید در

خصلت پایدار طبقه پایین این است که خرکاری چنان از پا درش می آورد که جز به تناوب، از آنچه بیرون از زندگی روزمره است آگاهی ندارد.

تقریبا تمام ملت های نخستین از مردگان خود می ترسیدند و میکوشیدند وسائل خشنودی آنها را فراهم کنند تا مبادا زندگی را بر زندگان تلخ کنند.
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.