
پوست شکلات من
طلاهایم را که با من قهر کرده بودند. همه را عاشقانه جمع میکنم اما در آنی
باد زوزه میکشد زباله های جشن، پا برجا و بیخیال تکان نمیخورند
صدای وانت گم می شود و باد پوست شکلاتم را میبرد

طلاهایم را که با من قهر کرده بودند. همه را عاشقانه جمع میکنم اما در آنی
باد زوزه میکشد زباله های جشن، پا برجا و بیخیال تکان نمیخورند
صدای وانت گم می شود و باد پوست شکلاتم را میبرد

من نمونه ای دیگر از سرنوشت محتومی نسلی ام که به امید تغییر هر روز خود را چون خرداد پر حادثه در تکاپو و درد، سر کرد و زورش به ارباب زر و زور و تزویر نرسید.

خودم» را میشناسم. خودخواه نیست وقتی میگوید برای دیگران هم باید جنگید، تنها به میم فکر نمیکند

امروز بعد از سه دهه و خوردهای عمر در سالروز تولدم از خودم پرسیدم تو چه کسی هستی؟
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.