آزادی در خونه قدسی خانوم

قدسی خانوم ننجون ما بود، با چشم‌های ریزی که زیرش یک پف جذاب داشت با سماور قشنگ جوشانش روی اون ایوان زیبا

نامه به خدا

خدا را گاهی باید بخشید

رابطه یک طرفه که به درد نمی‌خورد نه به درد تو و نه به درد من هر دو ما محتاج یک بخشش دو طرفه‌ایم …

معرفی کتاب دین و دولت در عهد مغول – جلد اول

کتاب با نگاهی به شَمَن آغاز می‌شود. آنکه سودای فتح ایران را دارد، به‌نوعی از باور یا آیین خاص مجهز است و با این آغاز، مخاطب، ناخودآگاه احساساتی شبیه احساسات ایرانیان در آستانه حمله اعراب را تجربه می‌کند

آزادی با بند کفش مهدی رزاقی طالقانی WWW.MRTALEGHANI.COM

آزادی با بند کفش

و من هیچ نسخه‌ای از خودم را به قدر اجاجت با یک دیکتاتور دوست ندارم
جایی که می‌شود با یک بند کفش هم جنگید، نه برای جامعه، نه برای دیگری، بلکه برای آزادی

صلح مهدی رزاقی طالقانی

صلح

در من یک دولت اسلامی برپاست
و یک داعش آرام …
که از صلیب
از دار
پرچم صلح می سازد

هفت فكت هفته(24) مهدی رزاقی طالقانی

هفت فکت هفته(۲۴)

من مطمئنم که روح بسیاری از آنها که دیده بودمشان، و حقیقت بسیاری از رویدادها که شاهدشان بودم، می‌گویند نگذار که ما بمیریم
نمی‌خواهم این موضوع را با یک نفر مطرح کنم، او می‌گوید بسیاری از انسانها و وقایع هرزه‌اند، باید بمیرند تا حافظه بشر پاک بماند

معرفی کتاب 53 نفر

معرفی کتاب ۵۳ نفر

از سیاه چاله های زندان و زندگی در ایران عصر رضا شاه
مجال این پست برای حتی کوتاه نوشته هایی از این کتاب اندک است اما خواندن قسمتی از متن پایانی این کتاب خالی از لطف و عبرت نیست

واقعیت و حقیقت

واقعیت و حقیقت

کاکتوس نمی‌توانست حرف بزند و وضعیتش را توصیف کند اما خب او هم احتمالا در جایگاه مطلوبش نیست. در یک گلدان تنگ، تنهاست و پاجوش‌هایش را مدام هَرَس می‌کنند

آب نان آزادی

آب نان آواز

کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است
کمترین تصویری از یک زندگانی
آب نان آواز

مرگ

مرگ و ما و مردگان

تقریبا تمام ملت های نخستین از مردگان خود می ترسیدند و می‌کوشیدند وسائل خشنودی آنها را فراهم کنند تا مبادا زندگی را بر زندگان تلخ کنند.

شراب چشم نامجو

شراب شعر چشمان تو

سراپا چشم خواهم شد
تو را در بازوان خویش خواهم دید
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت

زوایت صف نانوایی

صفی که تکان نخورد

دارم می رم ترکیه، کارام تموم شده، اما اونجارم اینا طویله کردن