زیر بار زندگی و نتوانستن ها و نرسیدن های ت، تا به حال زایٔیدهای؟ آنقدر که بگویٔی “کاش به دنیا نیومده بودم”؟
راستی واقعا این سوال را از خود پرسیده ای اگر تو نبودی چه می شد؟
بگذار اول من بگویم
من خیلی وقتها خواستم و نشد، گفتم و نشد، رفتم و نشد
اما من اگر نبودم، مادرم که در پانزده سالگی عروس شده بود، سالهای اول زندگی اش را بدون من تنهای تنها در غربت به سختی می گذراند
من اگر نبودم، چه کسی می توانست پدر جدی ام را چنان بخنداند که به سرفه کردن بیافتد؟
من اگر نبودم که به راحتی به دانشگاه بروم، کنکور، برای خواهرهایم غول می ماند
من اگر نبودم به دست خیلی از دوست هایم، کتابی نمی رسید و لااقل دیرتر میرسید
من اگر نبودم چه کسی به قدر من بیدار می ماند و از شب زندگی می کرد
من اگر نبودم …
اینها ساده ترین و قابل بیان ترین پاسخ های من هستند
اگر
ریا نبود
عرف نبود
و اینجا کسی من را نمی شناخت
خیلی زیاد می توانستم بگویم که من اگر نبودم چه هیجاناتی و باورهایی و عشق هایی که از جامعه اطرافیانم دریغ می شد و چه لحظه ها که بی دلدادگی و قهقهه و بحث می گذشت.
من برای خودم و در خودم پاسخ این پرسش را بدون سانسور می گویم چرا که جواب این سوال، ثمره زندگی انسان است و هر چه انسان زودتر به این سوال پاسخ گوید فرصت بیشتری برای آغاز یا تکمیل تاثیر خود بر دنیا دارد.
فیلم زندگی شگفت انگیز است( It’s a Wonderful Life )از تاثیرگذارترین فیلم های تاریخ به کارگردانی فرانک کاپرای بزرگ پاسخ این سوال که “اگر من نبودم چه می شد؟” را با با هنرمندی تمام به مخاطب خود می دهد
تو …
اگر هنوز به خودت و بودنت امیدواری و ناامیدی و پوچی سلول های باورهایت را نجویده،این فیلم که محصول سال ۱۹۴۶ امریکاست، می تواند پاسخی برای چرایی زنده بودنت باشد

معرفی فیلم چه زندگی شگفتانگیزی It’s a Wonderful Life
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی
نکات:
۰- کارگردان فرانک کاپرا
تهیهکننده فرانک کاپرا
نویسنده فیلیپ ون دورن استرن
بازیگران جیمز استوارت
دونا رید
تاریخهای انتشار
۲۰ دسامبر، ۱۹۴۶
مدت زمان
۱۳۰ دقیقه
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم ۳٫۱۸ میلیون دلار
چه زندگی شگفتانگیزی (It’s a Wonderful Life)
فیلمی به کارگردانی #فرانک_کاپرا محصول سال ۱۹۴۶ ایالات متحدهٔ آمریکا است.
■ این فیلم توسط بنیاد فیلم آمریکا (بفا) بهعنوان تأثیرگذارترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شدهاست.
■ داستان
جرج بیلی (جیمز استیوارت) مرد مهربان و مردمدوستی است که پس از ورشکست شدن تصمیم به خودکشی میگیرد؛ اما فرشتهای به نام کلارنس مأمور میشود به روی زمین برود و زندگی او را نجات بدهد….
■ دربارهٔ فیلم
It’s a Wonderful Life چه زندگی شگفتانگیزی در سال ۱۹۴۶ ساخته شده، اما اکران عمومی آن به دلیل معضلات روحیِ مردم پس از جنگ با اقبال مواجه نشد و تنها سالها بعد در نسخههای خانگی توفیق یافت. موضوع این فیلم، به دلیل پرداختن به گرفتاریهای روح بشری هیچگاه تازگی خود را از دست نداد، آنچنانکه #راجر_ایبرت در تحلیلی گفتهاست: «نکتهٔ مهم دربارهٔ چه زندگی شگفتانگیزی این است که گذشت زمان را خوب تاب آورده؛ مثل کازابلانکا از آن فیلمهای جاودانه است که با گذشت زمان، بهتر هم میشود». طرح اصلی فیلم حول زندگی جورج بیلی است که به دلیل ناکامیهای متعدد در زندگی، قصد خودکشی دارد، اما این فرصت را پیدا میکند که زندگیاش را بدون حضور خودش و اتفاقاتی که در نبودش برای اطرافیانش روی میدهد ببیند. برخی معتقدند طرح اولیهٔ فیلم با اقتباس از داستان کوتاهی از فیلیپ ون دورن استرن با نام «بزرگترین هدیه» نوشته شدهاست. برای نقش جورج بیلی بازیگری مناسبتر از جیمز استیوارت با آن آرامش ذاتی و چشمهای معصوم سرشار از نگرانی پیدا نمیشد. جیمی در این فیلم با بهکار گرفتن حرکات دست و صورت که با گذر زمان گویی جزئی از شخصیت او میگشت، حالات مردی ناکام و آشفته را بهخوبی بازنمایی کرد و میمیک صورت او در این میان کمک فراوانی به او کرد. برای نمونه، توجه کنید به سکانسی که جورج به دنبال مری ــ که در زندگی واقعی همسر اوست اما حالا دیگر او را نمیشناسد ــ میدود. حالت چهرهٔ او بهتمامی نشانگر اضطرابی عمیق و ناباوری است. در کل، اتفاقات فیلمنامه در فیلم چه زندگی شگفتانگیزی براساس حس عمیق ناکامی و سرکوبشدگی جورج است. او که خیالپردازی و جاهطلبیهای فراوانی برای رسیدن به اهدافش دارد، هنگام مواجهه با موانع، تصمیم به نابودی خویش میگیرد و همین موانع و واکنشهای جورج، نیروی محرکهٔ پیشبرد حوادث فیلم است. گفتنی است سالها بعد، نسخهای رنگیشده از این فیلم انتشار یافت که البته فاقد زیبایی جلوههای تصویریِ نسخهٔ اصلی فیلم است. فرانک کاپرا با خلق قهرمان ساده، دوستداشتنی و مهربانی که بیش از حد به جیمز استیوارت واقعی شباهت داشت، به ماندگاری این هنرمند ارزنده در قلب مخاطبان ــ بیش از هر چیز دیگر ــ کمک کرد.
چه زندگی شگفتانگیزی It’s a Wonderful Life، سومین اثر مشترک استیوارت و کاپرا، مملو از سادگی، تردید و اعتماد، عشق و صداقت، و مهمتر از همه چیز، پاکدامنی ذاتی است. با زبان طنزی که برای درکش نیاز به نکتهسنجی آنچنانی نداریم، دیالوگهای ساده و دلنشین و از همه مهمتر اینکه انگار این داستان، روایت یک فصل از زندگی تکتک مخاطبان اثر است که به نحوی تجربهاش کردهایم، دیروزم امروزم و شاید هم فردایم همین است همین! ایمان ازدسترفته با یک تلنگر به قلب مرد بازمیگردد و از این لحظه جهان زیباتر میشود: فرشتهای که تکتک انسانها انگار نیازمند حضورش هستند تا به عمق خوشبختی پنهانشان پی ببرند. بدک نیست هر از گاهی این فیلم را صرفاً به خاطر شکرگزاری به درگاه خداوند به خاطر هر نعمتش مرور کنیم. آنوقت شاید آن گوی چوبیِ ورودی پلکان منزل، از شیء لعنتی، به گوی دوستداشتنی بدل شود و هر روز دستی بر آن بکشیم و حتی مانند استیوارت آن را ببوسیم. تقدس همهٔ اجزای محیط اطراف، گمشدهای است که تا سرمان به سنگ نخورَد درک نمیشود!
۱-
این فیلم توسط مؤسسه فیلم آمریکا به عنوان تأثیرگذارترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شدهاست.
۲-
چه چیز سحرآمیزی در زندگی شگفت انگیزی است (۱۹۴۶) فرانک کاپرا وجود دارد، که چند سال پیش در یک نظرخواهی به عنوان «امید بخش ترین فیلم تاریخ سینما» انتخاب شد؟ رمز و راز این فیلم کلاسیک سیاه و سفید که ماجرای آن در یک شب کریسمس می گذرد چیست که حتی نقاشان صحنه های آن را روی بوم نقاشی، با رنگ نقاشی کرده اند؟ و چرا این شاهکار پرخاطره ی تاریخ سینما برای بسیاری سینما دوستان هنوز ناشناخته باقی مانده؟ زندگی شگفت انگیزی است داستان پیچیده ای ندارد. ساختار پیچیده ای هم ندارد. یک فیلم کلاسیک سرراست است.
۳-
زندگی شگفت انگیزی است اولین بار در بیستم دسامبر سال ۱۹۴۶ بر پرده سینما رفت. یعنی در روزهای کریسمس. (سایت Imdb) تاریخ اکران اول فیلم را حدود دو هفته بعدتر، یعنی هفتم ژانویه ۱۹۴۷ اعلام می کند) بودجه فیلم در زمان ساخت ۳۱۸۰۰۰۰ دلار بود. از رقم دقیق فروش زندگی شگفت انگیزی است اطلاع دقیقی در دست نیست. با این همه فروش فیلم خوب بوده ولی خیره کننده نبوده است. در جوایز آکادمی اسکار هم فیلم در پنج رشته بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد نقش اول، بهترین تدوین، و بهترین صداگذاری کاندید شد، ولی موفق به دریافت جایزه اسکار نشد. در مجموع اقبال کلی نسبت به این فیلم در زمان ساخت «خوب» بود ولی «عالی» نبود. اما رفته رفته در گذر زمان فیلم جایگاه واقعی خودش را پیدا کرد. مثلاً در سال های ۱۹۹۸، ۲۰۰۲، ۲۰۰۳، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، و ۲۰۰۸ این فیلم از سوی انجمن فیلم آمریکا (AFI) به انحاء مختلف در فهرست صد فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت.
همچنین زندگی شگفت انگیز در سال ۱۹۹۰ از سوی بنیاد حفظ سینمای ملی آمریکا موفق به دریافت جایزه «ثبت فیلم ملی» گردید. و در سال ۱۹۹۴ نیز «جایزه موفقیت مادام العمر بازیگر کودک سابق» به جیمی هاوکینز بازیگر نقش نوجوانی جرج بیلی از سوی آکادمی بازیگران جوان اهداء گردید.
۴-
موضوع این فیلم به دلیل پرداختن به گرفتاری های روح بشری هیچگاه تازگی خود را از دست نداد آنچنانکه راجر ایبرت در تحلیلی گفته است: ” نکته ی مهم درباره ی چه زندگی محشری است، این است که گذشت زمان را خوب تاب آورده، مثل کازابلانکا از آن فیلم های جاوادانه است که با گذشت زمان، بهتر هم می شود “.
۵-
طرح اصلی فیلم حول زندگی جورج بیلی است که به دلیل ناکامی های متعدد در زندگی قصد خودکشی دارد اما این فرصت را پیدا می کند که زندگی اش را بدون حضور خودش و اتفاقاتی را که در نبودش برای اطرافیانش روی میدهد ببیند. برخی معتقدند طرح اولیه ی فیلم با اقتباس از داستان کوتاهی از فیلیپ ون دورن استرن با نام “بزرگترین هدیه” نوشته شده است.
برای نقش جورج بیلی بازیگری مناسب تر از جیمز استیوارت با آن آرامش ذاتی و چشمهای معصوم سرشار از نگرانی پیدا نمی شد. جیمی در این فیلم با بکار گرفتن حرکات دست و صورت که با گذر زمان گویی جزیی از شخصیت او می گشت حالات مردی ناکام و آشفته را بخوبی بازنمایی کرد و میمیک صورت او در این میان کمک فراوانی به او کرد. برای نمونه توجه کنید به سکانسی که جورج به دنبال مری که در زندگی واقعی همسر اوست اما حالا دیگر او را نمی شناسد می دود. حالت چهره ی او به تمامی نشانگر اضطرابی عمیق و ناباوری ست.
۶-
چه زندگی شگفت انگیزی است، دومین اثر مشترک استیوارت و کاپرا، مملو از سادگی، تردید و اعتماد، عشق و صداقت و مهمتر از همه چیز پاکدامنی ذاتی ست. با زبان طنزی که برای درکش نیاز به نکته سنجی آنچنانی نداریم، دیالوگهای ساده و دلنشین و از همه مهمتر اینکه انگار این داستان، روایت یک فصل از زندگی تک تک مخاطبان اثر است که به نحوی تجربه اش کرده ایم، دیروزم امروزم و شاید هم فردایم همین است همین! ایمان از دست رفته با یک تلنگر به قلب مرد باز می گردد و از این لحظه جهان زیباتر می شود، فرشته ای که تک تک انسانها انگار نیازمند حضورش هستند تا به عمق خوشبختی پنهانشان پی ببرند.
۷-
مثل بسیاری از فیلم های خوب دیگر، اهمیت فیلم زندگی شگفت انگیز در گذشت زمان بیشتر و بیشتر می شود. تماشای فیلم دیدار با ستارگان خاطره برانگیز دهه ی ۱۹۴۰ هم هست: جیمز استوارت، دونا رید، لایونل باریمور، توماس میچل، وارد باند، هنری تراورس و گلوریا گراهام. با این همه رمز و راز این فیلم چیزی نیست که بشود به راحتی درباره اش نوشت. یک نیروی غیر قابل تعربف در این فیلم ۱۳۰ دقیقه ای کلاسیک سیاه و سفید هست که در هر دیدار بیشتر روی بیننده اثرش را می گذارد و کمتر قابل تعریف شدن است! باید فیلم را دید!
آهنگ انگلیسی:
«تصور کن» | “İmagine”
خواننده:
جان_لنون | John lennon |
Imagine there’s no heaven
It’s easy if you try
No hell below us
Above us only sky
Imagine all the people
Living for today…
تصور کن بهشتی وجود نداره
(اگه یکم تلاش کنی میبینی که خیلی کار مشکلی نیست!)
و جهنمی هم زیر پاهامون نیست
و بالای سر ما فقط گستره آسمانه.
تصورکن همه مردم
فقط برای امروزشون زندگی می کردند.
Imagine there’s no countries
It isn’t hard to do
Nothing to kill or die for
And no religion too
Imagine all the people
Living life in peace…
فکرشو بکن که هیچ کشور خاصی وجود نداشت؛
(خیلی سخت نیستا)
اون وقت چیزیم برای کشتن و کشته شدن وجود نداشت.
فکرشو بکن هیچ مذهبیم وجود نداشت،
اون وقت همه مردم دنیا
با صلح و آرامش کنار هم زندگی می کردند.
You may say I’m a dreamer
But I’m not the only one
I hope someday you’ll join us
And the world will be as one
شاید پیش خودت بگی که من یه خیال پردازم
ولی من تنها کسی نیستم که این طور فکر میکنه
وآرزو می کنم تو هم روزی به ما بپیوندی
و اون وقت دنیای همه ما یکی خواهد شد.
Imagine no possessions
I wonder if you can
No need for greed or hunger
A brotherhood of man
Imagine all the people
Sharing all the world…
فقط تصور کن هیچ مالکیت خصوصی وجود نداشته باشه
(بعید میدونم بتونی)
در اون صورت حرص و طمع یا حتا گرسنگی وجود نداشت.
و انسانها برادرانه کنار هم زندگی می کردند.
تصور کن همه مردم
همه چیز این دنیا رو بین خودشون تقسیم می کردند.
You may say I’m a dreamer
But I’m not the only one
I hope someday you’ll join us
And the world will be as one
شاید پیش خودت بگی که من یه خیال پردازم
ولی من تنها کسی نیستم که این طور فکر میکنه
و من آرزو می کنم تو هم روزی به ما بپیوندی
و اون وقت دنیای همه ما یکی خواهد شد.
برگردان: آناهیتا_سمیعی
پاورقی:
جان لنون، در سال ۱۹۶۹ لقب شوالیهٔ خود را در اعتراض به دست داشتن بریتانیا در ناآرامیهای نیجریه و حمایت بریتانیا از آمریکا در جنگ ویتنام قبول نکرد. آهنگ “تصور کن” در لیست پانصد آهنگ برتر تمام تاریخ مجلهٔ رولینگ استون رتبهٔ سوم را به خود اختصاص داد. از این آهنگ به عنوان امضای جان لنون یاد میکنند.
منبع:
کانال شبکه پرده نقرهای
https://t.me/Shabakeh_Pardeh_Noghrey
کانال Ingmar Bergman
https://t.me/ingmar_bergman_7