روایتی از جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۳

بهتر بود به جای جشنواره فجر نام سیرک بزرگ کشوری فجر را بر گزینند بر آنچه از پیش نوشته و خوانده شده. سیرکی که می‌توان برای تماشایش فاتحانه بر مسند قدرت تکیه زد

دلم بغل می‌خواهد، از این بغل‌ها، نه از آن بغل‌ها

دانشمندان ناسا به تازگی اعلام کردند: گورستان در حال یخ زدن است. در حالیکه کره زمین روز به روز گرمتر می‌شود، ما در بخشهایی از کره، شاهد قندیل بستن احساس هستیم. نگاه های سرد، بغل های سرد

هویت ملی و ملی گرایی

هویت ملی و ملی گرایی

هویت ملی فراتر از تنوعات قومی، قبیله ای و دینی بر فراز میهن دوستی می نشیند و با کسب داده های تاریخی و برساخت هویتی امروزین و نو، مبتنی بر همان داده‌ها سعی می کند نوعی احساس تعلق به خاک و خون را در میان مردم به وجود می آورد

هایدگر، سکنی و سکونت کردن

هایدگر، سکنی و سکونت کردن

ه نظر می‌رسد که تنها از طریق ساختن به سکنی می‌ررسیم. سکنی در ظاهر هدف و مقصود ساختن را نشان می‌دهد، با این تفاوت که هر ساختمانی برای سکونت ساخته نشده است پلها، آشیانه های هواپیماها

تقسیم بندی دانش از نظر ابوعلی سینا

تقسیم بندی دانش از نظر ابوعلی سینا

شیخ بر خلاف متعارف، دانش های نظری را به طبیعی، ریاضی، الهی و کلی تقسیم می کند و معیار را در این تقسیم بندی موضوع آنها قرار می‌دهد

خرمن

لایق خرمن

لایق خرمن هر که گوید او منم او من نشد… خوشه‎ی او لایق خرمن نشد… من مشو از من بشو تا من شوی… خوشه شو

سانسور یا مدون کردن بیان رمزی؟

سانسور یا مدون کردن بیان رمزی؟

عمل سانسور به صورت ویژه¬ای واپس زدن امر ممنوع محسوب می¬شود که در این حالت در برابر امر ممنوع مقاومت ایجاد شده و سوژه تمایل به کناره گیری از حرکتش در کدها و قوانین از پیش تعیین شده می¬یابد

معرفی فیلم شطرنج

معرفی فیلم شطرنج باد

پس از شطرنج باد مخاطب تا مدتها ساکن عمارت می‌ماند و شاید هر بار دیدن دوباره این اثر فوق‌العاده بتواند یک سؤال از انبوه سؤالات پیش آمده در جریان دیدن فیلم را پاسخ دهد

زنی برای در خانه نَنشستن

زنی برای در خانه نَنشستن

راننده کناری با لهجه جنوبی و چهره ای غبارگرفته و پر درد با یک پراید خط و خش دار و بی آینه از کنارش گذشت و فریاد زد:
برو خرسواری کن، خیابونو بند نیار.

nyakim gatwech

ملکه تاریکی و یک مصاحبه آموزنده و کمی تلخ

متاسفم که این‌طور احساس می‌کنید و نگرانید، اما من الان در وضعیتی هستم که خودم را دوست دارم و زیبا هستم. هرگز برای کسی یا به خاطر هیچ فرصتی پوست خود را روشن نخواهم کرد

ای نوجوانی

ای نوجوانی

ای نوجوانی! نوجوانی! تو به همه چیز بی‌اعتنایی، گویی همه‌ی گنج‌های گیتی در چنگ توست. درد و رنج را به بازی می‌گیری، حتی اندوه در

عشق و دین

عشق و دین

عشق را جزو اوصاف الهی می دانستند، نمی توانستند چنین نعمت پراهمیتی را به آسانی طرد کنند. چنین بود که عشق در ادبیات و عرفان ما باقی ماند