

چیزی که مسلم است این است که سومار مثل خیلی از شهرهای مرزی دنیا کشاکش خوشی نداشته است.

کسی که سیاست را کثیف میداند، به ذهنش هم خطور نمیکند که این بیت زیرکانه و نرم که انگار عاشقی برای معشوقش خوانده چطور بر زبان آصف جاه آمد که شعله یک جنگ را خاموش کرد

علمای خیابانی برای این در رسالههای شهوانی نوشتهاند که ذکور اصولاً اگر یک چیز زیبایی ببینند، با چشمانی درشت و دهانهایی نیمه باز و آب دهانی قورت نداده چیز موردنظر را …

آنها خون و رذیلههای اشقلون و پیسوس را از تن خود میزدایند تا روحشان را پاک کنند
و در مسیر این پالایش روح وجان، زیبا میشوند و زیبایی میآفرینند و زیبا میمیرند تا نور فارغ از غبار و ظلمت بماند

این جنبش معقول است و قهرمان ساز نیست و با ساز و کارهای عوامفریبانه، فردا را پر از مدعی وسهمخواه نمیکند

قاتل، فردی با انگیزههای مذهبی است، او در جریان زندگی در اتمسفر مذهب، این وظیفه را یافته است که رضایت خدا را از طریق پاکسازی شهر جلب کند.

اینکه قشر واپس مانده جامعه باران و برف را به هنوز به گناه مرد و زن ربط میدهد یک درد است و اینکه در نقطه مقابل مخالفان این قشر برف را به برداشتن روسری و اینها ربط میدهد درد دیگری است

زن، زن بود زن، زندگی بود زن، آزادی بود و تا ابد همینها میماند
ما از میان خطوط سیاه کمرنگشان پیداییم

کسی که قصد دارد از نظم فعلی و نظم آینده جهان با خبر باشد، میبایست از دریچه تاریخ و منطق، به تحولات جهان نگریسته و دیروز و امروز و فردای جهان را بشناسد.

قدرت، واکنشگران را آزاد میگذارد تا آزادی را بکشند

هیچ حاکمیتی قادر به مرگ ارزو در درون افراد جامعه اش نخواهد شد

فاجعه فروپاشی اخلاقی زمانی رخ میدهد که در جامعهای افراد به این شیوه عادت کنند که تحقق آرزوهایشان از مسیر درست و با کمک نیروهای اجتماعی و مدیریت جامعه امکانپذیر نیست.
M R TALEGHANI’S WEBSITE
مجالیست برای سیاستخوانی و تاریخخوانی و نگاه فلسفی به آنچه هست و نیست و باید باشد.