جدایی و ادب جدایی

ادب جدایی یعنی ردّی سبک بر دل دیگری گذاشتن، نه زخمی عمیق. و برای کسی که رها می‌شود، یعنی سیاه نکردن گذشته و احترام گذاشتن به انتخاب‌هایی که محصول زمانه‌ای دیگر بوده‌اند.

من اشتباه می‌کنم پس هستم

اونایی به درد زندگی فردی و اجتماعی می خورند که اشتباه کرده باشند. نه اونها که جبرا پاک معصوم و بی گناهند و در دل و اندیشه و وجود پر از هوس اشتباهند

نسبت انسان و زمان

زمان در بند آنهاست و می دانند شب و روز در کیفیت زمان یکسان است و شب را تسخیر می‌کنند

پرسشگری و چرخ تاریخ | مهدی رزاقی طالقانی

آقا اجازه … یک نماد از فرهنگ پرسش ستیز جامعه ایران است، اینجا در ملأ عام و در خلوت باید پرسیدن را بدون اجازه و لکنت فرهنگ سازی کرد. تا هر فردی این امکان را بیابد که در عین گمنامی، کاری جهانی و تاریخی کند.

بیست و نه گام برای کاهش مصرف آب

بیست و نه گام برای کاهش مصرف آب

تصویر شیری که چکه می‌کند و ماشینی که در کنار خیابان دوش می‌گیرد و…! هنوز قابل باور است؛ چراکه بحران آب هنوز برای جامعه یک خبر است تا هشدار.

فارابی کیست و منطق او چیست؟ -2

فارابی کیست و منطق او چیست؟ – ۲

منطق دانان اسلامی در تقسیم علم به تصور و تصدیق تابع فارابی هستند؛ چرا که پیش از او این تقسیم در کتابهای منطقی مرسوم نبود او اولین کسی بود که علم را به تصور و تصدیق تقسیم کرد

فارابی کیست و منطق او چیست

فارابی کیست و منطق او چیست؟

فارابی در دوران اسلامی اولین کسی است که مکتب فلسفی تأسیس کرد، او نظریات ارسطو و افلاطون را با هم جمع کرد و نظام مند ساخت و البته دین را در چهارچوب فلسفه وارد و تبیین و ارائه کرد.

هنر مصادره کردنی نیست

هنر خوشنویسی که از بطن خاک ایران زمین برخواسته است و حق و سهم ما از تاریخ هنر است، جایی حتی در میان این دلبستگی های مجازی بی ریختمان هم ندارد.

صدای نفس حقیقت از پشت دیوار

برای آنها که آزادی را دوست دارند لذت هر شغلی و موقعیتی نسبت مستقیمی با فاصله ی آن با دیوار دارد
در خبرنگاری، خبرنگار نزدیک ترین فاصله را با دیوار دارد و از آنجا

توانایی شرارت

توانایی شرارت

علم، زیبایی، ثروت، شهرت قدرت، از چهره تا سلاح هر کدام اینروزها ابزاری برای تحقیر و تضعیف و استعمار و استحمار شده اند
فقط به این دلیل که در اختیار کسانی قرار دارند که بهره ای از اخلاق و فضیلت نبرده اند

این عشق و آن عشق

آیا این عشق مبتذلِ لقلقه زبان ها و قلم های امروز، همان عشقِ “یک ساعت عشق، صد جهان بیش ارزدِ” دیروزهاست؟