امریکا از درون امریکا
بدون تعارف من امریکا را دوست دارم.
شاید برای توضیح این گزاره، واژۀ آمریکا را باید کمی خُرد کنم و بگویم من درون آمریکا دوست دارم نه آمریکای خارج از مرزهایش که در خاورمیانه و آفریقا و ژاپن و ویتنام و یمن و سوریه و فلسطین و لیبی مدام در حال جنگافروزی و جنایتهای ضدبشری است.
در یک روایت تاریخی میخواندم که در دوران اشغال سفارت آمریکا در ایران و گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا، موج نفرتپراکنی از ایرانیان در آمریکا بهطور فزایندهای بالا رفته بود و مشکلات زیادی برای ایرانیان ایجاد شده بود.
بهعنوان مثال یک روز یک ایرانی مهاجر که شهروند آمریکا محسوب میشد هنگام خرید انگور به رسم خرید در ایران هنگام خرید، چند دانهای از انگور را خورد و مأموران فروشگاه که از هویت ایرانی آن بندۀ خدا آگاه شده بودند، او را به اتهام سرقت چند دانه انگور بازداشت و به پلیس تحویل دادند، اگر اتهام او در دادگاه اثبات میشد مجازاتش یک سال زندان و پرداخت ۵٠٠ دلار بود و حتی مأموران ادارۀ مهاجرت میتوانستند او را از آمریکا اخراج کنند. کار به دادگاه کشید و قاضی «کارل هارس» که متوجه ریشۀ این اشتباه و این سنت ایرانی هنگام خرید شده بود و دریافته بود که این بازداشت ناشی از ایرانیهراسی در آمریکا است او را بیگناه خواند و گفت: «اگر کشوری با ما بد است، نباید تأثیری در اصل قضیۀ عدالت داشته باشد.»
از یک روایت بیرونی
در ایران این روایتها را به فضاسازی رسانهای نسبت میدهند که البته برای ماله کشیدن روی بیعدالتیها و ظلمهای سیستماتیک است و مثل این روایت از عدالت و نظم و قانون و کرامت انسانی از زندگی در آمریکا بسیار وجود دارد که مثل تاریخ شفاهی از زبان شهروندان جامعه آمریکا روایت شده است و هیچ فضاسازی رسانهای در کار نیست.
به هر شکل باور کنند یا نه این سطح از عدالت و انساندوستی و قانونمداری به همراه دموکراسی و غیره در هیچ نقطۀ دنیا وجود ندارد.
این حد از عدالت و حکومت قانون و آزادی نقطۀ آرمانی بشر نیست، اما هیچ جامعهای هنوز به این نقطه نرسیده که شهروندان آمریکایی در آن زیست میکنند و این آرمانهای بشری در درون آمریکا در پیشروترین حالتی است که بشر به آن رسیده است.
حالا آیا این قانون، عدالت و… آیا با استعمار، نفت و طلای کشورهای دیگر ایجاد شده است؟
این حرف را اینجا زیاد میزنند، اما مزخرفی بیش نیست، تحقق چنین سیستم قضایی و اجتماعی کارآمدی ناشی از تلاش و کوشش و خواست نظام سیاسی و مردمانی است که تلاش کردهاند بهشت را از وعده به تحقق برسانند و سیستم عدالتخواه مفهومی نیست که با نیروی نفت محقق شود و به راه بیفتد.
آمریکای خارج از مرزهای آمریکا قابلنقد و حتی نفرت است، اما سیاست داخلی فوقالعادۀ آن را نباید بر اساس سیاست خارجی اشتباه آن سنجید. هرچند توجیهی وجود دارد که میگوید این مشت آهنین برای دفاع از آن بهشت محقق شده است و اگر این مشت آهنین غلاف شود آن بهشت بیدفاع، جهنمی میشود مثل باقی دنیا که البته برای این سطح از جنایتی که رخ میدهد قانعکننده نیست.

بهشتی که وعده نماند
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی