تعطیل بودن در محاورات زبانی یک صفت مذموم برای فردی است که نه تنها فهمی از یک موضوع ندارد، بلکه اساساً زمینههای فهم را هم در خود ندارد و نه در حال و نه در آینده نمیشود روی او حساب کرد. تعطیل بودن در سیر تحولات تاریخی هم مفهومی قابل تأمل است، داریوش شایگان جمله معروفی دارد که میگوید: «منطقه ما سیصد چهارصد سال است که در تعطیلات تاریخی به سر میبرد» و با این جمله به زمینههای فهم اجتماعی از وقایع دنیا اشاره میکند که جامعه تعطیل، نه امروز قدرت فهم مسائل را دارد و نه امیدی به فردای آن است، مثالی که شایگان در این باره دارد، امپراطوری عثمانی است که با اینکه یک پایش در اروپا بود، نه متوجه رنسانس شد، نه عصر روشنگری و نه انقلاب صنعتی و این چنین در دل وقایع تعطیل بود.
جامعه ایران هم یک جامعه تعطیل است که برای تعطیلی آن دهها دلیل میتوان برشمرد که در نوشتار فوق به یکی از آنها اشاره خواهد شد که عبارت است از مناسبت زدگی در تقویم و تعطیلات بی قاعده و دست اندازی در روزمره ایرانیان است.
روزهای تعطیل و شبه تعطیل در ایران، سرشار از نشانههایی است که میتواند روندهای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران را برای تحلیلگران روشنتر کند سفرها، مناسک، بیاعتناییها، اعتراضات و حتی شوخیهای پیرامون روزهای تعطیل، فکتهایی هستند که هرکدام نشان دهنده واقعیتها و حقایقی از جامعه ایرانی به شمار میروند.
روزهای تعطیل از این جهت در بسترهای زیر قابل تفسیر و تأویلاند
۱ – سیاست و تصمیم سازی
۲- اقتصاد و کار
۳- مذهب و مناسک
۴- فرهنگ و بازدهی فرهنگی
سیاست و تصمیم سازی
جامعه ایران جامعه رها شدهای است، این گزاره در بسیاری محاورات خیابانی تا محافل علمی شنیده میشود و مراد از آن «مقطعی اداره کردن کشور» با اقدامات حلق الساعه است. نمونه این تصمیمات را در بسیاری از اقدامات عمرانی و حقپقی میتوان مشاهده کرد، تصمیمات آنی و فاقد پشتوانه کارشناسی و به روز نشدن تصمیمات در بخش تعطیلات تقویمی هم بخشی از این ضعف و بی عملی در تصمیم سازی است
در ایران تعطیل کردن تمام یک امورات کشور در یک روز یا از جهت بزرگداشت واقعهای خاص در گذشته است، یا یک روز فرهنگی- مناسکی است که برای سهولت مشارکت اجتماعی در آن منسک خاص، آن را تعطیل میکنند. شوربختانه هر دو دلیل ریشه در گذشته دارند و خبری از حال و آینده در آنها نیست. خبری از حال نیست به این دلیل که تعداد زیادی از تعطیلات رسمی کشور متناسب با خواست و ذائقه جامعه نیست، تعطیلات اگر به منظور بزرگداشت اجتماعی باشد باید آنروز برای جامعه در طی زمانکماکان خاص و قابل تأمل و یادآوری باشد، با توجه به شکاف اندیشه میان دولت و ملت بسیاری از مناسبتهای تعطیل در اینروزها برای جامعه هیچ وجهی ندارد
مثلا تعطیلی روز ۱۵ خرداد تقریبا هیچ کس را به مقصد فکر کردن پیرامون مبارزه با سرکوب یک قیام مذهبی در سال ۴۲ نمیاندازد، و این فارغ از در نظر گرفتن این فکت تاریخی است که در آن روز چند درصد از جامعه ایران در این قیام مشارکت داشتند که بر اساس آن بتوانگفت که این روز نیم قرن بعد میتواند یادآور نکته خاصی برای اکثریت اجتماعی باشد یا نه
در جهت یادآوری و برانگیزانندگی مفاهیم ملی هم نمونه تعطیلی روز ملی شدن صنعت نفت هم برای جامعه یادآور مفهوم خاصی نیست و در آستانه سال نو که حتی روزنامهها و جراید هم درگیر مناسبت بعدی هستند این روز بیجهت تعطیل است
بر این اساس برخی از تعطیلات نسبتی با خاطرات جمعی و گذشته جامعه امروز ایران ندارد که پیروزی یا سوگی را یادآور شده و مفهوم خاصی را در اذهان اکثریت جامعه برانگیزاند
اگر مراد از تعطیلات، ایجاد یک فرصت برای مشارکت در مناسک باشد باز تعدادی از تعطیلات تقویم رسمی امروز از آن جهت که مناسک مورد نظر برای اکثریت جامعه منسوخ شده است، کارکردی برای آن قابل مشاهده نیست، برای مثال تعطیلی روز آغاز امامت امام زمان (عج) اگر برای برگزاری جشنهای خاصی مدنظر است، خبری از این جشنها در برنامههای جمعی مردم نیست، بنابراین چنین تعطیلی برای کار و فعالیت اقتصادی یک وقفه غیر ضرور است؛ و اگر باز هدف آن را برانگیزانندگی مذهبی در جامعه در نظر گرفته باشند، کمتر کسی با چنین مفهومی در این روز درگیر شده و چنین مسئلهای در دهنش متبادر میشود
خبری از آینده در سیاست و تصمیم سازی برای تعطیلات نیست، به این علت که مناسبتهای حرکت آفرین و اصالت ساز، با بی اعتنایی و نگاه ایدئولوژیک حذف شده هستند و بعید است در آینده جامعه ایرانی مایل به یادآوری بسیاری از مناسبتهای امروز باشد. بنابراین و در بیانی کلی در این بخش میتوان گفت که واکنشهای اجتماعی به تعطیلات میتواند برای تصمیمسازان دلیل قانع کنندهای برای بازاندیشی و به روزآوری مناسبتها باشد
اقتصاد و کار
اگرچه تعداد روزهای رسمی تعطیل در ایران در مقایسه با برخی از کشورها بالا نیست، اما تعداد تعطیلات سایه در ایران برای مفهوم کار جمعی یک دست انداز بزرگ است، برای نمونه کار و تولید در ایران در هفته آخر اسفند، ۱۵ روز نخست فروردین، ماه مبارک رمضان، دهه اول محرم، دهه آخر صفر و یک هفته قبل و بعد از راهپیمایی اربعین، و هفتهای که تغطیلات دو روزه در آنها واقع است، دچار اختلال است و نیروی کاری که بر سر کار حاضر میشود هم به علت عدم حضور نیروی همکار، قادر به انجام کار مفید نیست. و جدای از این اختلال در انجام کار، آنچه از بی مسئولیتی و فقدان روحیه کار جمعی در چنین روزهایی به جامعه تزریق میشود، خود مسبب نوعی از نگرش به کار است که در آن کار و مسئولیتهای ناشی از آن فاقد اهمیت است.
در چنین روزهایی صادرات و واردات، تهیه مواد اولیه تولید، فرایندهای پخش و روندهای اداری دچار اختلال هستند که تولید کنندگان به عنوان رکن اصلی اقتصاد کشور از گذر اختلال در نظام اداری دچار ضررهای هنگفت میشوند. یکی از دلایلی که زنجیره اقتصاد کشور در چنین شرایطی دچار اختلال کارکردی میشود، گسست نظام اداری کشور از حوزه تولید است، نظام اداری که پیشفرض و فلسفه کارکرد اقتصادی ندارد، با پشتوانه مالی از فروش نفت، ضرورتی به تعهد به نظام تولید و اقتصاد نمیبیند، مدیر دولتی که به هفتاد درصد نیروهای خود مجوز عدم حضور در محل کار به بهانه راهپیمایی اربعین را میدهد، پیوست موقعیت فردی خود در ساختار حاکمیتی را ارجح بر کار و حق ارباب رجوع و ساختار اقتصادی کشور میبیند، او میداند که موقعیتش با گزارشی از حضور شصت درصد از کارمندانش در راهپیمایی اربعین تضمین میشود و هر اختلای در اقتصاد با پول مفت نفت حل میشود. با همه اینها، سختترین آسیبی که تعطیلات سایه به حامعه ایرانی میزند، جدی و مهم نبودن کار است، ارزش کار، تعهد و مسئولیت پذیری بخشی از فضیلت اجتماعی یک جامعه هستند که سقوط آن هزینهای تاریخی و گزاف است
مذهب و مناسک
مناسک میتوانند دارای رویکرد تربیتی و یا رویکرد سرگرمی باشند، اگر مدیریت یک جامعه روزی را برای مناسبتی تعطیل میکند که پیوست مناسکی دارد، میبایست سمت و سوی فرهنگی و تربیتی آن را به نحوی مدیریت کند که فرد و جامعه به دریافتهای معنا بخش از آن حضور دست یابند، به نظر میرسد رویکرد مناسکی روزهای تعطیل ایران به مرور زمان از ابتدای انقلاببه یک رویکرد صف کشی و نشان دادن مشروعیت قرائت خاصی از دین کشیده شده است، حاکمیت با کشاندندجمعیت به این گونه مناسک در واقع برای مخالفانش خط و نشان میگشد و کیفیت حضور مدنظر نیست، برای چنین هدفی که میتواند با ابزارهای دیگر هم محقق شود، به تعطیلی کشاندن کشور امری غیر ضرور است، به خصوص که از این تعطیلی طبقه متوسط کارمند و اداری تنها سود میبرد که نه در زمین بازی حاکمیت حاضر میشود و نه از تعطیلی کارش متحمل هزینه اقتصادی میشود از اینگونه تعطیلات با توجه به رویکرد دین گریز جامعه طبقه مستضعف و کارگر و زحمتکش ساعت مزد و روزمزد دچار اسیب اقتصادی میشود که اتفاقا در زمین حاکمیت بازی میکند و آسیب جدیتر را نظام تپلید در کشور متحمل میشود که طبیعتا نباید کزینه یک حاکمیت سیاسی باشد
تعطیلات مذهبی برای جریانات مذهبی غیر حاکمیتی البته وجه خود را دارد که وابستگان به این جریانات در صورت تعطیل نبودن این رپز هم به مناسک خود میپردازند، مگر اینکه مراد حاکمیت ریختن مشروعیت این حضور در سبد خود باشد که این خود مسئله دیگری است و در اخلاق سیاسی خیلیپسندیدهنمینماید
بنابراین از وجه مذهب و مناسک برخی از تعطیلات مذهبی در کشور مضر بر اقتصاد و بی فایده از حیث مذهبی، فرهنگی و تربیتی است که این خود میتواند زمینه به روز آوری تصمیمات در حوزه تعطیلات مذهبی باشد
فرهنگ و بازدهی فرهنگی
تنها نشانه تعطیلی یک جامعه، تعطیلی یک کارخانه و فعالیتهای کسب و کار اقتصادی نیست، وضعیت فرهنگ و افول فرهنگی هم میتواند بیانگر تعطیلی بهشی از یک جامعه باشد جامعه ایران بنا به نظام ناکارآمد تصمیمسازی خود در حوزه فرهنگ، در این بخش رو به تعطیلی است. ابزار تعطیلات و مناسبتها، یک ابزار مهم در سامان دهی فرهنگی در کشور است اما امروز از انبوه مناسبتها و تعطیلات، چیزی جز ایجاد یک بار ترافیکی و معطل کردن تمام امورات کشور نصیب جامعه نمیشود.
اگر فعالیتهای مردمی بخش مذهبی جامعه را فاکتور بگیریم، حاکمیت برنامه ریزی خاصی برای مناسبتها ندارد، اگر با تعطیلی بشود مسئولیت فرهنگ سازی در حول موضوع آنروز را از سر وا کرد که هیچ، اگر نشد با چند پلاکار و بنر در ورودی ادارات و چند کلمهای حرفهای تکراری و تاریخ مصرف گذشته در تلوزیون زدن، کار انجام شده تصور میشود و تمام.
تعطیلی یک مناسبت جای فعالیت پیرامون آن را نمیگیرد. مناسبتها میتوانند به یک خاطره جمعی و یک شادی جمعی منتهی شوند، میتوانند مسیری برای رسیدن به یک هویت مشترک باشند و در نهایت میتوانند پشتوانهای برای فرداهای سخت تاریخی باشند، حذف مناسبتهای تاریخی از قرائت رسمی و بایکوت آنچه مانده است از تریبونهای رسمی نسل آتی را دچار بی تاریخی خواهد کرد و عدم کارکرد فرهنگ در شناخت تاریخ، نوعی از تعطیلی جمعی در آیندهای نزدیک است. مردمی که شادی مشترک و خاطره مشترک و هویت مشترک نداشته باشند آینده خطر ناکی در پیش دارند و جمع شدن بخشی از جامعه شیعیان در چند مناسبت مذهبی پوشاننده چنین ضعف کارکردی نیست.
هشدار و راهکار
باز داوری غیر ایدئولوژیک به مناسبتهای تاریخی و اجتماعی تقویمی، در نظر گرفتن مفهومی به نام ایران برای همه ایرانیان، خارج کردن مناسبتهای کم اهمیت و منسوخ شده، احترام به تاریخ و فرهنگ و بزرگان این مرز و بوم فارغ از اعتقادات شخصی و همچنین گسترش فعالیتهای فرهنگی آزاد، پیرامون روزهای خاص تقویم ایرانیان، میتواند بخشی از راهکارهای خارج ساختن مناسبتهای تقویمی از قرائت طنز است. امروز محتوای تقویم به زعم بسیاری یک شوخی با جامعه است در روزهایی که جامعه در حال از دست دادن انسجام اجتماعی و تکه تکه شدن است، مناسبتها فرصت خوبی برای همگرایی به شمار میروند،
تعطیلات در ایران امروز از نظر جامعه بی معنا، از نظر فرهیختگان غیر زاینده و از نظر اهالی علم و اقتصاد، زیان آور است. بسیاری از تعطیلات و شبه تعطیلات، هیچ توجیه کارکردی ندارند و تماما در خدمت سرگرمیخواهی درآمدهاند که در آن جامعه خسته از زحمت و در جا زدن، خودش را به جاده بیرون شهری بیاندازد تا رخوت و بی ثمری فعالیت هفتگیاش را فراموش کند. تعطیلات نیازمند بازاندیشی هستند چرا که برای فعالیت جدی در کشور یک سم کشنده و منفعل کننده به شمار میروند، تعطیلات بدون هیچ کارکرد فرهنگی و جمعی، کشتار زمان و عمر جامعه و از میان برنده فرصت رشد و توسعه است.

ایست! کشور تعطیل است
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی
6 پاسخ به “ایست! کشور تعطیل است”
تعطیلات ایران بسیاربالاست ۷۶روز حالا تعداد خرابی هوا کمبود سوخت درتابستان برق زمستا گازرااضافه کنیم میشود۱۱۲روزچه خسارتی به کشور وارد میشود راهیچ سازمانی بیان نمیکند این نشان ضعف مدیریت کشور است فقط اقتصادی نیست فرهنگی خسارت بزرگتر. است آموزش پروش وآموزش عالی آیا مدیری پیدا خواهدشد فکری کند
مشکل اصلی تاب آوری کشور در برابر موضوع عدم رشد و در زدن است، اینکه در این کشور کسی از سکون و پسرفت ناراحت نیست، تعطیلات و شبه تعطیلات با پول مفت نفت ذائقه مردم را عوض کرده است، کسی به دنبال کار و تلاش نیست که رشد کند، البته که موانع زیادی هست اما با این حل تا جامعه به دنبال رشد و پیشرفت و توسعه نباشد، حکومتها هر وضعیت پایداری را مطلوب میدانند
سلام
چه نوشتهی ارزشمندی
افسوس مسئولان این را نمیخواهند باور کنند..
همهچیز ما تعطیل..
انسان نباید تعطیل بردار باشد.
ممنون از توجه و دقت شما، تغییر ذائقه ایرانیان از تلاش و حرکت به سکون و سرگرمی خواهی همه چیز را تعطیل کرده است
جناب آقا مهدی عزیز….موضوع انتخاب شده، از مسائل مبتلابه
جامعه ماست….شناخت موضوع، تحلیل واقع بینانه وخردمندانه شما ستودنی است…دست مریزاد
سلام و عرض ادب
ممنون از بزگواری و لطف و مهر شما
بله همینطوره و پرداختن به مسائل فرعی به جای اولویتها، مملکت را به حالت رها شده و فاقد نظم پیش برنده درآورده است