
تو الان باید سی و خوردهای سالت باشه نه؟ بیمه داری؟
۳۲ سال
بیمه داری؟
نه
مگه میشه؟ چرا؟
باید خود خودمو حتما بیمه کنم؟
خب آره
چشم
جایی بیمهات نکردن؟
نه. خودم نخواستم. اگه بیمه کنم باید گردنم و هم کج کنم
ک … شعر نگو. چه ربطی داره، واسه پیری محتاچ همین چندرغاز بیمهای
اینو که نفهمیدی. اینو بفهم آقای ک …شعر شناس اینجا واسه بیمه گردن کج کنم باید جای دیگه گردن صاف کنم واسه یه بدبخت
خب بکن! سر کار مطیع باش و واسه دیگران مغرور. کسی چه می دونه تو سر تو کجا خم کردی؟ این همه مردم مادرشون گ … شده تو واسه سر خم نکردن آیندهت و داری می …نی توش؟
نمی تونم
بگو ببینم تو از بابات پول نمی گرفتی و نمی گیری؟
نه! به قدر زنده موندن بابام خودش پول می داد
ولم کن بابا … تو سربازی چی؟ پا نمیکوبیدی واسه چند تا عقدهایه ک … نشور؟
اونجا هم دژبان بودم گردنم کج نشد
عجب قدی هستی تو … بعید می دونم تو واسه خدا هم گردنتو خم کنی. اما بالاخره گردنتو میشکنن
نه هنوز خم نکردم.
پس حقته این وضعیت ، آدمایی مثل تو نه امروز و دارن نه فردا. اما خر نشو، زندگی قد بازی نیست به فکر زن و بچهات باش که فردا مُردی حداقل یه چندغاز بدن بهشون گدای سر خیابون نشن
باشه
خب باشه و کوفت. یکاری بکن یه زر بزن قانع کن منو. شر و ور و ک .. شعر نگو فقطا
به کارت نمیاد
تو بنال ببینم چی میگی
آره من بنده خدا نیستم و رفیقشم. خدا بنده میخواست داشت به قدر کافی. منو آفرید رفاقت کنم باهاش. رفیق کارش راه انداختن کار رفیقه. رفیق بازوی زیر تابوته. رفیق حسودِ فقط میخواد تو با اون باشی. اینا رو میفهمی؟
رفیق پارتی بازه. تو خدمت … تو کار … هواتو داره منم تک پرشم می فهمی؟؟؟ من آدمه آدم جماعت نیستم من پادو کارفرما جماعت نیستم … میفهمی. من بیمه نشدم که این سگ مصب هر استفراغی و ننویسه میفهمی. حالا بی خیال ما
تو ک…خلی بابا! اینا برات نون نمیشه! ببین کی گفت. من رفتم!
رفیق
باز همه نیستند و تو هستی … مثل پشت هر ترس از فردا
مثل روز اول دانشگاه
مثل شب اول پادگان
مثل فردای عروسی
مثل روزهایی که در سفره نان نبود
مثل روزهایی که قلم با صدای ضرب سکهها نرقصید
تو که هستی … بگذار هیچ نباشد
بگذار بگویند ماه فردا در کوچه های ندانم کاری سرگردان است
فردا ارزانی آدمها …
تو که هستی
من بیمه تقدیر با تو بودنم …
رفیق!
پرچم زندگی با تو بالاست

بیمه و سرِ بالا و مناجات
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی