آنها ضعیف نبودند

آنها ضعیف نبودند
درباره مقصر مشکلات امروز جامعه ایران

مهدی رزاقی طالقانی

اشتباه اول

جامعه ایران امروز باید به دنبال مقصر وضعیت فعلی بگردد و اصلا این به دنبال مقصر گشتن تعریف تاریخ است و بشر تاریخ می‌خواند تا حداقل همان اشتباه را دوباره تکرار نکند
با این اصل، اشتباه جامعه سال ۵٧، اول از همه دنباله رویی بود. پیش فرض دنباله رو بودن، پذیرش نفهمیدن و احمق بودن است، پذیرش قدرت تشخیص نداشتن است، سوال نسل‌های امروز این است که چرا آنها پذیرفتند که احمق هستند؟ چرا این باور را نداشتند که می‌توانند در سرنوشتشان دخیل باشند و تمام جان و مال و‌ ناموس و‌ آینده‌شان را واگذار به تصمیم یک فرد؟

اشتباه دوم

اشتباه دوم انقلابیون سال ۵۷ اعتماد به یک فرد به جای برقراری یک سیستم بود. هزاران سال اعتماد به یک فرد برای اداره جامعه برای انجام ندادن این اشتباه اگر کافی نبود، باید باز گفت که آنها احمق بودند چرا فقط احمق است که از اشتباه گذشتگانش درس نمی‌گیرد.
حداقل در صد سالِ پیش از سال ۵٧ جامعه ایران از پادشاه هنرمند (ناصرالدین شاه)تا پادشاه نظامی (رضاشاه) تا پادشاه تحصیلکرده کرد اروپا(محمدرضاشاه) به خود دیده بود. و عملکردشان تجربه شده بود، وقتی آنها با همه کاریزما و اراده و تلاششان موفق نشده بودند و عقل و درایتشان به استبداد منتهی شده بود، باز چرا حکومت را به فرد سپردند؟ تا استبداد تازه روی کار بیاید؟
ایرانیان سال ۵۷ که ساکن عصر بدویت نبودند، دموکراسی و جمهوریت همان زمان در دنیا وجود داشت و نتیجه اعتماد به سیستم به جای فرد را دیده بودند، باز چرا به دنبال یک نفر راه افتادند؟

اشتباه سوم

اشتباه سوم انقلابیون سال ۵٧ انتظار از آسمان به جای عمل گرایی روی زمین بود. در جهانی که زن و مرد در حال تلاش روی زمین بودند مردم ایران جریانی‌ را روی کار آوردند که از اساس کارشان بعد از زندگی آغاز می‌شد و آسمان را به خیالشان برای انسانها آباد می‌کردند.
اعتماد به گروهی که برای ساختن دنیا و زندگی هیچ هنری نداشتند و ارزشی قائل نبودند، اشتباه بود. اعتماد به گروهی که تمام عمر به جای کار کردن، انتظار می‌کشیدند تا خدا برایشان کاری کند، یعنی ما حکومت را به نماینده خدا می‌سپاریم و دعای فرج می‌خوانیم و خدا به برکت این کار کشور ما را آباد می‌کند.
گناه ایرانیان سال ۱۳۵۷ این بود که آسمان را به زمین کشیدند و بنایی را با هیچ و با هوا ساختند که نامش جهل بود و امروز برای تخریبش هیچ سلاحی، هیچ علمی به کار نمی‌آید

آنها ضعیف نبودند

حماقت‌های آن نسل به معنای اشتباه تکراری کردن آنهاست، نه ضعیف بودن آنها.
اینکه امروز از انقلابیون سال ۵۷ دفاع می‌شود و مدام تکرار می‌کنند که مردم مقصر نبودند و فریب خوردند و پای امریکا و ارتجاع سرخ و اینها در میان بود، مقدمه دوباره اشتباه کردن است،
امروز هر کسی از قدرت آخوند و‌ امریکا و‌کمونیسم و روشنفکران در انقلاب سال ۵۷ حرف می‌زند، ناگفته حرف از ضعیف بودن توده انقلابیون می‌زند، بزرگ کردن هر طبقه و جریانی، کوچک کردن قدرت توده برای تعیین سرنوشت خودش است در حالیکه توده‌ها آنقدر قدرت دارند که تعیین کننده باشند
بنابراین نباید در تحلیل آن سالها اینقدر از قدرت امریکا و‌ کومونیسم و آخوند و نیروهای خارجی استفاده کرد که نسل امروز هم باور کند جریانهای مقابل آنقدر قدرتمندند که مردم قدرت تغییر شرایط به نفع خودش را ندارند

تاریخ یعنی اشتباه را فریاد کردن

به هر حال اشتباهات آن نسلها را باید فریاد زد نه برای سرکوب و تحقیر یک نسل، باید فریاد زد تا کسی در عین داشتن قدرت احمق نباشد، تا باز امروز کسی منتظر یک فرد نباشد، که یکی بیاید و ‌یکی برود
آن اشتباهات را باید فریاد زد تا کسی نپذیرد فاقد عقل و‌ شعور است و باید دنباله رو‌ باشد.
اشتباهات را باید فریاد زد تا یک سیستم جای فرد بنشیند و عقل جمعی برای یک جامعه تصمیم بگیرد،
آن مردم اعتماد و اشتباه کردند و حالا هم تمام شده و دیگر قشر تأثیرگذاری نیستند، توده امروز را باید دریافت که آگاهی و ‌اعتماد به نفس می‌خواهد
امروز این کشور مثل تمام دنیا به یک ما احتیاج دارد یک ما که به شعورش اعتماد دارد، یک ما که قدرت دارد و می‌تواند تصمیم بگیرد، یک ما که لایق آزادی و عدالت است و در تمام چاهها افتاده و اینبار قصد ندارد باز با‌ طناب یک جریان به چاه تکراری برود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *