فروزه های نورانی

داستان اساطیر آفرینش مانوی می‌گوید زمانی که بین جهان نور و ظلمت اختلاف رخ داد زروان یا خدای روشنایی ابتدا مادر زندگی را خلق کرد و از او هرمزدبغ را آفرید تا او به جنگ دیوان برود.
هرمزدبغ نیز از وجود خود پنج فرزند را که فروزه‌های نورانی او بودند پدیدار کرد که این فرزندان عبارتند بودند از فَروَهَر، باد، روشنی، آب و آتش که در نبرد هرمزدبغ با دیوان تاریکی او را یاری دادند.
هرمزدبغ در آن نبرد شکست ‌خورد و به اعماق دوزخ -سرزمین پلیدی فرو افتاد و فرزندانش را رها ‌کرد
پاره‌های نور که در سرزمین پلیدی محبوس افتادند، در این حبس توسط دو دیوزاد به نام‌های اَشَقلون و پیسوس بلعیده شدند
اینجا آمیزش نور و ظلمت به وجود ‌آمد و در نهایت از همین فروزه‌های نورانی بلعیده‌شده روح و روان آدمیان و جهانیان پدیدار شد که در ترکیب با عناصر ظلمت که منشا جهان مادی هستند، ترکیب شده و جهان مادی-مینوی کنونی از آن‌ها زاده می‌شود.
اینها را نوشتم تا بگویم که بدون دانستن داستان آفرینش مانوی‌ها هم می‌توان دید که بعضی‌ها سرشار از فروزه‌های نور اند که در بستر تاریکی اسیر شده‌اند
اینها که و جودشان ترکیبی از باد و روشنی، آب و آتش است تا ظلمت در جهان است، در حال رهایی خود از تاریکی‌ هستند
آنها خون و رذیله‌های اشقلون و پیسوس را از تن خود می‌زدایند تا روح‌شان را پاک ‌کنند
و در مسیر این پالایش روح و‌جان،‌ زیبا می‌شوند و زیبایی می‌آفرینند و زیبا می‌میرند تا نور فارغ از غبار و ظلمت بماند
فروزه‌های نور همیشه گمنام نیستند آنها یکی‌‌اند مثل مهرشاد شهیدی
نیکا شاکرمی
مهسا امینی
ندا آقا سلطان
سهراب اعرابی
اشکان سهرابی
که زیبا بودند و‌ با زندگی و مرگشان زیبایی افریدند و رفتند و برای راهروان، امتداد نور شدند از حبس تاریکی تا آزادی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *