
اینکه همایون شجریان صدای نابی دارد یا کنسرت برگزار کند یا نکند اهمیتی ندارد؛ اینکه کجا این کنسرت برگذار میشود هم مهم نیست؛ حتی اگر در بیت رهبری یا تخت جمشید بخواند یا نه، در جمع سلطنتطلبها یا کنگره سالانه مجاهدین خلق بخواند هم مهم نیست.
اینکه همایون «ای ایران» بخواند یا قرآن بخواند یا از سعدی یا سیمین بهبهانی بخواند هم مهم نیست؛ همانطور که فرزند محمدرضا شجریان او هم مهم نیست.
اما مهم است که با مردم صادق باشد؛ مهم است که نتیجه جلساتش با ارکان قدرت را به صراحت فریاد بزند؛ مهم است که بگوید کدام سمت ایستاده، هواخواه اصلاحات است یا نه با سلطنت_طلبی همدل است.
مهم است که همایون دریافتیاش را از یک کنسرت رایگان با اسپانسری یک بانک به صراحت اعلام کند و با کلمه «رایگان» با روان مردم بازی نکند و منت بر سر مردم نگذارد.
مهم است که همایون تاریخ بخواند و بداند که قرنها خون این جامعه را وسطبازها مکیدهاند؛ مهم است که بداند حکومتها آمده و رفتهاند، مردمانی با عقاید مختلف پای عقیده و آرمان خود از میان رفتهاند، اما زالوها ماندهاند؛ و این جامعه دیگر رمقی برای زالوها ندارد و اتفاقا خوب است که ندارد. چرا که پشت این صفکشیها ـ که این روزها کمی نامحترمانه است ـ یک اتفاق خوب در حال رقم خوردن است و آن هم افتادن نقابهاست.
از جاهلان و پروژهبگیرها که بگذریم، برای جامعه آگاه ایرانی مهم نیست که چه کسی طرفدار چه جریانی است؛ اما مهم است که بداند چه باور سیاسی و اعتقادی دارد. برای فردای ایران مهم است که دیگر در ایران نشود ریاکارانه و مزورانه زندگی کرد و این آفت ریاکاری در ایران برای همیشه از میان برداشته شود.
برای جامعه آگاه ایرانی مهم است که نیروی انقلابی و سلطنتطلب و اصلاح طلب عقیده خودش را با صدای بلند فریاد کند و هرینهاش را بدهد؛ و دیگر کسی هم از آخور نخورد هم از توبره …
همایون باید بداند که مسئله جنس صدا نیست و این جامعه صداهای نابی چون صدای محمدرضا شجریان و غلامحسین بنان و هایده و علیرضا قربانی و امثالهم را شنیده و باز میشنود؛ اما صدای ریاکارای تزویر را نه میخواهد و نه میتواند بشنود.
مهم است که این روزها همایون یک اجرای شخصی برای خودش بگذارد و این شعر را بلند فریاد کند که:
حافظا میخور و رندی کن و خوش باش ولی؛
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را.
همایون باید بداند
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی