نسبت افاغنه و جامعه ایران
دوستان و برادران افغانستانی یا متجاوزین افغانی، روایت صحیح کدام است؟ نسبت ما با مهاجرین افغانستانی کدام است؟ هیچ کس نمیداند؛ چرا که جامعه ایران برای تحلیل ارزیابی سود و زیان حضور مهاجران افغانستانی، نیازمند آمارهای زیر است:
تعداد مهاجران افغانستانی در ایران
میزان نیروی کار فعال
عدد افراد مصرف کننده صِرف
تعداد مسکن اجاره شده و خریداری شده
میزان سرمایه وارد شده در ایران توسط مهاجرین
میزان سرمایه خارج شده
تعداد زاد و ولد مهاجرین در ایران
میزان استفاده آنها از یارانه دولتی
میزان جنایت از قتل و تجاوز و … صورت گرفته
تعداد نخبگان افغانستانی در ایران
میزان فعالیت علمی از ثبت اختراع و …آنها
تعداد کتابهای منتشر شده
میزان مصرف اقلام غذایی و …
در غیاب این آمارها، تحلیلها و حرفها و نوشتهها یا
ناشی از موجهای رسانهای هستند که در اطاقهای فکر طراحی شدهاند
یا ناشی از احساسات شخصی متأثر از برخورد فردی هستند، که ممکن است از تعامل با یک دوست اهل افغانستان یا از مواجهه با یک شرور ایجاد شده باشد.
و یا احتمالا و متاسفانه مبتنی بر روحیه #نژاد_پرستی فردی و جمعی
که هیچکدام از اینها دقیق و معتبر و قابل تعمیم نیست.

اصلاح اشتباهات مهاجرپذیری و کرامت انسانی
مسئله مهاجران افغانستانی، خود زنان و کودکان و مردان مهاجر بینوا نیستند و نباید موجبات تقابل احساسی با آنها را فراهم کرد، که به دور از انسانیت و حقوق انسانی آنهاست.
مسئله نوع مواجهه دو گانه حاکمیت با این مهاجران است. جایی که دولت سرکوبگر ابراهیم رئیسی با تفکر پوچ و مهمل دست به پذیرش بی قاعده مهاجرین زد و حالا دولت بیبرنامه مسعود پزشکیان به اشتباهترین شکل ممکن در حال اخراج آنها از ایران است. جایی که کرامت انسانی این مهاجرین ضایع میشود.
بنابراین سمت و سوی درستمطالبه و نقد باید به سمت حاکمیت باشد. جایی که حق و حقوق ایرانیان و مهاجرین هر دو به یک میزان مورد اجحاف قرار گرفته است. ما برای قرنها همسایگی و ارتباط، نیازمند درک و تعامل با همسایه همزبان افغانستانیمان هستیم و بادی که امروز به اشتباه کاشته شود، طوفانی است که بعدها درو خواهد شد.
سیبل اشتباه مهاجرین افغانستانی
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی