مودستو بروکوس و بازنمای واقعیت نژادپرستی
وقتی مودستو بروکوس در سال ١٩٨۵ تابلو Ham’s Redemption. ا را کشید در برزیل نظریه “برانکیمنتو” (Branqueamento) مبنی بر: «سفید شدن تدریجی نسلها از طریق تلاقی نژادی» مطرح بود و او در نقاشی خود همین نظریه و توتم بودن نژاد را به تصویر کشید، این تابلو در خدمت ترویج نژادپرستی بوده و بهعنوان ابزار تبلیغاتی آرمان دولت برزیل برای «پاکسازی نژادی» استفاده شد.
در تصویر، چهار نسل خانواده نشان داده شدهاند: مادربزرگ با پوست تیره، مادر «مُلاتا»، پدر سفیدپوست، و کودک با پوست تقریباً کاملاً سفید. مادربزرگ با حالت شکرگزاری به آسمان نگاه میکند، بهخاطر تولد نوه سفیدپوست و …
شاهکار هنری اما غلط بروکوس سالها یک باور جمعی بود، نژاد از آنروزها تا به همین امروز اصلی انعطاف ناپذیر است، خوب و بد مطلق دارد. استعداد و تمرین، مهم نیست، هر نژادی ویژگی خودش را دارد و انسانها با نژادهای مختلف نمیتوانند به نتایج یکسان برسند

تسوراتو شیمیزو و ابطال قاعده پوشالی نژاد
این اصول در طول تاریخ، بارها نقض شده است و آخرین نشانه بیاهنمیت مسائل نژادی را میتوان در نمایش جذاب تسوراتو شیمیزو، دوندهی ۱۶ سالهی ژاپنی دید که با ثبت زمان ۱۰ ثانیه در دوی ۱۰۰ متر، رکورد یوسین بولت، سریعترین انسان روی زمین تا پیش از ۲۰ سالگی، را شکست. برای آنها که به برتری نژادی اعتقاد دارند این خبر چیزی شبیه باهوشتر بودن اعراب و پاکستانیها از ایرانیان است، همینقدر مهلک و باورنکردنی
ایدئولوگهای نژادپرست، نظریهپردازان حوزههای ژنتیک و ورزش و به تبع آنها مردم عادی، موفقیت دوندگان سیاهپوست در رشتههای سرعت را به ویژگیهای زیستی و نژادی خاص نسبت میدادند. آنها با تکیه بر نمونههایی محدود، کوشیدند نوعی «تعیینگرایی نژادی» را تئوریزه کنند که در آن، سرنوشت انسانها، استعدادهایشان و حتی موفقیتشان از پیش بر پایهی نژاد رقم خورده است. این نگرش، با چاشنی شبه علم، در عمل جز بازتولید برتریطلبی نژادی چیزی نبود.
حالا پسر بچهای به نام شیمیزو، از آسیای شرقی، با این رکوردشکنی بیسابقه، عملاً این روایت را به چالش کشید و به جهان اهمیت برنامه تمرینی، پشتکار، تغذیه، شرایط اجتماعی، و از همه مهمتر، ارادهی انسانی را گوشزد کرد. حقیقت این است که اگر سیاهپوستها در دو سرعت از سایر رقبای خود موفقتر هستند. دلیل ژنتیکی ندارد دلیل اصلی: تمرکز سرمایهگذاری در ورزش در برخی کشورهای آفریقایی یا در آمریکا برای سیاهپوستان و انگیزهی فرار از فقر و تبعیض از طریق ورزش و الگوسازی رسانهای و غیره است و هیچ بحث نژادی در کار نیست و این فانتزیهای نژاد گرایانه محلی از اعراب ندارد.

ایرانیان و نژاد گرایی
قرنهاست این فانتزی بازیها لب و لوچههای بسیاری از ایرانیان را هم آویزان میکند. همانها که با صدها سال شکست و عقب ماندگی تمدنی، افتخار به «نژاد آریایی» و تحقیر مردمان کشورهای همسایه از مسئولیت تاریخی سازندگی و رشد فرار میکنند. در میان این افراد نوعی از برتریطلبی توخالی در قالب شعارهای هویتی بازتولید میشود؛ برتریهایی بدون پشتوانهی علمی یا اخلاقی که هیچ آوردهای را هم به دنبال ندارد.
این نگرشهای خود بزرگ بینی، جماعت وطنی را با تخریب دیگران نشئه میکند تا به جای اتحاد و به جای همت و تمرکز بر اصلاح ساختارهای سیاسی و آموزشی و مدنی، در توهمات «من آنم که رستم بود پهلوان سیر کند»، اینجا اگر کسی بپذیرد که شکست وجود دارد، شکست ایران و ایرانی جماعت از ضعف خود نیست و از برتری نژادی و علمی و مالی دیگری است
خلاصه که رکورد شیمیزو یک هشدار است؛ که نژاد، همانقدر دروغین است که خرافه دروغ است و او با رکورد خود میگوید به جای چسبیدن به فانتزیهای پوسیده، حقیقت را باید در عمل دید: خواست و اراده و تمرین، آموزش، نظم، و ایمان به توانایی انسانی
نژاد، دومیدانی و افتخار ایرانی بودن
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی