تهران شهر دزدهای هویت

 

شهر دزدها …

آخرین سرویس مترو بود
خط یک: حرم امام به سمت تجریش

در شلوغی ایستگاههای ابتدایی ایستاده خوابیده بود.  وقتی قطار خلوت شد بیدارش کردم و گفتم: “بیا بشین اینجا”. خواب از سرش پریده بود اما خیره به روبرو …
خیلی خسته ای نه؟

اره از ساعت ۵ صبح سرپام

داری بر می‌گردی خونه؟

اره خانومم سرایدار یک مدرسه تو اون بالاها شده و مجبور شدم یه گوشه کنار دو تا اطاق بگیریم تا بگذرونیم

مرتبه؟

دلت خوشه‎ها … تو خلخال، سگ و تو اون اطاق تنها نمی‌ذارن

چرا خلخال حالا؟

خب اهل اونجام

چرا خب پس اینجا؟

اومدم واسه کار

راضی هستی؟

چه رضایتی مشتی! از پنج صبح بیرونم و الان تا برگردم ساعت یازده‌ست. تو یه کارخونه تو پرند کار می‌کنم و ۲۰ تومن با اضافه کاری بهم میدن که دهش میره اجاره

تو خلحال سر زمین کشاورزی مغازه ای کاری نمی‌شد انجام بدی نیای تهران؟

چرا داداش … اما فکر نمی‌کردم اینجوری شه اونجا ما کس و کار داشتیم خانواده زنم آبرو دار بود و الان اگه بدونن سریداری می‌کنه …
ببین یه‌جوری رفتار کردن که وقتی تو شهرستانی احساس می‌کنی یه بدردنخوری، تا تهران نباشی اصلا …
همه چی اینجاست … از رهبر و رییس جمهورش بگیر تا پول و کلاس

هویت خلخال

برگرد خلخال …

دیگه نمی‌تونم

چرا

دیگه بچه‌هام شهرستان بیا نیستن

خانومت چی؟

اونقدر وقتی میریم خلخال تهران تهران میگن اونم به همین دلخوشه که واسه همه بچه تهرانه و برنمی‌گرده اونجا

مهمون از خلخال برات بیاد چی؟

یه جوری ردشون می‌کنیم دیگه
یکی دو بار خونه یکی از رفقا رو قرض گرفتم آبروداری شه

چند سالته؟

متولد ۶۰

تا به خودم بیام پا شد و با همان لهجه ترکی گفت:

مشتی من رفتم

با خودم فکر می‌کنم که چه کسی او را به تهران کشید و اصالتش را نابود کرد؟ چه برنامه ای پشت این ایجاد نیاز به زندگی در تهران هست؟ مافیای کجا از این ماجرا سود می‌برد؟ از توسعه نامتوازن است یا …؟
اما ای کاش هنوز پشت هر فامیلی اسم شهر بود مثلا اسم این مسافر بود حسین خلخالی اصل، تا خلخال تا همیشه به او هویت و  اصالت بدهد، تا به چنین دریوزه‌گی نیافتد
در ایران، اصالت های گوناگون، شهرها و فرهنگ‌ها و آداب و عادات همه قربانی تهران می‌شوند، آن هم با یک نشانه:

بچه تهرون

همه چیز قربانی می‌شود تا باسن پدر ۲۰۰ ساله‌ سرمایه‌داری مقیم تهران را دختر بجنوردی بشورد و زباله‌اش را رفتگر قزوینی جمع کند و کف خانه‌اش را زن ساوه‌ای بسابد و همخوابه یک شبه‌اش دختر اصفهانی باشد.
تمام ایران را برای تهران و تمام تهران را برای عده‌ای منصب‌ دار حکومتی و بانکی و … مصادره کرده شده است تا چرخ برده داری و استثمار انسانی بچرخد تا نامی از شهری نماند تا روزی مثل امروز که بگوییم گدای قوچانی … کلفت رشتی … سریدار تبریزی … و ساقی شیرازی و مواد فروش کرمانی و جنده اسلامشهری
به همین راحتی

سهولت

به همین گندی و کثافت

 

هویت تهران


تهران شهر دزدهای هویت

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *