چهار فصل زندگی در جامعه ایرانی

فصل توصیف

همه جا صحبت از این دو است
“سعید مولایی جودوکار ایرانی مدال خود را به اسرائیل اهدا کرد
کیمیا علیزاده تکواندوکار ایرانی مقابل ناهید کیانی روی شیاپ چانگ رفت”
و هیچ کس از جواد فروغی، نابغه تیرانداز برنده طلای المپیک صحبتی نمی کند
مسئله شخص سعید و کیمیا و جواد نیست، مسئله این است که مردم ایران مثل هر عرصه دیگری در المپیک نمایندگانی دارند و حاکمیت نمایندگانی دیگر
و هر فردی می تواند با مانور اجتماعی و سیاسی خود به عضویت یکی از این دو گروه در بیاید
فضا به گونه ای است که هیچ کس هم نمی تواند در میانه این دو بایستد، چه اصغر فرهادی باشد چه محمد خاتمی
هر کسی لاجرم باید یکی از دو طرف ماجرا را انتخاب کند
حاکمیت با زبان رسانه ایَش نشان می دهد که از مردم ایران و انتخاب هایش متنفر است و مردم هم با تمام موجودیتش از جمله نخبگانش دز رسانه های مجازی و کف خیابان و با نافرمانی مدنی این تنفر را فریاد می زند.
کار به جایی رسیده که وطن و خیانت و مرز و پرچم و دشمن و هزار واژه دیگر هم جامعه ایرانی را با حاکمیت آن پیوند نمی دهد

فصل فردا

آنچه در ادامه رخ خواهد داد کاملاً مشخص نیست، اما آشتی این دو نیازمند چند تصمیم محال است
حاکمیت باید در سیاست داخلی دست از انتخابات فرمایشی و پافشاری روی حفظ شورای نگهبان و سیاستهایی مثل حجاب و انحصار قدرت بردارد
و در سیاست خارجی غرب ستیزی و مبارزه با امریکا را کنار بگذارد
و در کلان سیاستهایش عدالت را مستقر و فساد را ریشه کن کند
که تقریباً تمام تحلیلگران تنه خشک درخت حاکمیت را فاقد این انعطاف پذیری میداند
در مقابل مردم هم باید این تصمیم محال را بگیرند و به ساختار جمهوری اسلامی پایبند بمانند و از همین ساختار، مطالبات خود را دنبال کنند و حق و حقوق خود را احقاق کنند
که با رأی دو ملیونی به اصلاحات و بروز تنفر جامعه از اصلاح طلبان چنین تصمیم محالی، محالتر مینماید

فصل تحلیل

رمز عبور از این بن بست را گروههای مختلف موارد زیر می دانند
ایجاد ناامنی در کف خیابان و خون
حمله نیروی خارجی و اشغال
صبوری برای تشکیل دولت اسلامی
گفت و گو و اصلاحات
و حالا جامعه ایرانی است که باید دست به انتخاب بزند
تجربه تاریخ ایران نشان میدهد که جامعه ایرانی اهل فرصت مجدد دادن به حکومتها نیست
بنابراین گزینه اصلاحات و صبوری حذف می شوند
از آن طرف اهل بهره گیری از نیروی خارجی برای مدیریت داخل نیست
خون و خونریزی در کف خیابان هم گزینه مطلوبش نبوده و نیروهای تجزیه طلب را هم نمی پذیرد

بنابراین گزینه های دیگر هم امکانپذیر نخواهد شد
با وضعیت موجود آنچه رخ خواهد داد فروپاشی اجتماعی است
یعنی نابودی هویت فرهنگی، فروپاشی اخلاق، از دست رفتن گنجینه ژنتیکی، اتمام منابع و کاهش جمعیت و غیرقابل زیست شدن جغرافیای محیطی
و در نهایت خارج شدن از مدار قدرتهای منطقه ای و زیست جمادی جامعه ایران در جهان پیش رو

فصل پیشنهاد

فرد فرد جامعه ایرانی، پنج گزینه برای آنچه در پیش است مقابل خود دارد:
خروج از ایران ماندن در ایران و پذیرفتن زوال پیش رو و تطبیق با شرایط
شهروند جهانی بودن و ساکن ایران ماندن و نافرمانی مدنی کردن و مبارزه فرهنگی و آموزشی با تحجر.
_ماندن در ایران و مبارزه انقلابی با تِمِ جان و خون

عکس:

meysam.hamrang@


چهار فصل زندگی در جامعه ایرانی
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

۶ مرداد ۱۴۰۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *