چرا به آینده جنبش اجتماعی زن زندگی آزادی اینروزها امیدوارم؟
فقط در چند دقیقه این دلایل در ذهنم به صف شدند
۱- جنس رهبری
رهبری این جنبش در واقع هدف آن است. و این یک هدف است که در درون نسلهای مختلف، سیمرغی عاقل، صبور اما خشمگین و مصمم شده و به پیش میراند
۲- نسبت با انقلاب سیاسی
در این جنبش، انقلاب فرهنگی و اجتماعی، پیش از انقلاب سیاسی رخ داده است
۳- عرصه فراگیر
عرصه فعالیت برای این جنبش، تنها خیابان نیست و آنکه در خیابان است با آنکه با شعر و شعار و عکس و طرح و تحلیل، جنبش را همراهی میکند دارای یک ارزش و اعتبار است.
۴-ضد قهرمان
این جنبش معقول است و قهرمان ساز نیست و با ساز و کارهای عوامفریبانه، فردا را پر از مدعی وسهمخواه نمیکند
۵-پیشرویی
پیشرو است و به دنبال احیای نظانات و مناسبتهای گذشته نیست
۶- نسبت با ایدئولوژی
شعار این جنبش خالی از هر لفظ و معنای ایدئولوژیک است
۷- غیز متمرکز
این جنبش غیر متمرکز است و شعار زن زندگی آزادی را در ابتدا وارد جامعه سنت زده کرده و مولویها را برای آزادی زن کرد و بلوچ به خدمت درآورده است
۸- دوری از حاشیه تجزیه طلبی
شعار زن، زندگی و آزادی برای این جنبش در درون مرزهای ایران معنا دارد و هوشمندانه وارد چالش تجزیه طلبی نشده است که هیچ، از دل کردستان و سیستان نام ایران واحد را بیرون کشیده است.
۹- زن
موتور محرکه این جنبش در دست زنان است که بر حسب ویژگی طبیعی و ذاتی، زمانیکه تحت فشار قرار میگیرند، استقامت و اراده آنها فرونی میگیرد اما دست به خشونت نمیزنند، از این جهت هیچ نیروی قهری قادر به تقابل با آنها نیست
۱۰- خانواده
این جنبش از درون خانواده برخواسته است و سه نسل را همراه خود دارد
دهه پنجاهیهایی که با شخصیت حقیقی خود عنصر فعال جنبشاند و به عنوان پدر و مادر، همکاری و تشویق لازم را برای فرزندان خود در مسیر مبارزه را داشتهاند. نسل دهه شصتیها که هم عنصر فعال مبارزهاند و هم تجربیات حاصل از اشتباهات خود را در اختیار نسلهای مبارز بعدی قرار دادهاند. دهه هفتاد و هشتادیهایی که در پیوند با نسلهای پیشین و نه بی اعتنا و خودسرانه عنصر فعال مبارزهاند.
۱۱-نسبت با اصلاحات
اهالی این جنبش تا به این لحظه هیچ لبخندی به جریان اصلاحات نزدهاند و به هیچ همراهی ریاکارانهای روی خوش نشان ندادهاند
۱۲-عدم وابستگی به نیروی خارجی
این جنبش چشم به دهان وجیب و حتی محتوای نیروی خارجی ندارند
۱۳-تکثر
این جنبش تکثر را پذیرفته است. و وارد چالش جنگ دینی واعتقادی با جامعه ایران نشدهاند
۱۴- گذشتن از مرزهای سخت
از رهگذر فعالیت جنبش زن زندگی آزادی، چنان انقلاب فرهنگی و اجتماعی صورت پذیرفته که بازگشت به ارزشهای تابستان ۱۴۰۰ دیگر حتی نوستالژی هم نیست
۱۵- جنبش زن زندگی آزادی و دوری از حواشی
جنبش زن زندگی آزادی سخنگو ندارد و وارد چالش کلامی با مخالفان خود نمیشود تا روی هدف خود متمرکز باشد

چرا به جنبش زن زندگی آزادی امیدوارم؟
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی