این شب نگار است

۱-

یکی از آدم‌های خوبی که می‌شناختم از دنیا رفته است، کمی دنیایم از امشب کمتر خوب خواهد بود.

۲-

امروز بعد از سالها به کوه رفتم و بالای یک قله واقعی بودم، کوه بر خلاف حرف‌ها و القاب و #ثروت، اعتباری نیست

۳-

فکر می‌کنم صورتم در عکسی که در قله گرفتم، گرفته و رنجور است و مصمم، حقیقت من است

۴-

صحبت از این بود که علیرضاقربانی شاخص‌تر است یا همایون شجریان؟ چرا باید یکی‌شان را انتخاب کنم که زندگی سخت تر شود؟

۵-

دنیا خودش به قدر کافی روضه دارد، دوست ندارم روضه بنویسم اما غزه زیر بمباران است و من کودک در رنجی دارم که بتوانم حس کنم چه می‌کشند آنجا،

۶-

فکر می‌کنم که چه زمانی باید این حرفها را #پست کنم که تعداد بیشتری ببینند؟ چه فکر مزخرفی به من تزریق کردند

۷-

نمی‌دانم اینها چه ربطی به هم دارند و چطور باید بنویسم‌شان، فقط دارم می‌نویسم

۸-

یک پرونده درباره #مدارس_دخترانه و اتفاقات پاییز ۱۴۰۱ بستم هفته قبل، مجبورم کردند برای گریز از سانسور اولش دو سه خزعبل‌ هم کار کنم، به این فکر میکنم که اگر یک نفر همان ده صفحه اول #مجله را بست و حقیقت را نخواند چه؟

۹-

بس است، بیشتر از این احساسات و افکاری‌ست که نباید بنویسم‌شان تا بمیرند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *