گفت و گو با یکی شبیه شیرین نشاط

می گم تو عکس های شیرین نشاط رو دیدی؟
آره
چرا تصویر زن چادری توش اینقدر سیاهه؟
چون سفیدی زن چادری و تو مغزش به زور فرو کردن
حالا زن چادری سیاهه یا سفید؟
فکر کنم ملاک سیاه و سفیدی آدمها، پوشش نیست. به نظر خودت؛ زن بی چادر سیاهه یا سفید؟
اره راست می گی. به نظر من همه آدما خاکستری هستنن … چادر چیه اصلا؟
چادر یک پوششه مثل همه پوشش های دیگه … مثل جوراب و دامن و روسری و مانتو و حتی یک شال گردن …
نه یک کلمه بیش تر و نه یک کلمه کم تر
به نظرت ذاتاً چیز بدیه؟
نه
-ذاتا آیا پوشش مقدسیه؟
نه
چی می شه که چادر می شه نماد عشق و تنفر؟
قانون
چرا نگفتی شرع، مگه چادر دستور شرع نیست؟
چون سرچشمه شرع، دینه و در دین، جبر معنا نداره … در ضمن شرع نمی گه چادر
یگه حجاب؟
نه!
پس چی؟
میگه عفاف
شرع می تونه ملاک قانون باشه؟
آره اما جواب نمی ده
چرا؟
چون قانون مجازات می خواد اما شرع مجازات دنیوی بردار نیست
قانون برای چیه؟
برای یک دست کردن جامعه
جامعه امروز رو آیا می شه یک دست کرد؟
نه
چرا؟
چون انسان امروز پیچیده تر از هر زمانی شده و قالب دادن بهش سخته
به نظرت اگه یه روز بگن پوشیدن دامن در یک جامعه اجباریه چی می شه؟
شورت نماد مبارزه با دامن می شه
راستی نظرت و راجع به شیرین نشاط نگفتی؟
راجع به خودش که نظری ندارم اما راجع به هنرش باید بگم که یک واکنشه، بیا درباره کنش هایی حرف بزنیم که این واکنش رو برانگیخته
راست می گی. می دونی منم یک شیرین نشاط تو وجودم دارم
کی ساخته اونو تو وجودت؟
همینا که نو گفتی …قانون … وَن گشت ارشاد … بیلبورد های شهرداری … مامانم … آخوندا … فاطی کاماندو دانشگاه … عکس پرسنلی …
اینا همون کُنش‌ها هستن
متنفرم از همه شون

 

8 مارس

گفتگو با یکی شبیه شیرین نشاط

نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی

یک پاسخ به “گفت و گو با یکی شبیه شیرین نشاط”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *