چگونه میشود از سطح وقایع روزمره سیاسی و حرفها و ادعاها و قمپوز در کردنها عبور کرد و آینده را دید؟ آیا فردا و پس فرداهای ایران با همین کیفیت امروز خواهد بود؟ رو به سقوط و تباهی؟
این سوالات وقتی بی پاسخ میماند عدهای ناامید و عدهای در خیالبافی سیر میکنند و هر دو منفعل میشوند و هیچ مسئولیتی را نمیپذیرند.
این یادداشت پاسخی برای این سوالات و کشف وظیفه فرد فرد ایرانیان برای ساختن فرداست
تاریخ چیست؟
اول – فیلسوفان تاریخ میگویند تاریخ چند داده مزخرف از تصمیمات فلان پادشاه پوفیوز و کارنامه دزدیها و جنایات فلان وزیر نیست، تاریخ یک موجود زنده و متحرک است؛ موجودی با روح، حرکت و دارای هدف، قانون، مسیر و محرک است.
این تاریخ، وقتی به حرکت درمیآید و مسیر خود را میرود، انسانها و ساختارها را یا همراه خود کرده و یا زیر چرخهای سنگین خود له میکند.
نقش انسان در تاریخ چیست؟
دوم – واقعیت این است که انسانها خود تاریخ نیستند، بلکه در «تاریخ» قرار دارند. تاریخ بر انسانها مسلط میشود، آنها که اهل تغییر و رشد هستند را در میدان خود گرد میآورد و به جایی میبرد که میشود نامش را نقطه تکامل یافتهتر نسبت به وضعیت فعلی است. و اگر دنبال نقش اراده انسانها بگردیم باید بگوییم که اراده انسانها اگر مطابق جهت حرکت تاریخ نباشد، کاری از پیش نخواهد برد
آیا میتوان در برابر حرکت تاریخ ایستاد؟
سوم – هگل میگوید: «تاریخ کشتارگاه ارادههای فردی انسانهاست» یعنی حرکت تاریخ منطبق با خواست جمعی انسانهاست
مارکس انسانها را تنها «قابله» میشمارد که در برابر حوادث تاریخ فقط میتوانند وضع حمل جهان آبستن را تسهیل کنند و از نابودکردن آن عاجزند، پس هیچ دیکتاتور و هیچ صاحب قدرتی نمیتواند از زایش عصر جدید جلوگیری کند و جلوی تغییرات اساسی که همان حرکت تاریخ است را بگیرد
و گفته انگلس که خدای تاریخ را سنگدلترین خدایان میداند و ارابه پیروزی خود را از روی اجساد مردگان و طاغیان میراند، حرفی برای آنکه حرکت تاریخ توقف ناپذیر است، باقی نمیگذارد
تاریخ در ایران به حرکت درآمده است؟
چهارم – هر کس که از عقل بیبهره نباشد، اگر به سیر وقایع پس از سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نگاه کند، به نوعی حرکت تاریخ را حس خواهد کرد
تغییرات کاملاً ملموس است و انگار عصری در حال پایان پذیرفتن و عصری دیگر در راه است و هیچکس با هر میزان قدرتی قادر نیست این حرکت تاریخی را متوقف کند. حقیقت این است ایران در آستانه تغییر است
تاریخ چگونه حرکت میکند؟
پنجم – در فلسفه تاریخ معمولاً از سه مدل حرکت تاریخی سخن گفته میشود:
خطی: تاریخ رو به جلو میرود و هر مرحله فارغ از رو به تکامل بودن یا نبودن در پی مرحله قبل میآید.
دورانی: تاریخ مدام تکرار میشود و ملتها در چرخههای مشابه گرفتار میشوند.
مارپیچی یا تکاملی(مشابه فنر): ترکیبی از دو حالت قبلی؛ تاریخ به گذشته بازمیگردد، اما در همان نقطه نمیایستد. یک پله بالاتر میایستد، با آگاهی و تجربه بیشتر.
امروز بسیاری از فیلسوفان معتقدند تاریخ نه خطی است و نه دورانی صرف. تاریخ مارپیچی – تکاملی حرکت میکند: انسانها و ملتها بارها به موقعیتهای آشنا بازمیگردند، اما این بازگشتها مقدمه جهشاند، نه تکرار صرف.
تاریخ در ایران امروز چگونه حرکت خواهد کرد؟
ششم – ایران امروز در یکی از همین «نقاط چرخش» ایستاده است؛ جایی که جامعه دوباره به مسائل قدیمی بازگشته—قدرت، آزادی، نقش فرد، نقش جامعه، توسعه و هویت را جستجو میکند اما نه در سطحی مثل گذشته. این بار با تجربه صد ساله آزمون و خطا، شکست و امید، و با فهم تازهای از خود.

آیا هنوز قهرمانان تاریخ را به پیش میبرند؟
هفتم -یک واقعیت در این لحظه تاریخی وجود دارد که کمی امیدوار کننده است، یک سوءتفاهم دیرپای ایرانی آرامآرام در حال فروپاشی است: اینکه قهرمانی از راه برسد و تاریخ را پیش ببرد. فلسفه تاریخ مدتهاست هشدار داده که دوره «قهرمانمحوری» رو به پایان است. در گذشته، قهرمانها موتور تاریخ بودند، اما جهان مدرن و تجربه ملتها نشان داده است دیگر قهرمانان باعث حرکت تاریخ نیستند
محرک تاریخ در ایران امروز چیست؟
هشتم – جامعه ایران دارد باور میکند که عصر قهرمان، عصر گذشته است و عصر امروز عصر آگاهی جمعی است. تحولات عمیق جامعهها دیگر نه نتیجه ظهور یک فرد، بلکه نتیجه جمع شدن تدریجی فهم مشترکاند، فهمی درباره مسیر، خواستهها و معنای زیستن در یک سرزمین.
ایران امروز در آستانه چنین تغییری ایستاده است؛ تغییری که از دل مردم و حافظه جمعی میجوشد؛ از تجربههایی که نسلها اندوختهاند، از گفتوگوها، نارضایتیها، امیدها، ترسها و آگاهی که هر روز بیشتر میشود.

چرا حرکت تاریخ در ایران برای تغییر کند است؟
نهم – تغییر وضعیت فعلی در ایران حتمی است و کسی نمیتواند جلوی این تغییر را بگیرد، قهرمانی هم به تنهایی نمیتواند این وضعیت را تغییر دهد. تاریخهای بزرگ همیشه به همین شیوه پیش رفتهاند: نه با یک نجاتدهنده، بلکه با بلوغ یک ملت. وقتی جامعه میفهمد قرار نیست قهرمانی از بیرون یا درون بیاید و بار مسئولیت تاریخ را از دوش یک فرد به دوش خود منتقل میکند، وارد عصر تازهای میشود:
عصر فاعلیت جمعی.
آنچه این تغییر را کمی به تاخیر میاندازد، انتظار نسخه تازهای از جامعه ایران است، جامعهای فعال و آگاه به حقوق خویش، که با تاریخ همراه شود و به زوال و مرگ تدریجی عادت نداشته باشد.
فلسفه تاریخ و ایران سالهای پش رو
نویسنده: مهدی رزاقی طالقانی
