چالش عینیت و بی‌طرفی در فلسفه تاریخ | عبدالحسین زرین‌کوب

چالش عینیت

بت‌های خطا و خطرات آن‌ها در تاریخ‌نگاری

شناخت اسباب خطا در تاریخ به مورخ خاطرنشان خواهد کرد که در کار خویش تا چه حد باید دقت و احتیاط نشان دهد. این نام «بت» که بیکن در باب منشأ تعدادی از خطاها به کار می‌برد، هیچ‌جا به اندازه تاریخ مفهوم واقعی خود را نمی‌یابد.

بت‌های خطاانگیز نه فقط مدارک و اسنادی را که درخور اعتماد نیست، ممکن است نزد مورخ معتبر جلوه دهد بلکه در تفسیر و توجیه اسناد نیز چشم نقادی او را ممکن است تیره کند.

تسلیم و انقیاد بدانچه بیکن بت‌های طایفه‌ای می‌خواند یک درد دیرینه انسان است لیکن با پرستش این بت‌های کهنه مورخ بیش از فیلسوف به جامعه می‌زند.

قبول تعالیم یک فیلسوف عادی به ندرت ممکن است اساس فرهنگ جامعه‌ای شود، اما اقوال مورخ غالباً زمینه فرهنگ اقوام را می‌سازد و خطاهایی که ممکن است در آنها باشد گاه به بیش از خطا منتهی می‌شود.

این تمایل فطری که مورخ را وامی‌دارد در آنچه با قضاوت‌های او سروکار دارد بیشتر توجه به مؤیدات کند و از آنچه مایه تضعیف عقیده و نظر اوست بپرهیزد، قضاوت بسیاری از مورخان را به طور تأسف‌آمیزی از عینیت – حتی عینیت نسبی – منحرف کرده است.

آیا پیروی از تمایلات فردی و تعصب در عقاید شخصی نیز که بر حسب تعریف بیکن از بت‌های شخصی است در تاریخ موجب انحراف‌های وحشتناک شده و خطاهای عجیب؟

مسلم پنداری و قول به بخت و اتفاق

قول به بخت و اتفاق که مورخ گهگاه – در اثر فقدان اسناد کافی که توجیه علمی را ممکن کند – خود را از قبول آن ناچار می‌داند، ممکن است در موارد دیگر بدون تحقیق و فقط در اثر تبعیت از اقوال و عقاید جاری برای وی اساس قضاوت واقع شود و منشأ خطا – بت‌های بازاری؛ چنان که تبعیت کورکورانه از اقوال کسانی که مردم عادت کرده‌اند سخنان آنها را به منزله حجت بشمرند، در واقع پرستش چیزی است که بیکن آن را بت‌های نمایشی می‌خواند و مایه خطاهای بسیار. این پندارها که منشأ بیشترین خطاهای انسان است سرچشمه‌هایی است که باید آنها را کور کرد.

برای مورخ هیچ چیز خطاانگیزتر از آن نیست که تسلیم تمایلاتی شود که انسان را وامی‌دارد آنچه را از پیش تصدیق کرده است مسلم بپندارد و در اسناد و مدارک خویش دنبال چیزهایی بگردد تا آن را تأیید کند یا آنکه چیزی را قبلاً ناممکن فرض کند و در بین مدارک و اسناد خود دنبال چیزهایی بگردد که وقوع آن چیز را ناممکن جلوه دهد. از اینجا است که مورخ در خطا ایمن نیست و در این دشواری آنچه تاریخ با آن روبه‌روست همان است که دستوری دکارت که سنگ بنای فلسفه اروپاست، در مورد فلسفه هست. شک هم در حقیقت یک نوع احتیاط فیلسوفانه است در مقابل تمایلاتی که طبع انسان این گونه خطاها دارد و این امری است که مورخ نیز فقط با پیروی از آن می‌تواند نتیجه کار خود را تا حد ممکن از خطا خالی بیابد.

چالش عینیت در تاریخ

تحلیل دکارت و مالبرانش درباره منشأ خطا در قضاوت مورخان

دکارت (۱۵۹۶–۱۶۵۰) در باب اسباب و موجبات خطا در کتاب اصول فلسفه نکته‌سنجی‌هایی دارد که مخصوصاً برای مورخ درس خوبی می‌تواند باشد. از جمله می‌گوید که:

در بعضی موارد، خطا از اینجا ناشی می‌شود که انسان از کودکی پاره‌ای عقاید و احکام مقبول متواتر و مشهور را در ذهن خود پذیرفته است – و به آنها خو کرده است و نمی‌تواند آنها را از فکر خویش خارج کند و خود را از قید آنها رها سازد؛ از این رو گرفتار سبق ذهن می‌شود و از حقیقت انحراف می‌یابد.

سبب دیگر آن است که گاه پاره‌ای مفاهیم و تصورات در ذهن او به هم مخلوط می‌شوند و وقتی فکر خسته است از جدا کردن آنها در می‌ماند و کارش به احکام غلط و تصدیقات خطا می‌انجامد. بعضی اوقات نیز خطا از بی‌دقتی در عبارت و در بیان مقصود حاصل می‌شود و این خطای لفظی را نباید کوچک شمرد که گاه عواقب بد دارد و موجب اشتباهات و انحرافات عمده می‌گردد.

تحقیقاتی که دکارت در باب منشأ نفسانی خطا دارد جالب است اما بسیاری از آنها چندان با کار مورخ ارتباط خاص ندارد چنان که اقوال مالبرانش نیز در جستجوی حقیقت در بسیاری از موارد غالباً مربوط به کار مورخ نیست. مع‌هذا، این قول مالبرانش که – مثل دکارت – علت عمده خطا را خواست و اراده انسان می‌داند و جهت اجتناب از وقوع در خطا توصیه می‌کند که باید خواست و اراده را از شائبه اغراض منزه و مصون نگه داشت، یک اندرز طلایی است برای مورخ. اجتناب از تقلید، از تعصب، از مهر و کین، و از افراط در اعتماد به قوۀ فهم نیز که مالبرانش برای دریافت حقیقت و پرهیز از خطا توصیه می‌کند همه از آن گونه است که مورخ هم در جست‌وجوی اسناد و هم در توجیه و تفسیر اسناد خویش می‌بایست در نظر بگیرد.

 

منبع: کتاب تاریخ در تزازو

 


 

چالش عینیت

نویسنده: عبدالحسین زرین‌کوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *