در خدمت و خیانت مورخ بیطرف
امکان بیطرفی
بی طرفی مورخ امکان یا عدم امکان بیطرفی مورّخان در عرصه توصیف و تحلیل مسائل تاریخی از مقولات مورد مناقشه حوزه معرفتشناسی تاریخی است که ارتباط وثیقی با دو مقوله ارزش داوری و گزینش دارد. بیطرف ماندن یا نماندن مورخ عینیت در تاریخ را خدشه دار ساخته و مستمسکی دردست نسبی گرایان علیه عینیت باوران بوده است
در حالی که عینیت باوران معتقد به امکان پذیری قرار گرفتن تحلیلگران حوزه علوم انسانی و از جمله مورّخان در مقامی کاملاً بیطرف هستند، منتقدان آن را رد میکنند و گریز از بی طرفی و ارزش داوری را امری محال میدانند. عبدالکریم سروش در کتاب فلسفه تاریخ خود مینویسد:
«تاریخ نویسانی که به نام بی طرفی، بیانصافی میکنند و به جای ذکر و تصریح نقطه نظر خود، خود را بینظر و بیطرف جلوه میدهند، فریبکارانی بیش نیستند که حتی گاهی خود را میفریبند و واقعاً گمان میکنند که بیطرف هستند، بیطرفی برای انسانی که از ابتدای زندگی در توفان نظرها و جبههگیریها، میزیسته معادل با بی هنری است، آن هم نوعی بی هنری امکان ناپذیر. به جای فریفتاری، بهتر است پیشاپیش زاویه دید خود را هم بر خود و هم بر دیگران عرضه کنیم».
مورخ به اعتبار انسان بودن نمیتواند در تحلیل مسائل نسبت به آنها کاملاً بیطرف بماند. هر انسانی دارای موضع گیری ارزشی است و بر این مبنا میان ارزشهای مختلف اولویتگذاری میکند. از نظر گونار میردال این اولویت گذاری ارزشی به معنای نقض روش علمی در تحلیل مسائل نیست؛ معیار پایبندی به روش علمی، ادعای بیطرفی نیست، برعکس بیان صریح و آشکار اولویتهای ارزشی است تا هر ناظری درستی حصول نتایج به دست آمده از آن اولویتهای ارزشی را محک بزند.
نسبیت باوری و خطرات آن در تاریخ
به گفته ریمون آرون خطر نسبیت باوری هنگامی از بین میرود که مورخ دست از ادعای باطل بی طرفی مطلق بردارد، دیدگاه خود را به روشنی بیان کند و پذیرای دیدگاههای دیگر شود. ماکس وبر نیز معتقد بود شخص نباید به جنگ عقاید خود برود، برعکس پایبند بودن به عقاید شخصی را برای خلاقیت در علوم اجتماعی ضروری میدانست.
در یک کلام، فرضیه تاریخی باید همواره آزمایشی و قابل تصحیح بماند و اصرار بر این نکته که با گذشته باید در چهارچوب خودش و بدون رجوع به علایق و ارزشهای معاصر برخورد کرد، در عمل بی معناست.
تمام استنتاجهای تاریخی نسبی هستند زیرا مشروط و مقید به شرایط زمانی، مکانی و هویت مورخ میباشند بنابراین بهتر است که مورّخ به این امر اعتراف و اذعان داشته باشد و فرضیات خود را به وضوح روشن و معین نماید نه اینکه علی رغم جانبداریهای غیر عمدی و نادانسته به عینیگرایی مطلق تظاهر کند.

استدلالی بر درست بودن بیطرف نبودن مورخ
تاریخ نویسان عقیده دارند که اگر بخواهند خود را از قید اندیشههای بخصوصی که در ذهن دارند آزاد کنند و حقایق را از دیدی کاملاً بیطرفانه بنویسند، نتیجه ای به بار نخواهد آورد و اصلاً تاریخ نیست، آنها استدلال میکنند که هر کتاب تاریخ از دیدگاه خاصی نوشته میشود و تنها از همان دیدگاه مفهوم دارد. اگر همه دیدگاهها را از تاریخ بیرون بکشیم آنچه باقی میماند اصلاً قابل درک نیست. بنابراین به دنبال تاریخ عینی گشتن، یعنی فقط حوادث را توصیف کردن نه ممکن است و نه مطلوب. یعنی نه میتوان داشت و نه میباید داشت و نباید بیهوده خود را به نام بیطرفی فریفت که ما حوادث را همچنان که بودهاند، شرح میکنیم و از دخالت عنصرهای ذهنی خودداری میورزیم. دخالت عنصر ذهنی و طرح دادن به یافته های پراکنده و پریشان خارجی از لوازم انفکاک ناپذیر ماهیت هر علم است.
تاریخ، ذهنگرایی و کشف حقیقت نهایی
از آنجا که تاریخ دربردارنده یک عنصر ذاتاً ذهنی است، هرگز حقیقت نهایی هیچ موضوع و مسئله مهمی نوشته نمیشود. نیاز مورخ به استفاده از نیروی تصور خود برای فهم مکنونات ذهنی کسانی است که با آنها سروکار دارد، و نیز درک اندیشهای که در ورای اعمالشان نهفته است.
عینیترین تواریخ نیز در به کار بردن مواد و توجیه و تفسیر، آلوده به شائبه ذهن گرایی است. این ذهن گرایی اجتناب ناپذیر است زیرا ماده آنیک بار از ذهن شاهد و یک بار از ذهن مورّخ می گذرد در این صورت آنچه در تاریخ عینی خوانده می شود نمی تواند نظیر آن چیزی باشد که در علم آن را عینی می خوانند.
محدودیت مورخ و اسناد و تکیه مورخ بر ارزشها رسیدن به عینیت مطلق را بـرای مــورخ غیر ممکن میسازد کار مورّخان بعدی با در اختیار داشتن منابع و مراجع دیگر و نیز با علایق، گرایشها، حدسها و نظریات جدیـد بـه تحقیق در تاریخ خواهند پرداخت. آنان سؤالات جدیدی طرح خواهند کرد و نیز منابع و مدارک تازه ای کشف خواهند نمود. نسلهای نو و اقوام و ملتهای دیگر همواره این آمادگی را خواهند داشت تا بینشهای جدید و تفسیرهای نوینی از گذشته عرضه نمایند
مورخ و پیشداوری
البته ممکن است منظور از بی طرفی مورخ به معنای نداشتن پیش داوری باشد؛ اما پیش داوری چیست و آیا میتوان از آن فارغ شد؟کالینگوود مراد از پیش داوری را تمایل به قضاوت درباره مسائل یا فیصله دادن آنها قبل از بررسی دلایل و شواهد میداند و اینکه شخص میل داشته باشد جواب معینی به فلان مسئله، پاسخ درستی از کار درآید. در این صورت پیشداوری چیز خطرناکی است و با روح حقیقت جویی که مورخ مدعی آن است تناقض دارد.
از طرفی واضح است که مورخ هنگام بحث درباره مسائلی که به خودش به عنوان انسانی در عرصه عمل مربوط میشود یا حتی منعکس کننده علایق و منافع اوست، ممکن نیست بدون پیش داوری بماند. انکار پذیر نیست که پیش داوری سبب میشود که شخص دلایل و شواهد را به سود یک طرف بزرگ جلوه دهد و به زیان طرف دیگر نادیده بگیرد. حال سؤال این است پس چه باید کرد؟ پاسخ کالینگ وود چنین است
«به جای اینکه ریاکارانه دل خوش کنیم که هیچ پیش داوری نداریم یا بیهوده بکوشیم که از قید هرگونه پیش داوری خلاص شویم، باید با کشف پیش داوریهایمان موضع و نگرش وکیل مدافع را ترک گفته، موضع و نگرش قاضی را پیش گیریم و این کاری است که باید بکنیم اگر بتوانیم»
به نظر سی بیین مکالا بهترین راه پرهیز از جانبداری در تاریخ و پادزهر آن، پایبندی آگاهانه سفت و سخت به عقلانیت در نوشته های تاریخی است. این پایبندی عبارت است از جستجوی آگاهانه شواهد ناسازگار با فرضیه مرجح، پیش از دفاع کردن از درستی آن فرضیه.
تاریخ و مورخ بیطرف
نویسنده: دکتر حسین مفتخری

2 پاسخ به “تاریخ و مورخ بیطرف | حسین مفتخری”
به تاریخ هم اعتمادی نیست
اعتمتد کامل، بله نیست، اما به برخی از تواریخ میشود اعتماد داشت