در باب عینیت تاریخی
معضل عینیت یا مسئله عینیت تاریخی، مهمترین و نیز دشوارترین مبحث در فلسفه انتقادی تاریخ است. مورخان تا چه اندازه میتوانند به حق مدعی اعتبار صدق عینی نتایج گردند. که معمولا به آن میرسند. آیا آنها، طبق سخن مکرر «فون رانکه»، میتوانند مدعی کشف گذشته، آنگونه که واقعا بوده است، شوند، یا خیر؟
معرفت شناسی پوزیتیویستی و ایدئالیستی
کسانی را که مدعیاند میتوانند غالباً «عینیت گرایان» می نامند و کسانی را که منکر این امکان هستند. غالباً «نسبی گرایان» میخوانند؛ که به ترتیب نامهای دیگری برای معرفت شناسی پوزیتیویستی و ایدئالیستی محسوب میشوند؛ و البته همان گونه که درای به درستی مطرح می کند معمولاً این فیلسوفان و نه مورّخان بودهاند که در دفاع از حیثیت علمی رشته تاریخ قویاً به نفع امکان تاریخ عینی استدلال کردهاند و فیلسوفانی که این چنین استدلال کردهاند غالباً همانهایی بودهاند که از نظریه پوزیتیویستی تبیین تاریخی حمایت کردهاند.
تاریخ عینیت و معضل عینیت در معرفت تاریخی
دوره تفکر تاریخی سنتی
در باب وجود یا فقدان عینیت در معرفت تاریخی مراحلی چند طی شده است. در تفکر سنتی ماقبل مدرن معرفت تاریخی معرفتی آینه وارو تطابقی بود که هدف مورخ رسیدن به واقعیت تاریخی بود مورخان تصور میکردند حکم آینه ای دارند که میتوانند و در صددند آنچه رخداده است را عیناً به ما منعکس کنند؛ یعنی در این تفکر عینیت تاریخی امری ممکن و در دسترس تلقی میشد. لوسین نویسنده یونانی سدۀ دوم پیشنهاد میکند که تاریخ نگار باید «ذهنی» مانند آینه، روشن و درخشان داشته باشد و شکل چیزهایی را که دریافت میکند،بدون هیچ گونه تغییر شکل، رنگ آمیزی دروغین و بد بازنمایی به نمایش بگذارد.
دوره مدرن
در دوره مدرن اما با ظهور مباحث جدید در حوزه معرفت شناسی، واقعیت تاریخی حکم آینه ای غبار آلود و کدر را دارد و در نتیجه ازسوی عینیت باوران وصول به واقعیت تاریخی امکان پذیر است اما نه به راحتی بلکه فقط از راه روشهای خاص علمی این امر شدنی است . مورخ مدرن حقیقت تاریخی عینی را از پیش مفروض میدارد که حداقل سرانجام بتواند از زیر حجاب بیرون بیاید تا گذشته راهمان طور که بوده نشان دهد.
دوره پست مدرن
بیشتر مورخان و دانشمندان اجتماعی قرن نوزدهم معتقد بودند که عینیت فارغ از ارزش عاری از جهتگیری ارزشی امری قابل حصول و امکان پذیر است اما خصوصاً در اواخر قرن بیستم با ظهور گرایشهای پست مدرن در معرفت شناسی دستیابی به عینیت را غیر ممکن و غیر عملی دانستند. در تفکر پست مدرن معرفت تاریخی امری است ممتنع و امکان دستیابی به واقعیت تاریخی وجود ندارد زیرا مورّخ در خلا حرف نمیزند بلکه در فضایی از علایق و ارزشها زندگی میکند که در تاریخ نگاری او تأثیر گذارند.
بر اساس دیدگاه پست مدرنیستها «معرفت شناسی نشان میدهد ما هرگز واقعاً نمی توانیم گذشته را بشناسیم، و «عینیت و بی طرفی وهم است» و «تاریخ هرگز بیغرضانه گفته یا خوانده نمی شود، بلکه همیشه برای کسی است.

دانش تاریخ و معضل عینیت
نویسنده: دکتر حسین مفتخری
