عینیت

عینیت به  زبان ساده

تعریف عینیت

عینیت معانی متعددی دارد: از جمله مطابقت با واقع و نیز به معنای قابل تصدیق(آزمون پذیر) همگانی؛ یعنی آیا همه می‌توانند در بصدق یا کذب مسئله‌ای تحقیق کنند و به نتیجه واحدی برسند یا خیر؟

در فلسفه ‌کلاسیک و جدید

در فلسفه کلاسیک عیـنیت بیشتر به معنی مطابق با واقع به کار می‌رود، اما در فلسفه جدید بیشتر به معنی قابل تصدیق همگانی یا آزمون‌پذیری بین الاذهانی است و در مقابل «ذهنی» که امری شخصی و غیر قابل انتقال است تفسیر می گردد.

«آزمون پذیری بین اذهانی»، یعنی تک تک افراد جامعه علمی علی الاصول می توانند شرایط آزمون یک نظریه را فراهم آورند و در خصوص صدق و کذب آن به تحقیق بپردازند. البته منظور از مشاهده پذیری همگانی» نه زدودن نقش ذهن یا سهم عالم بلکه اتفاق نظر با اهل علم و در عرف آنان است و مراد از «همگانی» همه مردم کوچه و خیابان نیست؛ عرف یا جامعه اهل علم گسترۀ بینالمللی دارد ولی اعضای آن پایبند به سنت مشترک واحدی هستند.

عیـنیت و واقع‌گرایی

عیـنیت را به معنی واقع گرایی نیز تعبیر کرده اند. از این منظر عینیت اصطلاحی است که یکی از معانی آن دلالت بر برداشت عین یه واقعیت دارد.

از منظری دیگر عیـنیت به این نکته اشاره دارد که علم به صورت حقیقی باید فارغ از هر گونه نگره های شخصی ملاحظه شود، در همین راستا استنفورد منظور از عینیت را آن می‌داند که آراء، داوریها و گزاره های ما بر مبنای موضوع مورد بررسی هر چه باشد شکل گیرد. صدق یـا کـذب آنها باید مستقل از افکار و احساسات افراد باشد. پس آرمان عینیت عبارت است از شناختن یا بیان چیستی جهان کاملاً به صورتی جدا از ذهنیت فرد شناسنده.

در علم

عیـنیت از مهمترین خصایص علم به شمار می رود. می‌توان به بیانی ساده فرض عینیت در علم را مبتنی بر سه پیش فرض دانست:

۱ حقیقت واقعیتی مستقل از فاعل شناسا وجود دارد.

۲. این حقیقت واقعیت علی الاصول شناختی است.

۳٫ معیار یا معیارهای عام و فرا تاریخی وجود دارد که به استناد آن می توان به نحو معقول یک نظریه را بر نظریه دیگر ترجیح داد.

مطابق دیدگاه عیـنیت گرایی عینیت آرمانی علم و علم عینی آرمانی علمی است که در آن سهم و نقش ذهن یا فاعل شناسا (دانشمند و در اینجا مورخ) بـه صفر رسیده باشد و علم یکسره از غیر علم فارغ و پیراسته باشد.

عیـنیت باوری

برایان فی معتقد است از نظر تاریخی مهمترین تفسیر از عیـنیت را عینیت باوری به دست داده است عینیت باوری نظریه ای است که میگوید واقعیت مستقل از ذهن ما «در خود» وجود دارد و این واقعیت به همین صورت قابل شناختن است، پس عینیت را می‌توان حالتی از شناخت تعریف کرد که در آن مقولات و برداشتهای پیشینی تمنیات عواطف داوریهای ارزشی و امثال اینها که ضرورتاً ما را گمراه می‌کند و بدین ترتیب مانع از رسیدن به حقیقت عینی می شود، وجود نداشته باشد. این دیدگاه معرفت شناختی که تصور می کند ذهن همانند آینه منعکس کننده واقعیت است سرشتی پوزیتیویستی دارد.

شالوده‌های عیـنیت گرایی

در واقع شالوده های اساسی عیـنیت گرایی شامل هستی شناسی رئالیستی و معرفت شناسی پوزیتیویستی است.

با این تلقی نظریه با رخدادی را عینی می‌خوانیم اگر که با واقعیت چنان که در خور است تطابق داشته باشد. در مرحله بعد، اشخاص یا شیوههایی را عینی می‌خوانیم اگر که در آنها عناصر ذهنی یا سوبژکتیو حذف شده باشند، عناصری که مانع رسیدن به حقیقت عینی هستند. از همه توضیحات فوق می‌توان به تعریفی از عینیت رسید که استنفورد آن را در سطح نظریه های علمی رایج‌تر از دیگر تعریف‌ها می‌داند؛ یعنی امر معقول قابل پذیرش برای هر شخص عاقل و خردمند.


عیـنیت

نویسنده: دکتر حسین مفتخری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *